
پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در آگست ۲۰۲۱، این گروه محدودیتهای گستردهای بر مراسم فرهنگی و مذهبی وضع کرده است. این محدودیتها تاثیرات عمیقی بر بافت اجتماعی و سیاسی کشور داشته و امنیت داخلی و روابط اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده است. طالبان بهتدریج و بهصورت روزانه محدودیتهای جدی بر مناسبتهای فرهنگی (جشن باستانی نوروز، شب یلدا و دیگر جشنهای فرهنگی و هنری) و مذهبی (مراسم مرتبط با پیروان مذهب شیعه مانند عید غدیر، مراسم ماه محرم، نیمه شعبان و مراسم مرتبط با پیروان اهل هنود و سیک) وضع کردهاند. در آخرین مورد، طالبان در اقدامی جدی محدودیتهای شدیدی بر چگونهگی برگزاری مراسم مرتبط با ماه محرم اعمال کردهاند.
این محدودیتها گاهی بهصورت شفاهی و بدون جاپا گذاشتن و گاه بهصورت کتبی به مردم ابلاغ شدهاند. بهعنوان مثال، وزارت امر به معروف و نهی از منکر رژیم طالبان در سال ۱۴۰۲ نوروز را «جشن غیراسلامی» خواند و اعلام کرد که هیچکس در افغانستان نباید از نوروز تجلیل کند. محمدیحیا عارف، یکی از مقامهای این وزارت، در همان زمان در یک پیام ویدیویی با خواندن چند جمله عربی تحت نام حدیث مدعی شد که نوروز عید مجوسیان، غیرمسلمانان و مشرکان است. این در حالی است که جشن باستانی نوروز یکی از مهمترین و پرشکوهترین آیینهای فرهنگی مردم حوزه بزرگ نوروز است. همچنین، طالبان بهصورت سیستماتیک محدودیتهای جدی بر آموزش و استفاده زبان فارسی در نهادهای رسمی و تحصیلی و همچنین زبان اوزبیکی در نهادهای تحصیلی وضع کردهاند. در این مقاله به بررسی پیامدهای امنیتی و سیاسی این محدودیتها میپردازیم.
۱. پیامدهای امنیتی
تا کنون آنطوری که دیده میشود بیشترین محدودیت مذهبی بر پیروان مذهب شیعه (جعفری و اسماعیلیه) از جانب طالبان در افغانستان وضع شده است. براساس تفکر طالبانی، شیعیان به ارزشهای اسلام اصیل باورمند نبوده و برخی رفتارهای مذهبیشان را بدعت میدانند. این تفکر در کتب رسمی که توسط اعضای ارشد طالبان (بهعنوان نمونه کتاب مولوی اسلامجار، والی کنونی طالبان در هرات) نوشته شده، آمده است. در آن کتاب از کلمه رافضی برای شیعیان یاد شده و برخی از ملاهای این گروه (از جمله مولوی رحیم حقانی که در کابل کشته شد) شیعیان را خطری مانند کفار برای جامعه اسلامی دانستهاند. با توجه به همین روایت، اعضای طالبان در برخی ولایات از جمله بدخشان، ضمن تحقیر و توهین، برخی از پیروان مذهب شیعه-اسماعیلیه را مجبور به بهزبانآوردن کلمه توحید بهمثابه مسلمانسازی آنها کردهاند. در بسیاری از جماعتخانههای اسماعیلیان، ملاهای اهل سنت توظیف شده و به کودکان خانوادههای پیرو این مذهب، براساس کتب فقهی و آموزشی اهل سنت آموزشهای مذهبی میدهند. طالبان در دور اول حاکمیتشان و اکنون بهصورت پیوسته محدودیتهایی بر مراسمهای مذهبی شیعیان وضع کردهاند. مهمترین این محدودیتها امسال بهصورت کتبی از جانب طالبان برای شیعیان ابلاغ شد. متنی که از آن طالبان بهعنوان تعهدنامه شیعیان یاد کرده و در واقع دیدگاه طالبان در آن در پیوند به شیعیان منعکس شده است، بهصورت کاملاً یکجانبه و تحقیرآمیز به مراسم مذهبی ماه محرم پرداخته است. در این سند، دعوت پیروان اهل سنت به مراسم ماه محرم ممنوع اعلام شده است؛ البته مهمترین دلیل ذهنی طالبان دور نگه داشتن پیروان اهل سنت از آلوده شدن به گناه با اشتراک در چنین مجالسی است. به شیعیان دستور داده شده تا در محدوده محل زندهگی خود آن هم در پشت درهای بسته بدون هیچ نوع برنامه تبلیغاتی برنامههایشان را برگزار کنند و لیست کسانی که قرار است در این مراسم سخنرانی کنند را قبل از برگزاری با طالبان شریک سازند.
اگر چه برخی از لابیگران طالبان، اقدامات این گروه را بخشی از برنامههای امنیتی به منظور تأمین امنیت مراسم ماه محرم تلقی میکنند، اما با مطالعه عمیق دیدگاه طالبان نسبت به شیعیان، کمترین حسن نیت در این زمینه دیده میشود. مقامهای رسمی طالبان در مجالس خود با شیعیان (از جمله رییس اطلاعات و فرهنگ این گروه برای ولایت هرات) بهصورت واضح میگویند که مراسم ماه محرم بدعت سیاسی و خارجی است. اگر از لحاظ مذهبی به این جمله نگریسته شود، بدعت در اسلام به معنای افزودن چیزی به دین یا کاستن چیزی از آن است و بدعت گناهی بزرگ و حرامی آشکار است و بدعتگذار مستحق مجازات میباشد.
اما پیامد امنیتی این محدودیتها چه میتواند باشد؟ در جوامعی که حاکمیت دموکراتیک وجود دارد و حسن نیت در زمینه اتخاذ تدابیر احتیاطی موجود است، هیچ نگرانیای در زمینه وضع بعضی محدودیتهای موقتی وجود ندارد. شهروندان نیز به منظور تامین منافع عمومی هر نوع محدودیتی را قبول و تلاش برای حمایت از آن میکنند. اما در رژیمهایی مانند طالبان که نیت کاملاً سوء و مغرضانه در مورد شیعیان دارد و محدودیتهای خود را گامبهگام برای دایمی شدن عملی میسازد، جای نگرانی عمیق در زمینه نقض صریح حقوق بشر و آزادیهای مذهبی وجود دارد. بدون شک، در میان قریب به اکثریت، بهویژه نسل جوان جامعه شیعه و حتا برخی از مراجع تقلید، این دیدگاه وجود دارد که برخی از رفتارها مانند قمه زدن و ایجاد مزاحمتهای صوتی و جریان ترافیک در جریان برگزاری مراسم محرم به نوعی خرافات و دور شدن از مرام و آیین عاشوراست، اما حل این مساله نیازمند مداخله مراجع دینی شیعیان و از طریق آگاهیدهی است، نه اینکه طالبان با سابقه متناقض رفتاری با این گروه مذهبی در پی اصلاحات مذهبی باشند.
از جانب دیگر، وقتی طالبان بهطور علنی پیروان مذهب اسماعیلیه-شیعه را مجبور میسازند مانند فردی که از دینی دیگر به اسلام مشرف میشود کلمه طیبه و شهادت به زبان آورد و یا اینکه مراسم ماه محرم را بهطور کلی و بدون وضاحت منطقی بدعت اعلام میکنند، به بدخواهان و افراد کمسواد و سنتی این گروه و در کل جامعه افغانستان اجازه میدهند تا با شیعیان همانند کفار رفتار کرده و به خود حق بدهند تا آنها را امر به معروف و دعوت به اسلام کنند و در صورت عدم کارساز بودن، به کشتن آنها و غنیمت گرفتن مالشان برای رضای الله (براساس تفکر طالبانی) اقدام کنند و لقب غازی را نیز به دست آورند. گروههای تروریستی مانند داعش که با طالبان در تضاد ظاهری هستند، از این محدودیتها بهعنوان بهانهای برای افزایش حملات خود استفاده میکنند. مراسم مذهبی که طالبان محدود کردهاند و به نوعی مشروعیت مذهبی برای هدف قرار دادن بخشیدهاند، به هدفهای حملات تروریستی تبدیل میشوند که امنیت عمومی را بهشدت تهدید میکند.
از جانب دیگر، محدودیتهای طالبان بر مراسم فرهنگی و مذهبی که برخی از آنها جزو فرهنگهای محلی و سنتی مردم افغانستان هستند، موجب افزایش تنشهای داخلی شده است. گروههای قومی و مذهبی که هویت فرهنگی و مذهبی خود را در خطر میبینند، در موقعیتی قرار میگیرند که چارهای جز مخالفتهای علنی یا حتا مسلحانه نداشته باشند.
۲. پیامدهای سیاسی
اگر چه طالبان در دو سال و چند ماه گذشته نشان داده که در قیدوبند هیچ ارزش سیاسی در سطح داخلی و بینالمللی نیستند، اما قطعاً این رفتارهایشان پیامدهای جدی سیاسی خواهد داشت. مهمترین این پیامدها، پیامدهای سیاسی داخلی است. در کنار اینکه طالبان رژیمی کاملاً بسته، تکقومی، تکجنسیتی و تکمذهبی را در افغانستان بنا نهاده، مقبولیت سیاسی در میان اکثریت مردم افغانستان بهویژه زنان و مردان از قومیتهایی چون هزاره، اوزبیک، تاجیک، تورکمن، بلوچ، سادات، پشهای و حتا برخی پشتونهای تکنوکرات را با خود ندارد. طالبان با این محدودیتها بهطور واضح به بخش بزرگی از مردم افغانستان پیام میدهند که در پی یکدستسازی افغانستان از لحاظ فرهنگی و مذهبی و نابودی ارزشهای فرهنگی هستند که خلاف باورشان است.
این اقدامات طالبان، آخرین تیر نیست که به سمت گروههای فرهنگی-قومی (غیرخودی براساس تعریف طالبان) رها میشود، بلکه نشانگر تداوم یک استراتژی بلندمدت ستیز با مردمان غیرخودی است. گروههای آسیبپذیر نیز آخرین چرخههای صبر و حوصله خود را در مقابل طالبان به کار میبرند. بدون شک، این تحمل و صبر بهزودی ختم خواهد شد و انقلاب گستردهای علیه ستم طالبان را رقم خواهد زد. گروههای قومی-مذهبی که از ستم طالبان آسیب دیدهاند، چارهای جز متحد شدن و ایستادن در مقابل این گروه، حداقل برای بقای خود، ندارند.
پیامد سیاسی این اقدامات، برخی کشورهای منطقه از جمله ایران را نیز مجبور به تغییر سیاستهایشان نسبت به طالبان خواهد کرد. حضور طالبان در افغانستان، در کنار سایر تهدیدات امنیتی و مواد مخدر برای جمهوری اسلامی ایران، قدرت مانور سیاسی و فرهنگیاش را نیز شدیداً محدود ساخته است. ایران از دو موضوع مذهب شیعه و زبان فارسی بهعنوان ابزاری مهم در سیاست خارجی خود استفاده میکند. جمهوری اسلامی برای کنترل و ادامه حضور خود در برخی از کشورهای خاورمیانه روی ابزار مذهب سرمایهگذاری کرده و از این طریق نقش خود را در تعاملات سیاسی-نظامی این منطقه مسلم کرده است. از جانب دیگر، بهعنوان کشوری که مدعی پاسداری از زبان فارسی و ارزشهایی مانند آیین باستانی نوروز و شب یلداست، در بسیاری موارد از آن بهعنوان ابزاری قدرتمند در سیاست خارجی استفاده میکند. ایران سرمایهگذاری هنگفت سیاسی و معنوی برای تقویت زبان فارسی در سطح جهان کرده و از آن بهعنوان یکی از ابزارهای تعامل سیاسی با کشورها و نهادهای آکادمیک در شرق و غرب استفاده میکند. اما حضور طالبان در افغانستان، زمینه مانور سیاسی ایران را در هر دو بخش زبان-فرهنگ و مذهب کاملاً از بین برده است. اما ایران تا کنون صرفاً با اتکا بر سیاست خارجی اقتصادمحور نسبت به افغانستان تحت کنترل طالبان و امید برای ضربه زدن به دشمن مشترک (غرب) به این گروه دل بسته است. از آنجایی که زمزمههای جدی از صفحات جدید تعامل طالبان و غرب، بهویژه امریکا به گوش میرسد، ایران چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت؟ آیا بار دیگر میتواند مدعی حمایت از زبان فارسی و مذهب شیعه باشد با وجود سکوت در مقابل ضربات کاری طالبان به این دو؟ پاسخ آن نیازمند گذشت زمان است.
فرجام کلام
ستیز طالبان با مردم افغانستان میتواند دو پیام را برای ما داشته باشد: یکی اینکه قربانی شدن پیهم مردم کشور و گسترش زمینههای بیشتر نفاق ملی برای امروز و فردا. دوم، بیداری مردم از عمق نیت طالبان و زمینهسازی برای یک قیام ملی به منظور رهایی از ستم طالبانی.
بسم الله تابان
روزنامه هشت صبح، کابل
27 سرطان/تیر 1403
سیف الدین سلیمي