پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۰ | 11:53 | سیف الدین سلیمی -
موفقیت
موفقیت 5 قسم دارد : اول: توکل. دوم: پرسش. سوم: شنود. چهارم: عمل. پنچم: سپاس .
تندخوانی
ایجاد سرعت لازم
چشم در حدود 90% از زمانی را كه صرف خواندن میكند در حالت مكث و 10% آن را در حالت جهش میگذراند. بنابراین اگر شما یك ساعت مشغول مطالعه شوید، چشم در حدود لااقل 6 دقیقهی آن را در حالت جهش تلف میكند. دستگاه بینایی ما فقط در موقعی كه مكث میكند میتواند ببیند و در زمانیكه در حال جهش است قدرت بینایی ندارد. یكی از مشكلات كندخوانان واژه خوانی است. یعنی شخص كندخوان در هر نگاه تقریباً یك لغت را میبیند و چون كلمه به كلمه میخواند چشم او در مقایسه با فرد تندخوان بیشتر مكث میكند. اختلاف در سرعت خواندن مربوط به اختلاف ساختمان چشم و نحوهی كار آن در افراد مختلف نیست، بلكه این تفاوت مربوط به نحوهی ادراک بینایی و در نتیجه مربوط به فعالیت مغز است. در هنگام مطالعه، چشم ما همانند دوربین از كلمات فیلمبرداری میكند و به مغز میفرستد و در آنجا مطلب فهمیده میشود. ما با چشم خود میبینیم ولی با مغز خود میخوانیم. مغز ما عادت كرده باشد كه كلمات را تک تک و آهسته بپذیرد و بفهمد، چشم ما نیز ناچار به تبعیت از قدرت جذب مغز، آهسته حركت میكند و همان مقداری به آن عرضه میكند كه آمادگی پذیرش آن را دارد. برعكس اگر مغز ما عادت كرده باشد با سرعت بیشتری این تحریكات بینایی را جذب كند، چشم ما نیز به پیروی از آن تندتر حركت و كمتر مكث میكند. اگر چشم خود را مجبور كنیم تا تندتر از قدرت جذب در روی نوشته حركت نماید، فهم ما دچار اختلال میشود و در واقع عمل تصویربرداری از مغز خراب میشود و باید برگردیم و دوباره مطلب را بخوانیم. تأكید این مطلب ضروری است كه ممكن است ما ساعتها كتاب یا مطلبی را بخوانیم و از حركات چشم خود آگاه نباشیم و نباید هم آگاه باشیم. هر چه آگاهی ما به حركات چشممان بیشتر شود خواندن و فهمیدن ما بیشتر دچار اختلال میشود. جهت رسیدن به ریتم تندخوانی، نباید به چشمهایتان فشار بیاورید. باید بگذارید با تمرینات مداوم، رفته رفته ریتم تندخوانی به طور طبیعی در شما به وجود بیاید.
وسعت میدان دید
یكی دیگر از اصول مقدماتی و باارزش در تندخوانی، گسترش میدان دید است. برای این كه مفهوم وسعت میدان دید برایتان روشن شود به این آزمایش توجه كنید:
به نقطهی ثابتی روی دیوار مقابل خود خیره شوید و دو دست خود را به طور افقی از دو طرف بگسترانید و انگشتانتان را به حركت درآورید و در همین حال دو دست خود را كمكم جلو آورید تا زمانی كه حركت انگشتانتان را ببینید. این فضا كه تقریباً 180 درجه است میدان دید نامیده میشود. میدان دید محدودهای است كه در آن تعداد معینی لغت در یك مكث دیده میشود.
ما به جای اینكه در یك نگاه، یک لغت را بخوانیم میتوانیم چند لغت و حتی یک عبارت را بهراحتی بخوانیم. اگر میدان دید خود را به 4 تا 5 لغت در هر نگاه بیفزاییم واضح است كه سرعت خواندن را بالا بردهاییم. شما باید چشم خود را عادت دهید به جای توقف بر روی یک واژه، مجموعهای بزرگتر و بیشتر از كلمات را ببیند.
ترک عادتهای غلط
چیزی كه در درون ما به نام كندخوانی وجود دارد، ناشی از عادت مطالعهی ماست. هر عادتی كه آزاردهنده و نامطلوب باشد تركشدنی و به تدریج ازبین رفتنی است. اگر بخواهیم عادت بدی را از بین ببریم باید بكوشیم تا عادت خوبی را از راه تمرینهای پیگیر، حسابشده و مكرر جانشین آن گردانیم. اما این نكته نیز روشن و مسلم شده است كه افزودن به سرعت خواندن از راه نیروی اراده مسأله ساز است و وضع را مشكلتر میكند. مثلاً فرض كنید از ما نمونه امضایمان را خواسته اند و تأكید كردهاند كه نمونه امضا دقیق باشد و در چنین حالتی كاری كه همیشه به طور عادی و معمولی انجام میداده ایم، چون از حالت عادی خارج شدهایم و عادت خود را به طور ارادی میخواهیم انجام دهیم، آن كار ساده برای ما شاق و مشكل میگردد. تغییر وترکعادت، كار بسیار مشكلی است. معمولاً عادتها به طور عمیق در ذهن جای میگیرد و جزء اعمال و رفتار روزمره میگردد.
عادتهای نادرست
1- کم دركی ( ترس از درک كم مطلب ): بسیاری از كتابخوانها گمان میكنند كه باید هر مطلبی را باكندی بخوانند وگرنه ممكن است آن را یاد نگیرند. خوانندهای كه كلمهخوانی میكند مجبور است با پهلوی هم قراردادن كلمات به معانی برسد. این كار وقتگیر است؛ در حالیكه خوانندهی عبارتخوان به جای كلمات، عبارات را میخواند. لذا درک مطلب برای فرد تندخوان خیلی راحتتر از درك مطلب برای خوانندهی كندخوان میباشد.
2- با صدا خوانی ( خواندن متن با صدای بلند ): در موقع خواندن باصدا و تلفظ كلمات با صدای بلند، شخص میتواند حداكثر با بهترین سرعت حرف زدن پیش برود. در باصداخوانی شما مغز خود را مجبور میكنید تا مطلب را با سرعتی در حد حرف زدن جذب كند و بفهمد و این سرعت برای تندخوانی بسیار كم است. برای رفع این ایراد، در هنگام تندخوانی، نوک زبانتان را بین دو ردیف دندانهای راست یا چپ قرار دهید تا مانع تلفظ كلمات شوید.
3- لب خوانی ( حركت لبها در هنگام خواندن ): لبخوانی عبارت است از خواندن كلمات- همراه با حركت دادن لبها- بدون اینكه صدای كلمات شنیده شود. بعضی از افراد در هنگام مطالعه بدون آن كه باصدا بخوانند، لبها را حركت میدهند، یعنی لبخوانی میكنند. اگر شما به این مشكل دچار هستید برای رفع آن راههای گوناگونی وجود دارد كه هر كدام را مناسبتر یافتید به كار ببرید:
الف: بین لبهایتان( و نه بین دندانها ) چیزی همانند خودكار یا مداد قرار دهید و خواندن را ادامه دهید. در این حالت برای نگهداری مداد ناچارید به لبتان فشار بیاورید. در این صورت مانع از آن میشوید كه لبهایتان حركت كنند.
ب: لبها را محكم به هم فشرده كنید و در همان حال زبان را به سقف دهان بچسبانید.
ج: لبها به حالت سوت زدن گرد كنید و هوا را به بیرون بفرستید.
4- ذهنخوانی یا صامتخوانی ( خواندن مطالب بدون صدا ): یكی دیگر از عادتهای نادرست در هنگام مطالعه، خواندن بیصدای كلمات یا تلفظ آنها در ذهن است كه به آن حرفزدن ذهنی یا ذهنخوانی میگویند. در ذهنخوانی، خواندن باصدا تبدیل به خواندن بیصدا میشود كه فقط خود شخص از آن اطلاع مییابد. در این حالت لبها، زبان و گلو حركات خفیفی را انجام میدهند كه تلفظ واقعی كلمه محسوس نیست. اگر این عادت زیاد عمیق نباشد سعی كنید تا آنجا كه میتوانید در كم كردنش بكوشید ولی نگران وجود آن نباشید. سایر عیوب را رفع كنید و زیاد به خود فشار نیاورید. در جهت كاهش این ایراد توصیه میشود در متونی كه میخوانید بیشتر به دنبال معنی مطلب باشید و به ظاهر لغات كمتر توجه نمایید. در واقع لغات وسیلهی انتقال معنی از متن به مغز هستند و شخص باید معنی و مفهوم را دریافت كند و نیازی به دقت در جملات و ظاهر متن ندارد.
5- حركت انگشت ( به كار بردن انگشت، مداد و غیره بر روی متن ): در تندخوانی پیشرفته انگشتگذاری باعث كندی در هماهنگی چشم و عمل ذهن خواهد شد و این ارتباط مستقیم را كه راحتتر و سریعتر است، به ارتباطی باواسطه تبدیل میكند. هر نوع عمل اضافی نظیر انگشتگذاری، به كار بردن مداد یا چوب خط و... باعث میشود كه مغز یک حركت اضافی را تحمل كند. برای ترک عادت حركت انگشت در تندخوانی پیشرفته، بهترین شیوه آن است كه در موقع مطالعهی كتاب، طرفین آن را با دو دست نگاه دارید تا عادت نامطلوب خود را رفتهرفته فراموش كنید. بدین طریق این مشكل را با جلوگیری از عامل ایجاد آن ترک كردهاید.
6- برگشتخوانی ( برگشتن به كلمات یا خط قبلی و دوباره خواندن آنها ): مكرر اتفاق میافتد كه پس از پایان یك سطر مجدداً به همان سطر بازمیگردیم و پس از خواندن چند كلمه متوجه اشتباه خود میشویم و آن گاه به سر سطر بعدی میرویم. جهت رفع این اشكال قبل از رسیدن به آخر هر سطر، با استفاده از میدان دید از گوشهی چشم راست، نگاهی به سطر بعدی بیندازید تا بهراحتی بتوانید پس از پایان آن خط، به خط بعدی بروید. عقب نگری یا برگشتخوانی به مقدار زیادی ناشی از عدم اعتماد به نفس شماست. شما مرتب نگران هستید كه مبادا چیزی را جا انداخته یا نفهمیدهاید. البته تنها عدم اعتماد به نفس – یعنی نگرانی از نفهمیدن، جا انداختن و یا درک كم – باعث برگشتخوانی نمیباشد. علاوه بر این عامل، میزان دشواری مطلب، عدم علاقه به موضوع و دقت و تمركز حواس در هنگام خواندن نیز میتواند از دلایل دیگر برگشتخوانی باشد.
در واقع برای پرهیز از برگشتخوانی یك راه بیشتر وجود ندارد و آن استفاده از كارت است. برای این كار یک كاغذ سفید یا كارت مقوایی هم عرض با صفحهی كتاب را در بالای صفحهای كه میخوانید با دست نگهدارید و همانطور كه چشمها خطوط صفحه را دنبال میكند كارت را از بالا به پایین بلغزانید، به طوری كه كارت روی خطوطی را كه خواندهاید بپوشاند.
7- سرتكانی ( تكان دادن یا حركت سر در هنگام مطالعه ): برای دیدن واضح هر چیز احتیاج به حركت دادن سر خود ندارید. اگر شیئی در محدودهی دید شما قرار دارد كافی است تا چشم خود را بچرخانید و بدون حركت دادن سر، آن را به راحتی با گردش چشم مشاهده كنید.
8- خالی خوانی ( دیدن مناطق سفید یا غیر مفید ): یكی از عادتهای رایج در هنگام مطالعه، خالیخوانی است. چشم بسیاری از افراد عادت كردهاست كه در نقاط خالی و سفید پرسه بزند و در حاشیههای سفید كاغذ یا در میان سطرها سرگردان باشد.
9- معكوس بینی ( دیدن كلمات یا اعداد به طور معكوس، از چپ به راست )
10- مشابه خوانی ( دیدن كلمهی اصلی، اما كلمهی شباهت دار به آن را خواندن )
11- نوواژگانی ( لغت ناآشنا در متن ): اگر در هنگام مطالعه به لغتی برخوردید كه معنی آن را نمیدانستید و لازم بود معنی آن را از فرهنگ لغات پیدا كنید یا از كسی بپرسید، ابتدا با مداد كنار آن علامتبزنید یا زیر آن خط بكشید، اما به خاطر آن، خواندن خود را قطع نكنید و بیتوجه به آن به پیش بروید.
12- نزدیک خوانی (نزدیک بردن چشم به كتاب): آخرین غلط رایج، فاصلهی نزدیک چشم با كتاب است. اگر با كتاب در حدود 30 الی 40 سانتی متر- تقریباً از آرنج تا نوک انگشت – فاصله داشته باشد، مطمئناً سریعتر میخوانید. زیرا در این حالت چشم كمتر تلاش میكند و حركات كمتری انجام میدهد، در نتیجه دیرتر خسته میشود.
نویسنده: سعیده رضاپور ( نوشته شده توسط گروه وبلاگ مدیران نوآور در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387)
یک سر گذشت!
سرخپوستی به تنهایی مشغول گردش در جنگل بود، که ناگهان با تخم عقابی مواجه شد. او با این تصور که آن تخم به یک مرغوحشی تعلق دارد، آنرا درآشیانهی یک مرغوحشی قرار داد. جوجه پس از چندی به دنیا آمد، در حالی که اطرافش تعدادی جوجه مرغ دیدهمیشد. مرغهایی که جیکجیک میکردند و عین مرغ، دانه و ارزن برمیداشتند. روزی در هنگام بهار، پرندهی جوان با صحنهی بسیارزیبایی روبرو شد؛ پرندهای عظیم در آسمان مشغول پرواز بود و در ارتفاع بسیاربالا سیر میکرد. جوجه عقاب که درمیان جوجههایی وحشی بزرگ میشد پرسید: " این پرنده چه نام دارد؟ " یکی از جوجهها که درحال خوردن دانهها از روی زمین بود، باکنایه به او پاسخ داد: " پادشاه آسمان ها، یعنی عقاب ." عقاب کوچک به این فکرکرد که پرواز با اینهمه وقار و متانت در آسمان پهناور بهراستی که چه امتیاز بزرگی محسوب می شود، اما از آنجا که میدانست هرگز نمیتواند به یک عقاب مبدل شود، پرندهی جوان رؤیای خود را فراموش کرد. او تمام عمرش را با این فکر که فقط یک مرغوحشی است سپری کرد و سرانجام با همین فکر از دنیا رفت.
و بهراستی چه تعداد نسل های بیشماری که به این جوجه عقاب شباهت دارند...! آنها دارای قابلیتهای خارقالعاده و استعدادهای ناشناختهای هستند. همچنین از ذوق و هنر و مهارتهای فراوانی نیز برخوردار هستند...! قابلیتهایی که جامعهی بشری میتواند از آنها استفاده کند و به آنها اجازهی ظهور دهند، که آرزوهای قلبی خود را تحقق بخشند! متاسفانه آنها در آشیانه هایی به دنیا آمدهاند که هیچ شخصیت بزرگی را در پیش خود نداشتهاند که از آنها تقلید کنند. آنها پیامهایی دریافت کردهاند که عشق و محبت فطری وجود انسان را به عقب راندهاست! عشقی که باید نسبت به خود داشته باشند و اعتمادبهنفس و احترامی عمیق برای قابلیتها و تواناییهای فطری خود!!! (نویسنده : محمد یحیی؛ نوشته شده توسط گروه وبلاگ مدیران نوآور در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387).
موفقیت
موفقیت 5 قسم دارد : اول: توکل. دوم: پرسش. سوم: شنود. چهارم: عمل. پنچم: سپاس .
تند خوانی
آموزش تند خوانی
مقدمه ای برتند خوانی :
پس از جنگ جهانی دوم تجربه به انسان آموخت که چشم و ذهن او این قابلیت را دارد که با تمرین به حدی بالاتر از ادراک برسد و با سرعت بیشتری ببیند و تشخیص دهد .
ماجرا از این قرار بود که در جنگ جهانی دوم متوجه شدند که بعضی از خلبانان اهداف مورد نظر خود را به خوبی تشخیص نمی دهند ، چرا که سرعت بالای هواپیما و پایین بودن سرعت تجزیه و تحلیل و ادراک ذهن و چشم خلبان این قابلیت را به آنها نمی داد دستگاهی را طراحی کردند که کارش این بود ، تصاویر را به خلبان نشان می داد و خلبان هم تصاویر را به خوبی می دید و بایستی تشخیص می داد که تصویر چیست ؟ اوایل تصاویر را به صورت آرام و با سرعت کم نمایش می دادند ، تصاویری مثل ، کامیون ، چادر ، ساختمان و..... و رفته رفته با گذشتن هر مرتبه سرعت را افزایش دادند تا جایی که در اثر تمرین بر روی این کار همان خلبان توانستند با سرعت زیاد ، تصاویر را تشخیص دهند و چیستی آن را درک کنند .
در همان زمان یک پشم پزشک فرانسوی به ذهنش خطور کرد که اگر این کار در مورد کلمات هم انجام شود ما با سرعت بالاتری کلمات را تشخیص می دهیم ، یعنی کلمات را با سرعت بیشتری از مقابل چشم عبور دهند و یا چشم با سرعت بیشتری از روی کلمات عبور کند که با این عمل و تکرار آن چشم ما سرعت دید بالا تری خواهد داشت و ذهن هم در اثر تمرین ادراک بیشتری خواهد داشت و بدین شکل مبحث تند خوانی از هاروارد شروع و در سراسر دنیا بحث آموزش تند خوانی کسترش یافت .
تند خوانی فواید بسیار زیادی دارد کسانی که تکنیک تند خوانی را می آموزند قابلیتهای خواندنی خود را بطور چشم گیری افزایش می دهند ، با سرعت بیشتری مطاله می کنند و در زمان کمتر مطالب بیشتری را خوانده و فرا می گیرند ، برای افرادی که دارای مشغله هستند و وقت کمی دارند آموزش تکنیک تند خوانی ارزش حیاتی دارد ، در عصر اطلاعات ، عصر رایانه ، عصر اتم کسی موفقتر است که بیشتر بداند و موفق تر کسی است که راه میانبر دانستن را می داند ، شما هر تخصصی که داشته باشید ، در هر مقطعی که باشید ، هر کاری که داشته باشید ، لازم است نسبت به آن تخصص اطلاعات بیشتری داشته باشید .
حتما دیده اید افرادی را که از نظر مدرک و درجه تحصیلات برابرند اما از نظر قابلیت و توانایی تخصصی خیلی با هم متفاوتند ، مهندسی خیلی ضعیف عمل می کند اما مهندسی دیگر باهمان مدرک بسیار توانمند و کارامد عمل می کند ، معلم ، دکتر ، استاد دانشگاه و هر فرد دیگری در هر تخصصی از این قاعده مستثنی نیست .
شما هر تخصصی که دارید ، هر شغلی که دارید ، اگر اطلاعات بیشتری راجع به آن داشته باشید ، خیلی موفقتر می توانید باشید و قوی تر و کارآمدتر ظاهر شوید . روزانه صدها یا هزاران کتاب در ارتباط با رشته های مختلف چاپ می شوند و ما با این همه گرفتاری نمی توانیم این همه کتاب را مطالعه نماییم . اما اگر روشهایی آموخته باشیم که بتوانیم سریع بخوانیم و بهتر درک کنیم ، این کمک خیلی موثر و بزرگی به ما می کند که از حداقل زمان بیشترین و بهترین استفاده را ببریم و بر وسعت اطلاعات خود بیفزایم و پیشرفت داشته باشیم .
دلایل کند خوانی
چه رفتارهایی باعث کند خوانی می شود ؟
چه رفتارهایی از تند خوانی جلوگیری می کند ؟
تمام رفتارهای زیر عوامل باز دارنده تند خوانی و در نتیجه کند خواندن می شود .
علل کند خوانی:
1- کلمه خوانی :
از ابتدا به ما آموزش داده اند که کلمه شه کلمه بخوانیم از زمانی که خواندن بوده به همین شکل بوده ، از هزاران سال پیش تا امروز که در هزاره سوم میلادی به سر می بریم و ما هم امروز در قرن 21 با همان روش سنتی هزار سال پیش مطالعه می کنیم .70 % پیشرفتها مطابق با تحقیقات از مطالعه بدست می آید . و متاسفانه ایرانیان هیچ علاقه ای به مطالعه ندارند ، ایرانیان با سواد تنها 3 دقیقه در روز مطالعه می کنند ! برخی حتی اصلا مطالعه نمی کنند ! علت این بی انگیزگی این است که همیشه به ما گفته اند بخوانید و هیچ وقت نگفته اند چگونه بخوانید که سریعتر بخوانید و بهتر یاد بگیرید و برای مدت بیشتری آن اطلاعات را نگه دارید را حت تر یاد آوری کنید و برای مدت بیشتری آن اطلاعات را نگه دارید و راحتتر یاد آوری کنید .
کلمه خوانی هم سرعت مطالعه را کم می کند و هم میزان درک را پایین می آورد ، اگر کلمه خوانی تبدیل به جمله خوانی یا عبارت خوانی شود نه تنها سرعت بالا می رود بلکه درک نیز بیشتر می شود .
این عقیده که خواندن کلمه کلمه درک را زیاد می کند دقیقا عکس واقعیت است زیرا مغز با معنی کلمات کار دارد و کلمات نیز در جمله نمود دارند ، همین الان که این مطلب را مطالعه می کنید مغز شما با کلمات کاری ندارد بلکه جملات را معنی می کند . اگر قرار با شد مغز روی تک تک کلمات فکر کند :
اولا بعضی از کلمات را درک نمی کند زیرا در جمله معنی دارند .
ثانیا میزان درک پایین می آید .
2- خواندن با صدا بلند (بلند خوانی):
دومین علت کند خوانی ، خواندن با صدا یا بلند خوانی است ، کسی که با صدای بلند می خواند حتی اگر با نهایت سرعت هم بخواند نمی تواند 300- 400 کلمه در دقیقه بیشتر بخواند زیرا سیستم گفتاری ما برای افزایش سرعت محدودیت دارد اما اگر این بلند خواند به صامت خوانی یا چشم خوانی ( با حرکت چشم ) تبدیل شود هم سرعت بالا می رود و هم درک مطلب بیشتر می شود .
عده ای می گویند اگر ما ابتدا بلند بخوانیم بعد با گوشهایمان بشنویم بهتر یاد می گیریم اما این عقیده کاملا اشتباه است . البته بلند خوانی در مرحله مرور که بعدها مراحل صحیح مطالعه به روش تند خوانی را آموزش می دهیم وجود دارد اما در مرحله خواندن باعث لفت سرعت و یادگیری می شود .
متاسفانه عده ای عادت به بلند خواندن دارند و این عادت غلطی است ما می خواهیم عادت صحیح صامت خوانی را جایگزین کنیم تا بهروری مطالعه بالا برود برخی دیگر درون خوانی یا لب خوانی می کنند که این هم به شدت تمرکز را از بین می برد و سرعت مطالعه را کم می کند .
3- درون خوانی ( لب خوانی ):
سومین علت کند خوانی درون خوانی یا لب خوانی است . این لب خوانی هم عادت غلطی است و با ید به صامت خوانی یا چشم خوانی تبدیل شود چرا که باعث پایین آمدن درک مطلب و سرعت مطالعه می شود .
4- برگشت غیر ارادی چشم به عقب :
چهارمین علت کند خوانی برگشت غیر ارادی چشم به عقب است . خیلی وقت ها شما مشغول مطالعه مطلبی هستید اما گاهی اوقات چشم به صورت نا خود آگاه بر می گردد و چند کلمه عقب تر را نگاه می کند و این از اختیار و اراده شما خارج است و به صورت نا خود آگاه رخ می دهد . راه چاره این مشکل خط بردن زیرجملات با انگشت یا خط بر است البته این برای اوایل کار است بعدها زمانی که بر اثر تمرین در این ضمینه مهارت یافتید دیگر نیازی به خط بر نیست بلکه همین عمل که الان باعث تند خوانی شما می شود در آن زمان سبب کند خوانیتان می شود .
زمانی که سرعت خواندن بالا می رود خط بردن باعث جلوگیری از برگشت غیر ارادی چشم به عقب می شود به ای طریق که خط بر یا انگشت زیر کلمه ای خواهد بود که در حا خواندن آن هستید و چشم ان کلمات را دنبال می کند و به سمت جلو هدایت می شوید و از مشکل برگشت غیر ارادی چشم به عقب جلوگیری می شود .
5- سر گردانی چشم بین خطوط :
پنجمین دلیل کند خوانی سرگردانی چشم بین خطوط است . گاهی اوقات پیش می آید که در حین مطالعه زمانی که مطلبی را می خوانید ، خط مورد نظر را گم می کنید و چشم بین خطوط سرگردان می شود ، یا خط تکراری را می بینید و یا یک خط بالاتر یا یک خط پایین تر را نگاه می کنید و چشم بین خطوط سر گردان می شود یا خط تکراری را می بینید و یا یک خط بالاتر و پایین تر را می بینید برای رفع مشکل گم کردن خط نیز مانند مشکل برگشت غیر ارادی چشم به عقب از حرکت انگشت یا خط بر استفاده می شود با این روش به جز افزایش یادگیری و سرعت تمرکزتان نیز افزایش می یابد .
6- مکث طولانی چشم بر روی کلمات :
ششمین علت کند خوانی مکث طولانی چشم بر روی کلمات است . چشم به طور متوسط یک چهارم ثانیه روی هر کلمه مکث می کند یعنی در هر ثانیه 4 کلمه و در هر دقیقه 240 کلمه ، در حالی که تجربه نشان داده اکثر افراد برای اولین بار که سرعت خواندنشان را اندازگیری می کنند کمتر به 240 کلمه می رسند . علت این امر همان موانعی است که گفته شد : کلمه خوانی - بلند خوانی - لب خوانی - برگشت غیر ارادی چشم به عقب - سرگردانی شچم بین خطوط و مکث طولانی به همین دلایل سرعت معمولا کمتر از 240 کلمه است . این مکث را نمی توان از بین برد اما می توان زمان آن را کوتاه کرد حتی به جایی می رسید که در دقیقه 600-700 کلمه به بالا رسید .
این مشکل را نیز با استفاده از خط بر به راحتی می توان حل کرد . در ابتدا امکان دارد سرعتتان پایین باشد اما اندک اندک سرعتتان افزایش می یابد .
مکث طولانی مدت بر روی چشم بر روی کلمات علاوه بر کاهش سرعت مطالعه باعث خستگی چشم می شود و ادامه مطالعه را به خطر می اندازد . شما خیلی از اوقات تجربه کرده اید که خوابتان نمی آید اما با در دست گرفتن یک کتاب و مطالعه ای اندک خوابتان می گیرد مثل اینکه قرص خواب آور خورده اید یکی از دلایل این امر مکث طولانی روی کلمات و کند خوانی است .
7- محدودیت حوزه دید :
هفتمین علت کند خوانی محدودیت حوزه دید است .( مانند جریان خلبانان که در مقدمه آموزش تند خوانی گفته شد ) به این معنا که در حالت عادی وقتی به یک متن نگاه می کنید چند کلمه را می توانید ببینید و درک کنید اما اگر این محدوده وسیعتر باشد تعداد کلماتی که می توانید ببینید بیشتر است و نتیجه این افزایش حوزه دید ، دیدن و درک کردن کلمات بیشتر و افزایش سرعت مطالعه خواهد بود . این تکنیک افزایش حوزه دید در مطالعه ارزش حیاتی دارد و یکی از ضروریات خواندن و بسیار تاثیر گذار است .
در زمینه افزایش حوزه دید تمریناتی را انجام خواهیم داد تا حوزه دید را افزایش دهیم . در ابتدای کار کلماتی را کنار هم با فاصله کم بنویسد و به آن نگاه کنید بعد کم کم فاصله کلمات را افزایش بدهید تا به مرور و تکرار این تمرین حوزه دیدتان افزایش بیابد به این صورت که چشم به یک نقطه ثابت نگاه می کند و بدون اینکه حرکت کند کلمات سمت چپ و راست آن نقطه را می بینید . این افزایش حوزه دید برای خلبانان بسیار حیاتی است چرا که این خلبان زمانی که هدایت یک هواپیما را بر عهده می گیرد در یک لحظه باید دهها عقربه را ببیند و کنترل کند اگر حوزه دید وسیعتری داشته باشد این کار را به راحتی انجام می دهد . ما هم می خواهیم در مطالعه همین کار را انجام دهیم و این تکنیک را استفاده و به کار گیریم تا نتیجه بهتری از مطالعات بدست بیاوریم . راه برطرف کردن محدودیت حوزه دید انجام تمرینات افزایش حوزه دید است که آنها را مرحله به مرحله کار می کنیم .
همان طور که گفته شد کلمات را با فاصله معمولی نوشته و با نگاه کردن به یک نقطه سعی کنید بخوانید توجه داشته باشید هدف این است که با نگاه کردن به یک کلمه کلمات قبل و بعد آن را ببینید . اندک اندک با افزایش مهارتتان فاصله کلمات را زیاد کرده و به تمرین ادامه دهید در ابتدا امکان دارد چشمتان اذیت شود مثلا درد بگیرد یا از آنها اشک بیاید هیچ اشکالی ندارد امری است طبیعی . می توانید صبح ها که چشم استراحت کرده و خسته نیست این تمرینات را انجام دهید .
پس از این پس هر گاه خواستید کتاب ، مجله ، روزنامه و یا هر متن دیگری را مطالعه کنید با خط بر و صامت خوانی این کار را انجام دهید ، برای خط بردن می توانید از انگشتان یا خط بر استفاده کنید اما بهتر است از انگشتانتان استفاده کنید زیرا آنها همیشه با شماست .
در گذشته بچه هایی که تازه به مدرسه می رفتند با انگشتان خود متن را دنبال می کردند اما اولیا به آنها می گفتند که این کار را نکنند و با چشم متن را دنبال کنند . اما متخصصین امروز متوجه شدند نه تنها کار مودکان اشتباه نبوده بلکه امری صحیح برای آغاز مطالعه تا زمان رسیدن به درجه بالای تند خوانی است . پس به جای اشتباه قبل به کودکان بگویید که انگشت را سریعتر حرکت دهند و هر بار سریعتر از قبل حرکت انگشتان را دنبال کنند .
تمرین برای تند خوانی
تمرین ۱ :
در اینجا می خواهیم یک تمرین انجام دهیم تا هماهنگی بین چشم و حرکت دست ایجاد یا بیشتر شود ، یک کتاب یا نوشته را آماده می کنید و در ابتدا ی کار و دفعات اولیه بدون درک و طبق روشی که گفته شد خط می برید ، در ابتدا هدف ما درک کردن مطالب نیست بلکه فقط هماهنگی چشم و دست است به همین دلیل سعی کنید هیچ مطلبی را درک نکنید حتی توصیه می کنیم که کتاب را وارانه بگیرید تا مطالب قابل خواندن و درک کردن نباشد ، البته این برای ابتدای کار است بعدها که مهارت بیشتری پیدا کردید در پی هدف اصلی از خواندن که درک کردن است خواهیم بود .
کتاب یا نوشته را وارانه بردارید و نرم و روان خط ببرید و با چشم حرکت انگشت را دنبال کنید ، انگشت را زیر اولین کلمه از اولین خط یعنی گوشه سمت راست بالای صفحه قرار داده و نرم و روان خط بزدن را آغاز کنید ، سعی کنید از ابتدا با انگشت این کار را انجام دهید فقط در صورتی که حساسیت داشتید یا اذیت شدید از خط بر استفاده کنید در غیر این صورت سعی کنید حتما از انگشت دستتان استفاده کنید به مدت یک دقیقه سریع خط ببرید و فقط عبور کلمات را احساس کنید و وقتی به پایان صفحه رسیدید دوباره از ابتدا شروع کنید و هر بار سریعتر از دفعه قبل خط ببرید .
( فقط چشمها حرکت کند و سر را حرکت ندهید و نرم و روان با یک دست کتاب و با دیگری خط ببرید )
خیلی سریع پرواز کلمات را ببینید ، لازم نیست درک کنید ، بعضی ها حتی وارا نه هم دقت می کنند تا درک کنند اساسا هدف ما از اولین کار در انجام این تمرین این است که فقط ببینید و اصلا درک نکنید به همین دلیل هم گفته شد که کتاب را وارانه بگیرید و این که می گوییم درک نکنید سبب نشود که اصلا دقت نکنید و به جای تمرین و آن نوشته به اطراف نگاه کنید و تنها چیزی که به آن توجه ندارید متن نوشته باشد .
( نه افراط کنید و نه تفریط )
این تمرین را به مقدار زیاد انجام دهید که هماهنگی لازم بین چشم و دست ایجاد شود ، هدف ما از این تمرین ایجاد عبارت خوانی و جمله خوانی همچنین بیداری ضمیر ناخودآگاه مطالعه است و درست است که در این مرحله درکی وجود ندارد اما چشم عادت کرده و عبارت خوانی به صورت ملکه ای برای آن در می آید .
تمرین برای تند خوانی
تمرین 2 :
تمرین برای عبارت خوانی ( تمرین سه ) :
یک کتاب یا نوشته که دارای خطوط کامل است انتخاب کنید ، به طوری که خطوط آن کامل باشد و دارای نیم خط نباشد ، این خطوط را به سه قسمت تقسیم کنید . مانند مثال :
یک کتاب یا نوشته ای که دارای خطوط کامل است انتخاب کنید ، به
و با سه شماره آن خط را می خوانید ، یعنی با شماره 1 یک سوم ابتدای خط ، با شماره 2 یک سوم وسط خط و با شماره 3 یک سوم انتهیی خط را می بینید و خط می برید ، البته هنوز نوشته را وارانه بگیرید زیرا هنوز هدف درک نیست . بدون هیچ درکی این تمرین را ادامه دهید و با ریتم 1،2،3 خط می برید تا به انتهای صفحه برسید برای ادامه می توانید به ابتدای صفحه باز گردید و دوباره از اول شروع کنید و یا ادامه مطلب را دنبال کنید .
تمرین را جدی بگیرید ، این درست است که قرار نیست درک کنید اما کاملا جدی و مهم است .
برای رسیدن به هدف ( یادگیری تند خوانی ) باید تمام مراحل را مرحله به مرحله جلو بروید .
این تمرین را حداقل در 50 صفحه انجام دهید و هر چه بیشتر انجام دهید مهارتتان افزایش می یابد . و فراموش نکنید از امروز تمام مطالب را چه با درک چه بی درک با خط بر و صامت مطالعه بفرمایید.
اصلا نگران نباشید و فکر نکنید که هدف ما از تند خوانی این است که سریع بخوانیم و هیچ درک نکنیم ! ولی اوایل کار باید این اصول را رعایت کرد و تمرینات را به صورت درست انجام داد تا نتیجه مطلوب حاصل شود ، هدف ما دقیقا این است که سریع بخوانیم و بالاترین درک را داشته باشیم و به هر میزان کخ سریع می خوانیم درک نیز بیشتر شود ، اما نه به یک باره بلکه به مرور زمان و با انجام تمرین زیرا :
( تند خوانی یک مهارت است و مهارت جز با تمرین و تکرار بارور نمی شود )
شما هم برای این که تاثیر و فواید تمرین را ببینید قبل از انجام تمرین به مدت 2-3 دقیقه از یک کتاب را مطالعه بفرمایید و کتاب را بسته و ببینید چه مقدار از مطالب را به یاد می آورید و بار دیگر بعد از انجام تمرینات این آزمایش را در شرایط مساوی انجام دهید و نتیجه را مقایسه کنید . به این ترتیب با انجام این تمرین و تمرینات آینده پیشرفت کرده و سرعتتان بیشتر می شود و هرچه سرعت مطالعه بالا برود درک مطلب نیز افزایش می یابد . یعنی این 2 رابطه مستقیم دارند .
کنکوری های عزیزکه کمبود وقت دارند با انجام این تمرینات ، با کمبود وقت که مواجه نمی شوند هیچ وقت اضافه هم می آورند ، یکی از نکات مهم در سر خود جلسه کنکور زمان است ، کسی که مهارت تند خوانی را فرا گرفته بسیار سریع عمل می کند و یک نتیجه عالی کسب می کند و یا دانشجویان یا دانش آموزان عزیز ، پزشکان ، مهندسان ، معلمان و یا هر کسی ، هر کسی که نیز به مطالعه دارد ( همه ) وقتی این روش را بیاموزید نه تنها سریع مطالعه می کنید بلکه از مطالعه لذت می برید ، یکی از مزایای تند خوانی همین افزایش علاقه و انگیزه به مطالعه کردن است .
تمرین تند خوانی
تمرین 3:
تمرین موسوم به تمرین یک :
پله بعدی در کسب مهارت تند خوانی انجام مرحله بعدی تمرینات تندخوانی است که یک پله از تمرین قبل بالا تر است . در تمرین قبل باید یک خط را با سه شماره خط می بریدید اما در این تمرین با یک شماره ، خط را خط می برید به این صورت که اگر در تمرین قبل با یک شماره یک سوم خط را می دیدید این بار با یک شمار یک خط کامل را می بینید ، با شماره دو ، خط دوم را ، با شماره سه ، خط سوم راطی می کنید با هر شماره یک خط را طی می کنید و با چشم حرکت می کنید دست دست را دنبال می کنید ، اوایل دچار مشکل می شوید مثلا همین خط بردن شاید برایتان آسان نباشد و تمرکز نداشته باشید ، اما هیچ اشکالی ندارد ، کم کم عادت می کنید و یا بعضی ها اذیت می شوند یا همانگی لازم بین پشم و دست را وجود ندارد ، اما به نرمی سعی کنید حرکت چشم و دست هماهنگ باشد و از ناهماهنگی نترسید با تمرین هماهنگی ایجاد می شود ، اگر دست سریع است چشمتان را سرعت بخشید و اگر چشمتان سریع است حرکت دستتان را سرعت بخشید .
اجرای تمرین
یک کتاب را به صورت وارانه در دست بگیرید و با شماره یک خط کامل را خط ببرید ، در این مرحله هم بدون درک خط می برید و به همین علت هم گفتیم که وارانه کتاب را بگیرید ، چون در ابتدا تنها هدف سرعت بخشیدن به چشم است ، چرا که اگر فعلا قرار بر درک باشد چشم ناخود آگاه مکث می کند ، با ریتم 1،2،3،4،و... الی آخر یعنی با هر شماره یک خط را می برید وقتی به انتها رسیدید می توانید به ابتدای همان صفحه یا صفحه بعد باز گردید و هر بار باید سرعتتان بیشتر شود ، در ابتدا هر خط در 1-2 ثانیه بریده می شود اما رفته رفته سرعت بیشتر می شود .
طرز صحیح نشستن را نیز رعایت کنید ، یکی از اصول اولیه مطالعه صحیح و اصولی و یادگیری موثر ، درست نشستن است .
( اگر کسی اصول درست نشستن را نمی دانید در نظرات درج کنید تا بعدا ارائه کنم)
این تمرین را به مقدار زیاد ( حداقل در 50 صفحه ) اجرا کنید ، به زمان زیادی هم نیاز ندارد چون اولا شما سریع می خوانید دوما درکی درک هم نمی کنید ، 50 صفحه پر را به این ترتیب خط می برید و این تمرین را انجام می دهید و این اندازه تمرین تنها برای عادت شما به خط بریدن است .
وضعیت بدن در حال مطالعه
حال یک سوال ؟
در هنگام مطالعه چگونه بنشینیم ؟ طرز درست نشستن هنگام مطالعه چیست ؟
وضعیت بدن در هنگام مطالعه خیلی مهم و موثر است ، خیلی از افراد در هنگام مطالعه دراز می کشند یا لم می دهند یا راه می روند و در حال قدم زدن مطالعه می کنند ، این گونه رفتارها در حین مطالعه درست نیست و هر کدام به شکلی از کیفیت مطالعه می کاهند ، دراز کشیدن ایجاد خواب آلودگی کرده و راه رفتن تمرکز را بهم می زند . شاید بگویید که عادت کرده اید و این گونه بهتر یاد می گیرید اما این یک عادت غلط است و باید عادت درست را جایگزین آن کرد . شاید در ابتدا آسان نباشد اما اگر به این گونه عادت تمرکز نکنید از بین می روند .
بهترین جا برای مطالعه پشت میز مطالعه است . در یک کشور که دانش آموزان دچار افت تحصیلی و افسردگی شده بودند متوجه شدند که علت افت تحصیلی و افسردگی دانش آموزان لم دادن سر کلاس و کج و کوله نشستن هنگام مطالعه بوده و با اصلاح شیوه نشستن مشکل افت تحصیلی و افسردگی به کلی حل شد .
پس بهتر جا برای مطالعه پشت میز مطالعه است ، توجه داشته باشید که باید اصولی بنشینید اما این به معنی فشار آوردن به خوتان نیست کاملا راحت بنشینید و بدنتان را سفت نکنید و خیلی راحت و آرام پشت میز مطالعه کنید .
بهترین حالت نشستن در پشت میز هم این است که کمی بدن را به عقب متمایل کنیم، به طوری که زاویه ی بین رانها و تنه حدود 135 درجه شود. البته اگر تکیه گاه مناسبی در پشتتان ندارید می توانید 120 درجه هم بنشینید . ولی فراموش نکنید 90 درجه نشستن ( کاملا صاف و قائم ) کاری اشتباه است که در گذشتگان توصیه می کردند ، وقتی که زاویه ی نشستن ما قائمه باشد، انحنای طبیعی ستون فقراتمان کمتر شده و باعث می شود به صفحه های ژله ای بین مهره ها فشار بیشتری وارد شود. در ضمن ثابت نشستن طولانی با فشار پی در پی، باعث خوردگی و ساییدگی مهره ها و نرسیدن خون کافی به دیسک و سخت شدن و کاهش قابلیت انعطاف آن می شود.همه ی این عوامل دست به دست هم داده و ما را دچار کمردرد می کنند .
پس کاملا آرام کمی متمایل به عقب می نشینید این گونه دیگر قوز هم نمی کنید ، ران و ساق پایتان زاویه 90 درجه می سازد .
بهترین فاصله کتاب با چشم 30 سانتش متر است که اگر دید در این فاصله مشکل دارید به پزشک مراجعه بفرمایید .
در ضمن از نشستن طولانی مدت بپرهیزد و در بین مطالعه از جا بر خواسته و کمی بدنتان را کش و قوس دهید .
درست نشستن شاید در ابتدا کمی مشکل باشد اما پس از مدتی به عادتی برای شما تبدیل می شود که نه تنها در زمان مطالعه افزایش تمرکز و یاد گیری را برایتان به ارمغان می آورد بلکه باعث حفظ سلامتی شما در دراز مدت می شود .
تند خوانی
/ سرعت مطالعه تابعی است از یک متغییر سه نکته ای \
سرعت مطالعه به سه عامل بستگی دارد :
1- سرعت اولیه شخص
همان طور که اشاره شد در ابتدای کار و قبل از اجرای تمرینات یک امتحان دو یا سه دقیقه ای ازخود بگیرید ، یعنی یک متن که از نظر محوی در حد متوسط است و دارای مطالبی برای یاد آوری است انتخاب کنید و به مدت یک دقیقه مطالعه کنید و بعد هر فدر که می توانید نکاتش را یاد آوری کنید ، البته بهتر است این امتحان را به صورت 3 دقیقه ای اجرا کنید و بعد به مدت 4-5 دقیقه مطالبی را که می توانید یاد آوری کنید روی کاغذ بنویسید . بعد از اجرای تمرینات تند خوانی هم همین امتحان را از خود بگیرید ، البته مرحله به مرحله یعنی بعد از اجرای تمرینات هر مرحله با انجام این امتحان میزان پیشرفت خود را به قبل حس خواهید کرد . سرعت مطالعه هر فرد بستگی به سرعت اولیه دارد که برای هر فرد تغییر می کند . ممنکن است فردی در این امتحان 50 کلمه بخواند و فردی دیگر 150 و یا دیگرانی 180 -200و حتی 250 کلمه را بتوانند بخوانند ، هیچ کس نمی تواند استانداردی برای سرعت اولیه مطالعه تعیین کند .
( سرعت شخص را به راحتی با فراگیری تکنیک تندخوانی می توان اصلاح کرد )
2- نوع متن
مورد بعدی که سرعت مطالع به ان بستگی دارد نوع متنی است که شخص مطالعه می کند ، مثلا یک متن ساده را با سرعت بیشتری می توان مطالعه کرد اما متنی که از نظر محتوی سنگین و مشکل است ، طبعا با سرعت کمتر و کندتر مطالعه می شود و این نوع متن است که سرعت مطالعه را تعیین می کند پرا که این معقول و منطقی نیست که بگوییم هر نوع متنی را باید به صورعتی ثابت مطالعه کرد ، از عدع ای شندیم که تند خوانی برای کتابهای درسی فایده ندارد و به کار نمی آید ، در حالی که کاملا برعکس ، بیشترین تاثیر و فایده تندخوانی در مطالعه مطالب درسی خودنمایی می کند و بسیار موثر و کار آمد است ، این ما هستیم که باید با یک دید منطقی و معقول به آن بنگریم ، هر نوع متنی را نمی توان با یک سرعت مطالعه کرد بلکه سرعت مطالعه را باید با متنی که مطالعه می شود تنظیم کرد ، فردی ممکن است در مطالعه یک متن داستانی سرعتی در حدود 200-300 کلمه در دقیقه داشته باشد اما همین شخص در مطالعه درسی مانند زمین شناسی یا زیست شناسی که سراسر نکته است و یا یک متن تخصصی دیگر سرعتی به مراتب کمتر داشته باشد و این کاملا طبیعی است که اگر غیر از این باشد جای تعجب دارد !
( پس سرعت مطالعه به نوع متنی که مطالعه می شود بستگی دارد )
3- تمرین
سومین مورد که سرعت مطالعه به آن بستگی دارد ، تمرین است ، یکی از مهمترین عناصر که در افزایش سرعت مطالعه موثر است ، تند خوانی یک مهارت است که با تمرین ایجاد و با تمرین بیشتر به عادت تبدیل می شود . تمرین باید صحیح و طبق اصول که گفته شد و می شود باشد . اولین اصلی که باید رعایت شود این است که حتما اصول صحیح تند خوانی رعایت شود ، یعنی انگشتان را زیر عبارات بگذارید و خط ببرید ، با چشم حرکت دست را دنبال کنید ، اصول صحیح نشستن را رعایت کنید ، درون خوانی یا لب خوانی نداشته باشید ، بلند خوانی نداشته باشید و تمام عواملی که باعث کند خوانی می شود را بر طرف کنید ، و به این موارد توجه داشته باشیدو دومین اصلی که باید رعایت شود تمرین است ، سومین اصل تمرین است ، چهارمین اصل تمرین است و تا آخر تمرین است که اصل اساسی در فراگیری تمام امور است .
در این امور هرگز مقایسه نکنید مثلا خودتان را با دیگری یا دیگری را با دیگری ، چرا که همه عوامل تند خوانی در تمامی افراد یکسان نیست ، هر کس باید نسبت به خودش مقایسه شود یعنی وضعیت حال فرد با گذشته اش مقایسه بشود تا میزان پیشرفت وی مشخص گردد . مثلا یک شخص سرعت اولیه اش 50 کلمه بوده و فردی دیگر 200 کلمه ، بعد از مدتی تمرین طی مراحل کار تا زمانی که به مراحل پیشرفته برسند دوباره از خود امتحان می گیرند ، سرعت نفر اول 250 کلمه شده و نفر دوم 375 کلمه ، روشن است که سرعت نفر اول 5 برابر و نفر دوم 1/5 برابر شده است حال آنکه نفر دوم 125 کلمه هم بیشتر خوانده اما میزان پیشرفت کمتری نسبت به اولی داشته .
(پس هر کس را با خود یعنی با گذشته اش مقایسه کنید این یک اصل کلی در زندگی است )
معایب کند خوانی
قبل از ادامه بحث و آموزش تمرینات پیشرفته تر به یک سری معایب کند خوانی و یک سری محاسن تند خوانی اشاره می کنم تا انگیزه بیشتر و پیگیری جدی تری در شما ایجاد شود .
معایب کند خوانی
1- اتلاف وقت
یک سری اعداد و رقم در این باره هست که باهاشون سرتون رو درد نمی آورم فقط همین قدر می گم که یا تند خوانی سرعت مطالعه تا تا 5-6 برابر می شود . و از اتلاف وقت به واسته کند خوانی جلو گیری می شود . و میزان پیشرفت سرعت شما به مقدار تمرین ، پشتکار و جدیت ، علاقه ، انگیزه و همت شما بستگی دارد . هر چه تمرینات را بیشتر انجام دهید در بانک خود بیشتر پس انداز کرده اید این بانک به شما سود 1000% می دهد !
2- حواس پرتی یا عدم تمرکز
یکی دیگر از معایب کند خوانی حواس پرتی و عدم تمرکز است زمانی که شخص کن و غیر صحیح مطالعه کند دچار پراکندگی فکر می شود .
شخصی را تصور کنید که با سرعت 30 کیلومتر رانندگی می کند وی می تواند چای بخورد ، با همسرش صحبت کند و.... اما زمانی که سرعتش به 70 تا می رسد بیشتر باید حواسش را جمع کند به همین ترتیب با سرعت 120 تا راننده هیچ وقتی برای صحبت برای مسائل جانبی ندارد و بر روی رانندگی متمرکز می شود . هنگام مطالعه نیز کند خوانی ، عدم تمرکز و تند خوانی تمرکز را برایتان به ارمغان می آورد . پس تند خوانی چاره ای است برای افرادی که می گویند : هنگام مطالعه تمرکز ندارم !
3- بی علاقه و بی انگیزه شدن نسبت به مطالعه
حتما برای شما هم پیش آمده است که کتابی را با علاقه از نمایشگاه یا کتابفروشی بخرید و وقتی به خانه رفتید پس از خواند 10 - 15 صفحه آن خسته شوید و کتاب را کنار بگذارید ، چون شما کند می خوانید زود خسته می شوید و چون کند می خوانید حواستان پرت می شود و چشمانتان خسته می شود در نتیجه از به مطالعه بی علاقه شده و سرانه مطالعه در ایران پایین می آید ! روم نمی شه بگم چقدره !
با آموزش تند خوانی سرعتتان افزایش یافته و در نتیجه به خواندن علاقه من می شوید و سطح اطلاعاتتان روز به روز افزایش می یابد . در حالی که کند خوانی باعث بیزاری و تنفر از مطالعه می شود .
4- خستگی
عیب دیگر کند ایجاد خستگی است خستگی دو نوع دارد :
انواع خستگی :
1- خستگی جسمی
2- خستگی روحی و ذهنی
در خستگی جسمی به علت کند خوانی کم کم شروع به لم دادن می کنید ، و کج و کوله می نشینید و در نهایت دراز می کشید ، و در آخر هم شاید خوابتان ببرد چرا که ار نطر جسمی خسته می شوید همچنین علت دیگر خواب آلودگی هنگام مطالعه خستگی چشم است که از معایب کند خوانی است ، درک کم در هنگام کند خوانی باعث ایجاد خستگی ذهنی می شود .
مزایای تند خوانی
ولی مزایای تند خوانی روی دیگر سکه معایب تند خوانی است یعنی :
1- تند خوانی باعث صرف جویی و استفاده بهتر از زمان می شود چرا که مطالعه با سرعت بیشتر ، زمان کمتری را به خود اختصاص می دهد .
2- تند خوانی باعث ایجاد علاقه و انگیزه نسبت به مطالعه می شود .
3- تند خوانی باعث ایجاد انگیزه و جمع بودن حواس هنگام مطالعه می شود .
4- تند خوانی دیرتر خسته می شوید درنتیجه حتی می توانید بیشتر از قبل مطالعه کنید .
5- تند خوانی بعد از رسیدن به مراتب بالا درکتان بسیار زیاد بالاتر از قبل می رود .
( ظرف یک ماه تمرین اصولی ، مداوم و باتلاش به مراحل بالا می رسید )
6- تند خوانی باعث ایجاد و تقویت روحیه شاد می شود چرا که دو عاما است که باعث روان رنجوری و افسردگی افراد می شود متاسفانه الان هم در جامعه مشاهده می کنید که خیلی از افراد دچار افسردگی و پژمردگی اند اولین عامل این مشکل بی تحرکی و کم تحرکی است و دومین عامل تجمع افکار منفی در ذهن است ، افرادی که ساکت می نشینندو به فکر فرو می روند استعداد افسردگی را دارند یا افرادی که تحرک کمی دارند و یا اصلا تحرک ندارند اینها افرادی هستندکه استعداد افسردگی را دارند ، زمانی فردی تمرین تند خوانی انجام می دهد بتعث ایجاد تحرک روحی می شود ، سبب ایجاد شور و شوق و انگیزه می شود و در نتیجه ضمینه افسردگی کم می شود یا افسرگی به کل از بین می رود .
7- در نهایت هدف من از آموزش تند خوانی :
تند خوانی باعث ارتقا فرهنگ عمومی جامعه می شود ، اگر همه تند خوان شوند ، همه مطالعه می کنند ( مطالعه ای مفید ) ، فرهنگ و اطلاعات عمومی جامعه ارتقا می یابد ، فرهنگ فقط اخذ مدرک دیپلم ، فوق دیپلم ، کارشناسی ، کارشناسی ارشد ، دکتری و یا فوق دکتری نیست ، فرهنگ نحوه ارتباط برقرار کردن با دیگران ، پارک رفتن ، رانندگی کردن ، تجارت کردن ، ورزش کردن است ! فرهنگ آداب زندگی است ! فرهنگ که بالا برود تمام امور تحت تاثیر قرار می گیرند و در نهایت به موفقیت دست می یابیم و پیشرفت می کنیم در نتیجه خوشبخت می شویم !
تمرین تند خوانی
تمرین ۴ :
تمرین تند خوانی با درک کم:
در ادامه تمرینات تند خوانی وارد مرحله جدیدی یعنی تند خوانی با درک کم می شویم . در ابتدای این مرحله تند خوانی را با درک خیلی کم آغاز می کنیم و پله به پله جلو می رویم میزان درک را هم افزایش می دهید . . در این مرحله کتاب را به صورت درست و صحیح در دست بگیرید یعنی وارانه نباشد ، بلکه به صورت صحیح و درست در دست بگیرید یعنی وارانه نباشد .و با خط بردن و صامت خوانی از اولین خط شروع کرده و خط به خط ، خط می برید و از هر خط چند کلمه را درک می کنید . مطالعه در این مقطع باید به گونه ای باشد که درکی کلی از مطالب کتاب داشته باشید و با موضوع آشنا شوید هدف هنوز بالابردن سرعت مطالعه است .
کتابی ساده انتخاب کنید زیرا کتاب سنگین درک کلیش هم سخت می باشد و از سرعتتان می کاهد .( فراموش نکنید هر خط 3-4 کلمه )
با سذعت بخوانید و چون هدف درک کامل نیست چشمها دست را دنبال کند ، اصول را رعایت کنید ، اصول درست نشستن ، حتی درست تنفس کردن ، فاصله چشم ار نیز رعایت کنید ، فاصله چشم در ابتدا 30 سانتی مت باشد ، اما برای تند خوانی آن را اندک اندک تا 40 تغییر دهید در درجات بالا تا 50 سانتی متر هم می رسید .
رعایت این اصول شاید در ابتدا کمی مشکل باشد اما اندک اندک شما به این ها شرطی شده و با اجرایشان تمرکزتان بسیار افزایش می یابد .
حال به مدت یک دقیقه مطالعه کنید پس از پایان با یک علامت ( * ) مشخص کنید سپس سرعت خود را محاسبه کنید ، با استفاده از فرمول زیر می توانید سرعت مطالعه تان را حساب کنید :
توجه داشته باشید که ((و)) را در تعداد حروف حساب نکنید اما (در، از، بود، که ) را حساب کنید.
این امتحان را در 20 تمرین قبل و بعد از تمرین خود بگیرید . در امتحان قبل تمرین به مدت یک دقیقه متن را مطالعه می کنید نقطا پایان را علامت بزنید و پنچ خط پایین تر را علامت زده و عدد 2 را در کنارش بنویسید ، پس از پایان تمرین باید سعی کنید در کمتر از یک دقیقه تا علامت ششم را بخوانید . سرعت امتحان اول را محاسبه کرده و در جدولی مطابق شکل زیر در قسمت سرعت اولیه نوشته و با اضافه کردن 5 خط شماره 2 علامت می زنید و دوباره شروع به خواندن می کنید و در ظرف یک دقیقه به 2 رسیده 5 خط اضافه می کنید و علامت 3 را می زنید . همین طور 5 خط 5 خط اضافه می کنید تا به علامت ششم برسید و سرعت را محاسبه کرده و در سرعت ثانویه می نویسید .
برای محاسبه زمان می توانید از تایمر گوشی استفاده کنید و فراموش نکنید که هدف هنوز درک نیست پس می توانید هر بار 5 خط اضافه کنید .
به این ترتیب شما در هر خط جدول 30 خط به سرعت خود می افزایید و یک بار این تمرین را انجام داده اید . این کار را تا بیست روز انجام دهید تا جدول کامل شود .
هیچ حساسیتی به خرج ندهید در ابتدا مشکلات زیادی پدید می آید اما به مرور زمان بر طرف می شود .
هخح
آموزش تند خوانی
تمرین
دوتمرین دیگر برای افزیش سرعت و دقت چشم :
در این مطلب دو تمرین متفاوت از گذشته برای افزایش سرعت و دقت و استقلال عمل چشم آموزش می دهیم .
تمرین اول : یک علامت آلفا یا گاما بزرگ رسم کنید و چشم را روی آن حرکت می دهید و هر چه قدر این علامت بزرگتر باشد ، مسیر حرکت چشم بیشتر می شود ، چشم را خیلی سریع روی علامت ها حرکت می دهید یک بار از انتها به ابتدا و یک بار از ابتدا به انتها و هر بار سریع تر از قبل این کار را انجام بدهید . گاهی قلم و کاغذ در اختیارتان نیست در این مواقع انگشت دست را به صورت افقی در فاصله 30 -40 سانتی چشم حرکت دهید و با چشم حرکت انگشت به واسطه دست دنبال کنید .
( این تمرینات باعث عادت چشم به حرکت سریعتر و دقیقتر شود )
تمرین دوم : یک علامت ستاره بزرگ رسم کنید ؛ ( رسم شکل بر اساس شماره های شکل انجام شود ) و چشم را به ترتیب روی اضلاع حرکت دهید ، یعنی از 1 شروع به 6،5،4،3،2 ختم کنید و دوباره از همین مسیر یعنی از 6 شروع و به 1،2،3،4،5 ختم کنید و هر دفعه سریع تر از قبل چشم را در امتداد اضلاع ستاره حرکت می دهید ، همان طور که اشاره شد .
هدف از این تمرینات همان دستاوردهایشان یعنی عادت دادن چشم به سرعت و دقت و استقلال در عملکرد است ، که نتیجه آن در تند خوانی تاثیر چشم گیری خواهد داشت و عملکرد چشم افزایش می یابد .
این تمرینات را به صورت مختلف و روی کاغذ بزرگ انجام دهید ، هر قدر تصویر بزرگتر باشد بهتر است . در ابتدای کار شاید مشکلاتی داشته باشید و اذیت بشوید اما نگران نباشید زیرا ساختن در ابتدا با سختی همراه است اما در آینده برایتان زندگی را به ارمغان می آورد . درست مثل یک بدنساز در ابتدا زدن وزنه های سبک نیز برایش سخت است اما پس از مدتی کار با آنها برایش مسخره می آید !
این تمرین را 5 بار صبح ، پنچ بار ظهر همچنین 5 بار عصر و نیز 5 بار شب انجام دهید .
پس از مدتی کوتاهی پیشرفت محسوستان را خواهید دید
آموزش تند خوانی
تمرین پیشرفته برای تند خوانی
این تمرین کمی پیشرفته تر از تمرینات گذشته است و در ورودی به کاملترین تمرین تند خوانی است که آموزش داده می شود . برای بالا بردن سرعت مطالعه و مهارت پیدا کردن در تندخوانی باید این سلسله تمرینات مرحله به مرحله و پله پله با پشتکار و انگیزه انجام داد تا نتیجه مورد نظر حاصل گردد .
تمرینات تند خوانی منحصر به سن و سال و یا سطح تحصیلات خاصی نیست، شما خواننده گرامی اگر دارای مدرک دیپلم هستید یا کارشناسی یا کارشناسی ارشد و یا دکتری فرقی ندارد ، هر کس که با مطالعه سر و کار دارد با هر نوع تخصوص و درجه تحصیلی و با هر سن و سال از پنجم دبستان به بالا نیازمند مهارت تندخوانی هستند که با اجرای تمرینات بدست می آید و اجرای تمرینات هم هیچ محدودیتی ندارد .
برای این تمرین یک کتاب داستانی ساده را آماده کنید و اگر حساسیت ندارد با انگشت و اگر حساسیت دارید یا خط بر بهمدت یک دقیقه با درک نسبی خط ببرید . رعایت اصول نشستن و فراموش نشده و با چشم حرکت دست را دنبال کنید . باسرعت بخوانید درک 2-3 کلمه در خط کافی است .
پس از اتمام یک دقیقه به هر جا که رسیدید یک علامت ( * ) بگذارید و سرعتتان را طبق فرمول محاسبه کنید .
حال یک جدول بیست خانه ای مانند تمرینات قبل رسم کنید و سرعت خود را در قسمت سرعت اولیه بنویسید . اصلا نگران درک نباشید در آینده در مبحث یادگیری به شما می آموزیم که چگونه با سرعتی بیش از این تمام مطالب را 100% درک کنید .
این تمرین هم شبیه نمرین قبل است البته با یک تفاوت کوچک ، حالا به جایی که علامت زده بودید 5 خط اضافه کنید و می نویسید 2 ، زمانی که از ابتدا دوباره خواندید و به 2 رسیدید ( به همه شماره ها در همان یک دقیقه برسید ) این بار 10 خط اضافه می کنید و می نویسید 3 ، باز از ابتدا و وقتی به 3 رسیدید 15 خط اضافه کرده و می نویسید 4 و بر می گردید از ابتدا و تلاش می کنید به 4 برسید ، زمانی که به 4 رسیدید 20 خط اضافه کرده و می نویسید 5 و بر می گردشد از ابتدا و تلاش می کنید به آن برسید ، در هر یک از مراحل این تمرین و تمرین قبل سعی می کنید در یک دقیقه به نقطه مذکور برسید در غیر این صورت دوباره برای همان نقطه تلاش می کنید تا در یک دقیقه به آن برسید .
متوجه شدید تفاوت این تمرین با تمرین قبل تعداد خطوط اضافه شده است ، در این تمرین با رسیدن به شماره 5 شما 55 خط بیشتر از سرعت اولیه خود خواهید خواند در حوالی که در تمرین قبل 20 خط بیشتر می خواندید .
بعد از رسیدن به نقطه 5 ، به مدت یک دقیقه از ادامه مطلب می خوانید و سرعتتان را محاسبه کرده و در سرعت پایانی می نویسید . اکنون یک ردیف از جدول 20 ردیفی شما کامل شد
این تمرین را تا می توانید انجام دهید ، و نگران نوسانات نباشید که کاملا طبیعی است این تمرین هر بار 6 دقیقه وقت می گیرد و حداقل آن را 20 بار انجام دهید . بهترین حالت زکامی انجام تمرین ، صبح ، ظهر و شب می باشد .
آموزش تند خوان ی:
چند تمرین دیگر برای سرعت حرکت چشم ها تمرین اول : الف ) کتابی را در مقابل خود باز کرده و قرار دهید و چشم را یک بار از بالا به پایین روی آن حرکت دهید و یک بار از پایین به بالا همینطور از پایین به بالا و از بالا به پایین ادامه دهید ،این تمرین را زیاد انجام دهید .
ب) در مرحله بعد به همان صفحه کتاب به طوری که دو صفحه روبه رو باز است به شکل افقی از راست به چپ و از چپ به راست چشم را با سرعت بالا حرکت دهید ، همچنان چیزی را نخوانید و فقط ببینید و نگاه کنید ( خیلی سریع ) در پس تمیرین قبل این تمرین را نیز زیاد انجام دهید .
ج) مرحله بعد این تمرین حرکت چشم به شکل مورب است یعنی از گوشه سمت راست بالا صفحه کتاب به گوشه سمت چپ پایین چشم را حرکت داده و نگاه می کنید و بعد برگشت را به صورت برعکس انجام می دهید . با انجام زیاد این تمرینات چشم سرعت چشمتان افزایش می یابد .تمامی این حرکات ورزش چشم می باشد از انجام آنها غفلت نکنید .
تمرین دوم :
اما یک تمرین دیگر برای آموزش دادن چشم تا با سرعت بیشتری حرکت کند و با این ورزش چشم دقت چشم نیز افزایش می یابد .
این تمرین به این صورت است که صد صفحه را با سرعت تقریبی 2 ثانیه ببینید و ورق بزنید ، ممثلا یک صفحه را که می بینید تا یک ثانیه نصف صفحه را دیده اید و ثانیه دوم نیمه بعدی صفحه را می بینید و به صفحه بعد میروید ، یعنی شما با شماره2 عدد 1001 و 1002 یک صفحه را می بینید و به صفحه بعدی می روید و صد صفحع را با همین شیوه می بینید ، طبیعی است که با این سرعت فقط می بینید و نمی خوانید ، چشم تنها روی صفحات حرکت کرده و صفحاتی که نیمه اند را با یک شماره می خوانید . این تمرین را نیز به دفعات و حد اقل هر بار صد صفحه انجام دهید. تمرینات را در فواصل مختلف انجام داده و به خودتان فشار نیاورید .
فراموش نکنید :
(هیچ پزشکی میزان مصرف هیچ دارویی را یک عدد تجویز نکرده )
( هیچ قهرمانی با یک ست تمرین بروسلی نشده )
آموزش تند خوانی
کاملترین و مهمترین تمرین تند خوانی
حتما قبل از انجام تمرینات قبل که لازمه و پیشنیاز تاثیر گذاری این تمرین است خط بردن برای شما عادی شده چرا که طی چند تمرین متفاوت آن را فرا گرفته اید ، در ابتدا به صورت وارانه ، بعد تمرین سه و سپس تمرین یک و سایر تمریناتی که تا کنون پشت سر گذاشتیم همه لازمه اثر بخشی این تمرین است این تمرین متفاوت از تمرینات گذشته و تاثیر گذار بر سرعتتان اسن . از این پس در هر زمانی که فرصت کردید این تمرین را انجام می دهید .
فراموش نکنید که تکنیک تند خوانی یک مهارت است و و همان طور که یک ورزشکار با مدتی ورزشنکردن افت می کند . شما هم با ترک تمرینات و مطالعه نکردن کارییتان در این ضمینه کم می شود پس هر گاه فرصت کردید این تمرین را انجام دهید .
و اما تمرین :
یک کتاب ساده داستانی را آماده کنید، این تمرین بر عکس تمرین گذشته است ، در این تمرین جای این که بر تعداد خطوط بیفزایم از مدت زمان کم می کنیم و در اینجاست که به ارزش حیاتی زمان پی می بریم که یک دقیقه چه زمان مفیدی است و ما به چه سادگی آن را تلف می کنیم ، تا حالا شاید 10 ، 15 ، 20 ، 30 وبا 40 دقیقه زمان می گذاشته و شما زیاد توجه نمی کردید و متوجه نمی شدید اما از این به بعد در می یابید که یک دقیقه زمان کمی نیست .
به قول شخصی یک دقیقه ربع ساعت است ، یعنی از یک دقیقه می شه اندازه 15 دقیقه استفاده کرد .یک دقیقه با حراگثر سرعت و درک نسبی خط می برید بعد از گذشت یک دقیقه طبق فرمول محاسبه سرعت ، سرعت خود را محاسبه می کند و همچون گذشته آن را در جدول ثبت می کنید . تعداد ردیفهای جدول به همت و انگیزه شما بستگی دارد اما حد اقل باید 20 تا باشد ، تا حداقل بیست بار تمرین را تکرار کنید سرعت را در قسمت سرعت اولیه ثبت می کنید مثلا 1400 کلمه که آن را در محل خود می نویسید . سپس 10ثانیه از یک دقیقه کم می کنید و هیچ خطی اضافه نمی کنید و بر می گردید و سعی می کنید متنی که در یک دقیقه خوانده بودید در 50 ثانیه بخوانید طبیعطا باید سرعتتان را افزایش دهید تا به جایی که علامت زده اید برسید . سپس باز 10 ثانیه کم کنید و دوباره همان متن را بدون کم و زیاد در 40 ثانیه قرائت کنید . هر بار سرعتتان بیشتر می شود زیرا شما هر بار به تعداد دفعات قبل نسبت به متن دید قبلی دارید . حال باز 10 ثانیه کم کنید و متنی را که در یک دقیقه خواندید باید در 30 ثانیه بخوانید ، هیچ منطقی نمی گوید درکی را که در یک دقیقه داشتید در 30 ثانیه داشته باشید ولی فراموش نکنید این یک تمرین است و هدف ایجاد ملکه تند خوانی است ، پس به هر شکل ممکن باید به علامت برسید . اگر هم نرسیدید دوباره و دوباره تلاش میکنید تا برسید . بعد از این که به علامت رسیدید 5 ثانیه کم می کنید و دوباره تلاش می کنید تا در 25 ثانیه به علامت برسید و باز 5 ثانیه کم می کنید و در 20 ثانیه به علامت می رسید . این تمرین شاید کمی سخت به نظر برسد اما تاثیر چشم گیری دارد و باور نکردنی خواهد بود چرا که در هر مرحله زمان کمتر می شود .بعد از اینکه در 20 ثانیه به علامت رسیددید دوباره این مرحله را تکرار می کنید یعنی در 20 ثانیه به علامت می رسید .
ممکن است بپرسید چگونه هم تند خوانی کنید و هم بخوانید ، این مشکل 3 راه حل دارد :
1- کمک گرفتن از فردی ثانی
2- استفاده از تایمر ثانیه دار
3- ضبط کردن یک موزیک ملایم به اندازه زمان مورد نیاز قبل از تمرین .
بعد از اتمام آخرین مرحله از تمرین از ادامه همان مطلب یا از یک متن جدید دیگر به مدت یک دقیقه خیلی سریع و با حداکثر سرعت می خوانید البته با درک نسبی خیلی کم ، اصلا هم نگران درک کردن نباشید . بعد از اتمام زمان سرعت خود را بر حسب فرمول ارائه شده در قبل محاسبه کنید ، احتمالا بسیار بیشتر شده است . آن را در قسمت سرعت پایانی جدولتان در خط اول بنویسید ، اکنون یک ردیف از 20 ردیف جدولتان تکمیل شد و 19 ردیف باقی ماند که به همین ترتیب آن را کامل می کنیم البته نه پیوسته و پشت سر هم که ایجاد خستگی کند . بلکه در فواصل زمانی مختلف باید این مسیر را طی کنید .
( این تمرین کاملترین و بهترین تمرین برای بالا بردن سرعت است )
پس آن را خیلی زیاد انجام دهید.
آموزش تند خوانی
یک تمرین برای افزیش حوزه دید
همان طور که گفته شد یکی از دلایل مهم کند خوانی محدودیت حوزه دید است که با انجام یک سری تمرینات بر طرف می شود قبلا به چندین تمرین در این مورد آموزش دادیم ، اکنون هم در پایان مبحث تند خوانی یک تمرین دیگر در این را بطه انجام خواهیم داد .
این تمرین را می توانید با کتابها ، روزنامه ها ، مجله ها و هر متن دیگری که دارای دو ستون نوشته در هر صفحه است انجام دهید ، به این صورت که چشم را روی فاصله بین دو نیمه خط که در حقیقت خط کاملی از یک ستون هستند ثابت می کنید و بدون اینکه چشم حرکت کند سمت چپ و راست آنرا می بینید یعنی هر دو نیم خط دو طرف را باید ببینید ، این تمرین را خیلی زیاد انجام دهید تا معجزه آن را در افزایش حوزه دیدتان تجربه کنید .
و اما چند نکته:
1- تمرینات را به ترتیب انجام دهید و گرنه تاثیردلخواه را نمی بینید .
2- تمرین را صبحها انجام دهید که چشم استراحت کرده .
3- تمامی این تمرینات پیش نیاز مباحث بعدی مثل سیستم یادگیری بدون فراموشی ، مطالب محاسباتی ، زبان خارجی و تمرکز فکر می باشند پس به خوبی آنها را انجام دهید .
مطالعه پر سرعت به همراه یادگیری پایدار
بعد از مباحث قبل که در رابطه با تن آرامی و تندخوانی با درک نسبی بود وارد وارد مبحث مطالعه همراه با درک کامل می شویم اگر تمرینات افزایش حوزه دید را انجام داده باشید قطعا حوزه دیدتان افزیش یافته و می توانید محدوه بیشتری را ببینید .
اما قبلش یک تکنیک جالب ، گاهی اوقات پیش می آید که به دنبال یک کلمه در میان انبوه خطوط و کلمات می گردید عاقلانه نیست که خط به خط بگردید . در کامپیوتر و در مرور گر اینترنت اکسپلورر شما به راحتی با گزینه ctrl+f این کار را انجام می دهیید اما آیا مغز ما از کامپیوتر انقدر پایین تر است ؟
ما برای این کار از یک تکنیک به نام تکنیک اسکن (SCAN) استفاده خواهیم کرد. این تکنیک در جاهای مختلف کاربرد دارد ، برای پیدا کردن یک لغت ، یک غلط املایی ، یک عدد ، یک اسم و.... می توان از این روش استفاده کرد .
این تکنیک دارای 3 مرحله .
1- مبتدی یا یک انگشتی
2- نیمه حرفه ای یا سه انگشتی
3- حرفه ای یا 4 انگشتی
چگونه از تکنیک اسکن استفاده کنیم ؟
همان طور که اشاره شد این تکنیک 3 مرحله دارد که هر یک برای عده خاصی از افراد با سطح مهارت مشخصی است .
1- اسکن مبتدی یا یک انگشتی
این سطح از کاربرد برای افرادی است که در ضمینه تندخوانی و افزایش حوزه دید هیچ گونه تمرینی را انجام نداده اند و کاملا مبتدی هستند ، به این صورت که چنین افرادی برای جستجوی یک کلمه یا عدد با یک انگشت و به صورت عمودی یا افقی خطوط را بررسی می کنند . که معمولا اکثرا از همین روش استفاده می کنند .
2- اسکن نیمه حرفه ای یا سه انگشتی
در این قسم از تکنیک اسکن معمولا برای افرادی که با اجرای تمرینات افزایش حوزه دید ، حوزه دید خود را افزایش داده اند کاربرد دارد به این صورت که با سه انگشت که به صورت عمودی یا افقی بر روی خطوط حرکت می کنند به جستجوی کلمه مورد نظر می پردازند که چون محدوده بیشتری را می بینند در زمان کوتاه تری هم کلمه مورد نظر را پیدا می کنند .
3- اسکن حرفه ای یا چهار انگشتی
سومین مرحله کاملترین و پیشرفته ترین مرحله است ، اسکن حرفه ای یا چهار انگشتی است . این مرحله برای افرادی که حوزه دیدشان کاملا وسیع شده و با یک نگاه می توانند یک لغت از درون یک صفحه پیدا کنند کاربرد دارد به این ترتیب که با چهار انگشت با یک s بزرگ انگشتان را روی متن حرکت می دهند و با یک نگاه کامل مورد را پیدا می کنند .
پس برای رسید به سطح حرفه ای باید تمرینات افزایش حوزه دید را در حد زیاد انجام داد تا حوزه دید کاملا وسیع شده و قابلیت اجرا در سطح حرفه ای را داشته باشد و این کاملا طبیعی است که در ابتدای کار نتوان در این سطح به اجرای روش اسکن پرداخت .
تمرین کنید
برای کسب مهارت در هر کاری تمرین اولین شرط است پس برای کسب مهارت در این تکنیک باید تمرین کرد و چه خوب است طبق مراحل عمل کرد تا نتیجه پایان بدست آید .
یک متن را مشخص کنید که می توانید یک برگ جدا از کتاب و یا یک صفحه از یک کتاب باشد .
یک کلمه را بدون نگاه کردن به متن به دلخواه خود مد نظر قرار دهید و یا اینکه به شخص دیگری بگویید که یک کلمه را به شما بگویید که شما آن کلمه را پیدا کنید . ابتدا به روش مبتدی عمل می کنیم ، یعنی با یک انگشت به صورت افقی یا عمودی به دنبال مثلا کلمه ( ذهن ) می گردید همان طور کعه اشاره شد و در تصویر مشاهده کردید .
یک متن را به صورت نیمه حرفه ای انجام دهید .به یک صورت که بالای سه انشگت را که به صورت عمودی یا افقی از روی کلمات عبور می کند را نگاه می کنیم و محدوده بیشتری را می بینیم چون هم زمان بالای هر سه انگشت را می بینیم مثلا کلمه ( امکان ) را پیدا می کنیم .
در مرحله بعد تمرین را به صورت حرفه ای انجام دهید البته این مرحله پس از تکرار فراوان تمرینات افزایش حوزه دید و مراحل قبل باید انجام شود تا نتیجه لازم را بدست آورید . خاطر داشته باشید در تکنیک اسکن باید فقط با یک بار نگاه کردن کلمه مورد نظر را پیدا کینم نه اینکه دوبار یا سه بار یک صفحه را جستجو کنیم . این تکنیک را به مقدار خیلی زیاد انجام دهید ؛ کلماتی را که جست و جو می کنید می توانید خودتان بدون نگاه به صفحه مد نظر قرار دهید یا از شخص دیگر کمک بگیرید که یک کلمه را تعیین کن تا شما به دنبال آن بگردید و با تکنیک اسکن آن را بیابید . این تکنیک کاربردهای زیادب دارید مثلا برای یافتن یک لغت در دیکشنری یا لغت نامه و یا یافتن یک کلمه در یک متنی که نمی خواهید همه آن را بخوانید از این تکنیک استفاده کنید .
+++
آموزش مطالعه بدون فراموشی
عدم تمركز حواس»، موضوعى است كه بسيارى از جوانان از آن رنج مىبرند و دلايل مختلف و متعددى دارد. همان طور كه خود مىدانيد، تمركز حواس در هر كارى از جمله مطالعه و درس خواندن - از ضروريات قطعى است. تمركز حواس، حالتى ذهنى و روانى است كه در آن حالت، تمام قواى حسى، روانى و فكرى انسان روى موضوع خاصى متمركز مىشود و تضمين كننده امر يادگيرى و انجام صحيح كارها و رهايى از خطرات احتمالى است. به هر حال در يك جمعبندى كلى، مىتوان گفت: بيشتر افراد به دلايل عمده زير، با عدم تمركز فكر و حواس مواجه مىشوند:كسانى كه خود را به انجام دادن كار يا مطالعه درسى مجبور مىكنند؛ در حالى كه تمايل درونى چندانى به آن ندارند. در اين صورت تمام قواى ذهنى و روانىشان به طور خودكار از آن موضوع پرت مىشود و دچار حواسپرتى مىگردند. چنين افرادى ممكن است مدتها با بىعلاقگى كارهايى انجام مىدهند يا به دنبال درس يا رشته تحصيلى خاصى، تلاشهايى كنند و به عبارت ديگر خود را مجبور به انجام دادن آن كار يا مطالعه مىبينند.2. فشارهاى روانى نيز از عوامل عمده تشتت فكرى است. بيشتر افراد زمانى كه با مسألهاى مواجه مىشوند، اگر معتقد باشند زمان كافى براى حل آن ندارند و يا توانايى حل مسأله و كسب توفيق را در خود نبينند، دچار نگرانى و اضطراب مىشوند و در نتيجه اين نگرانىها، ترس از شكست، افكار منفى عدم اعتماد به نفس و خيالبافىهاى منفىگرايانه، توان عمل و ابتكار و خلاقيت را از آنان سلب مىكند و به جاى اينكه روى موضوع خاص تمركز كنند، بر ترس و احتمال شكست خود تمركز مىكنند و يأس و نااميدى بر آنها چيره شده و موجب حواسپرتى مىشود.3. گاهى برخى حوادث و اتفاقات، فضاى روانى فرد را دچار اختلال مىكند (نظير آنچه در زندگى شخصى، تحصيلى، خانوادگى، اجتماعى و اقتصادى و... رخ مىدهد)، امكان تمركز حواس را از بين مىبرد.4. گاهى عدم رعايت بهداشت مطالعه و اصول و قوانين آن و بهره نگرفتن از روش مناسب مطالعه، باعث خستگى جسمى و روانى شده و آمادگى روانى لازم براى مطالعه و درس خواندن از بين مىبرد. در نتيجه احساس بىعلاقگى و به دنبال آن عدم تمركز حواس بر او مستولى مىشود.
5. تكثر و تعدد فعاليتهاى فرد مخصوصا اگر در توان انسان نباشد، باعث عدم تمركز حواس مىشود.راههاى مقابله با عوامل حواسپرتى:
براى مقابله با هر يك از عوامل فوق كه هر كدام به گونهاى مانع تمركز حواس مىشود - بايد به راهكار خاص و مناسب با آن توجه نمود. در عين حال نكات زير مىتواند به عنوان راهكارهاى كلى، مؤثر واقع شود:1. در ابتدا و قبل از هر چيز، براى تمام فعاليتهاى درسى و غيردرسى برنامهريزى كنيد. اوقات شبانهروز را در يك جدول زمانبندى شده از هنگام بيدارى تا موقع خواب، يادداشت نموده و براى هر كارى، زمان خاصى و مناسب آن را معين نماييد، سعى كنيد طبق همان برنامه تنظيم شده به انجام دادن همان فعاليت مشخص (كلاس، مطالعه، استراحت، عبادت، ورزش و...) بپردازيد. حتى زمان معين و مشخصى را در طول روز، براى انديشيدن درباره موضوعات مختلف با تخيلات و افكار مزاحم، اختصاص دهيد. اين كار حداقل دو فايده مهم دارد:
الف. نظم و انضباط در تمام فعاليتها حتى در انديشهها و افكارتان - راه پيدا مىكند كه خود بسيار ارزشمند است.
ب. اگر افكار مزاحم در غير زمان معين، به سراغتان آمد و باعث حواسپرتى شما شد، مىتوانيد به خود وعده بدهيد كه زمان انديشيدن در اين باره، فلان زمان خاص و معين است. تأكيد مىكنيم براى هر كار و فعاليتى وقت مشخص معين كنيد و در آن وقت به هيچ امرى غير از آن كار نپردازيد.2. اصول و قوانين لازم براى يك مطالعه سودمند را بشناسيد و آن را به دقت رعايت فرماييد. ما نيز در اينجا به چند مورد اشاره مىكنيم:
الف. با مد نظر قرار دادن هدف خويش از مطالعه و درس خواندن، احساس نياز به مطالعه را در خودتان شعلهور سازيد.
ب. به هنگام مطالعه يا حضور در كلاس، از افكار نا اميد كننده، كسل كننده و غيرمنطقى بپرهيزيد و همواره اميد، قدرت و توانايى را در ذهن خود حفظ كنيد.
ج. هميشه براى مطالعه يا سر كلاس، كاغذ و قلمى داشته باشيد و نتبردارى كنيد يا خلاصهاى از مطالب را يادداشت كنيد تا در فضاى روانى درس و مطالعه قرار داشته باشيد، نه اينكه به دنبال افكار و ذهنيات خود باشيد.
د. با پيشمطالعه وارد كلاس شويد و پرسشهايى كه درباره درس به ذهنتان مىرسد، بلافاصله از استاد بپرسيد و به خود اجازه ندهيد سؤال مطرح شده، ذهنتان را به خود مشغول دارد و به تدريج از فضاى روانى كلاس خارج شويد. با اين روش ساده، مىتوانيد فرايند تدريجى و محتواى درسى كلاس را پىگيرى كنيد و خود را در فضاى درسى يا مطالعه قرار دهيد.ه. زمان و مكان مطالعه، بايد از نظر فيزيكى و روانى از شرايط مناسب برخوردار باشد و هرگونه عاملى را كه مىتواند باعث حواسپرتى شود (نظير سر و صداها، سرما و گرما، نور كم يا خيلى شديد و...) از محيط مطالعه خود حذف كنيد.
3. در صورتى كه تعدد كارها و فعاليتهاى غيردرسى، باعث عدم تمركز مىشود، آنها را به حداقل ممكن برسانيد و به خود بگوييد: در اين دوره و زمان، مهمترين وظيفه و كار من مطالعه و درسخواندن و ارتقاى سطح علمى است و فعاليتهاى جانبى متعدد، مزاحم وظيفه اصلى من است.4. اگر مشكلات شخصى، اجتماعى، خانوادگى و... باعث عدم تمركز حواستان مىشود؛ بدانيد كه:الف. زندگى فردى هيچكس، خالى از مشكل نيست و ذهن هيچ فردى خالى محض نيست. از طرف ديگر با صرف فكر كردن و مشغوليت ذهنى درباره چنين مشكلاتى، هيچ دردى دوا نخواهد شد. پس به خود تلقين كنيد كه هنگام درس يا مطالعه، ذهن خود را از آن مسائل برهانيد.ب. به هنگام مزاحمت آن افكار، به خود قول بدهيد در اين باره خواهم انديشيد (و زمانى را براى اين كار در شبانهروز اختصاص دهيد).ج. در صورت امكان به اتفاق يكى از دوستان خود، مطالعه يا مباحثه كنيد.5. در صورتى كه موضوع يا موضوعات خاص و محدودى، باعث حواسپرتى شما مىشود، به دنبال راه حل مناسب آن باشيد؛ چرا كه آن موضوع خاص، در حكم علت عدم تمركز حواس شما است. پس براى مقابله با آن بايد ابتدا علت و عامل اصلى را شناسايى كنيد و در پى حذف يا تقليل آن برآييد، ولى اگر موضوعات متعدد مختلف باعث حواسپرتى مىشود. به نكات چهارگانه بالا توجه نماييد.6. براي اطلاعات بيشتر ر.ک:- تقويت و تمرکز فکر، ترجمه هوشيار - رزم آزما، انتشارات سپنج- اسرار تمرکز فکر، علي اکبر محمدزاده، انتشارات طلايه
افیزیولوژی یادگیری و حافظه
فیزیولوژی یادگیری و حافظه
فیزیولوژی یادگیری و حافظه به بررسی فرآیندهای عصبی میپردازد که در جریان یادگیری و یا عملکرد حافظه رخ میدهند.
مقدمهدر تبیین یادگیری از دیدگاه فیزیولوژیک دو نظریه کلی وجود دارد که یکی از آنها تغییرات را در سطح سیناپسی و عوامل زیست شناسی مرتبط با آن در نظر میگیرد و دیگری توجه خود را به تغییرات در مدارهای نورونی معطوف داشته است. هر دو اینها به تغییرات فیزیولوژیکی توجه دارد، که در حین یادگیری در مغز و سلولهای عصبی اتفاق میافتند. اولین بار در سال ۱۹۶۱ بود که جیمز اندر توانست نورونها را به روش شرطی سازی عاملی حساس کند. شرطی شدن سلول عصبی یک حالت افزایش تحریک پذیری را در آن پدید میآورد که ناشی از تغییرات در یون و فوریزاسیون پروتئین است.
نظریه سیناپسی در فیزیولوژی یادگیری و حافظه
در حالت عادی ارتباط بین سلولهای عصبی را میتوان حالتی خاموش و بدون مصرف دانست. بدین معنی که تعداد دندریتها ، تعداد فضاهای بین سیناپسی ، بند سلول ، ضخامت آکسون و مانند آن در حالتی است که بدون مصرف بوده و در واقع مانع از عبور اطلاعات از سلولی به سلول دیگر میشود. پیدایش تحریک سبب دگرگون شدن اینگونه خصوصیات در سلولهای عصبی میگردد و البته سیناپس تحریک شده مدتی بحال خود واگذاشته شود. این شرایط به حالت اولیه برخواهد گشت.
بطور کلی در این نظریه چنین عنوان میشود که عبور جریان عصب ایجاد تکانه عصبی میکند. سپس آنزیم درون نورون فعال میشود. پس از آن تغییراتی در طرز تهیه پروتئین سلول پدید میآید و نهایتا الگوهای هندسی خاصی در نورونها پایدار میشود. اصطلاح ردیااینگرام را در تعریف و نمایش فرضی و فیزیک یک خاطره بکار بردهاند. منظور از اینگرام این است که حین یادگیری تغییراتی فیزیولوژیک یا زیست شیمیایی در نورون اتفاق میافتد. لشلی در جستجوی اینگرام به آموختن رفتارهایی به حیوان و سپس برداشتن قسمتهایی از مغز مبادرت ورزید، وی کاهش پدید آمده در حافظه را نمیتوان به عنوان از بین رفتن اینگرامها دانست، بلکه این امر تا حدود زیادی بخاطر انفعال و گسیختگی در فرآیندهای حسی و حرکتی مغز بوده است.
پس از لشلی نظرها معطوف به ساختارهای زیرین قشر مغز گردید و در این زمینه ساختارهایی مثل هیپوکامپ ، استریاتوم و آمیگرال به عنوان ساختارهای اساسی مرتبط با حافظه کوتاه مدت مطرح شدند. هر چند در پستانداران و مخصوصا در انسان دیده شده است که ساختارهای اخیر در حافظه نقش دارند، ولی گفته شده است که جوندگان میتوانند پس از برداشته شدن قشر جدید (نئوکرتکس) و ساختارهای اخیر تشکیل حافظه دهند.
نظریه مبتنی بر الکتروفیزیولوژی و تشکیل مدارهای حافظه در فیزیولوژی یادگیری و حافظهاز زمان پاولف ، فیزیولوژیست معروف روسی که یادگیری شرطی را مورد بررسی قرار داد، این موضوع همواره مورد توجه بوده است که در جریان یادگیری شرطی به دنبال انتشار تحریک در قشر مخ یک ارتباط موقت بین ناحیه مربوط به محرک شرطی و ناحیه مربوط به محرک غیر شرطی پدید می آید. اگر این ارتباط تقویت شود بازتاب شرطی تثبیت خواهد شد و در غیر اینصورت از بین رفته و خاموشی پدید خواهد آمد. یکی از تاثیرات یادگیری این است که مدارهای جدیدی در مغز فعال یا باز میشود.
از نظر الکتروفیزیولوژی امواج آلفای مغز که با گشودن چشم مهار میشوند، با پیدایش هر محرک جدید و ناشناخته مجددا پیدا میشوند. علاوه بر این دیده شده است که توجه کردن علاوه بر اینکه امواج آلفا را مهار میکند، به پدید آمدن امواج تتا منجر میشود و اصولا امواج تتا را به عنوان شاخصی برای فعالیت مغز حین یادگیری فرض کردهاند. همه اینها دال بر این است که تشکیل حافظه و پیدایش اولین مدارهای حافظه مبنای الکتروفیزیولوژیک دارد. فرآیند تثبیت و ایجاد رویا با طی مراحل عبور از حافظه کوتاه مدت و ضبط در حافظه دراز مدت انجام میگیرد. این فرآیند را تحکیم مینامند. قطع فعالیت الکتریکی مغز به مدور شدن حافظه و آن هم در مراحل اولیه تشکیل حافظه میانجامد.
تفاوت حافظه کوتاه مدت و دراز مدت از لحاظ فیزیولوژی
حافظه دراز مدت که مطالب را به مدت زمان طولانیتری نگهداری میکند و ظرفیت آن نامحدود است، مبنای زیست شیمیایی دارد. به عبارتی اطلاعات در این حافظه از تغییرات زیست شیمیایی پدید آمده و نگهداری میشوند. خاطرات دراز مدت بیشتر از خاطرات کوتاه مدت حفظ میشود. بدلیل وقت بیشتری که این خاطرات برای پیوند یافتن با تعدادی از نواحی قشر مغز را داشته اند. هر چه تعداد ارتباطات بیشتر باشد شانس تماس با یک راه نورونی که به خاطرهای ختم میشود بیشتر است. فراخوانی مکرر یک خاطره موجب ثبات آن میگردد. این کار از طریق تحکیم این تغییرات اولیه انجام میشود، ذخیره سنتزی برای حافظه خوب ، نقش اساسی دارد.
ارتباط دادن اطلاعات به معلومات قبلی که از حافظه دراز مدت به معانی بیشتر از حفظ بر حسب عادت مستلزم فعالیت روانی است.این اطلاعات نسبت به اطلاعات حفظ شده بطور سطحی و بدون معانی و مفاهیم بتدریج از بین میروند. حافظه کوتاه مدت که به حافظه کاری نیز معروف است و مدت زمان نگهداری اطلاعات در آن و همچنین ظرفیت آن محدود است. بر اساس دادههای فعلی حافظه کوتاه مدت بیشتر بنیادی الکتروفیزیولوژیک دارد.
تاثیر عوامل مختلف بر جریان فیزیولوژیکی یادگیری و حافظه
گفته میشود حتی عوامل دیگری که موثر بر یادگیری و حافظه شناخته شدهاند موجب ایجاد تغییرات فیزیولوژیک میشوند. یکی از این عوامل استرس است که تاثیرات عمیقی روی یادگیری و حافظه دارد. معمولا شرایط استرسزا مانع از آن میشود یادگیری کاملی اتفاق افتد و در زمان یادآوری از حافظه نیز استرس و اضطراب به عنوان عامل مداخلهگر مانع بازیابی مطالب یاد گرفته میشود (همان چیزی که سر جلسه امتحان اتفاق میافتد.) گفته میشود در حین استرس ترشح آدرنالین میتواند موجب تاثیرات متفاوتی روی یادگیری داشته باشد. در یک حد معینی از استرس که حد معینی از ترشح آدرنالین را سبب میشود، استرس میتواند موجب تقویت یادگیری شود. اما اگر استرس خیلی شدید باشد یادیگیری مهار میشود.
خلق و شرایط روحی شخص نیز تغییرات فیزیولوژیک ایجاد میکند که با فرآیند یادگیری و عملکرد حافظه مرتبط هستند. به عبارتی یادگیری مطالب در حالت خوشحالی حافظه را تقویت میکند و شخص در چنین حالتی بهتر میتواند خاطرات را برای خود زنده کند. تغییرات خلق و خو نیز با ترشح برخی هورمونها و تغییرات زیست شیمیایی مرتبط بودهاند. حتی محرومیتهای محیطی ، قرار نگرفتن در محیطی مساعد برای شکوفایی استعدادها نیز با تغییرات زیست شیمیایی در مغز گزارش شده است. یعنی افرادی که در محیطهای دارای فقر اقتصادی ، فرهنگی و کمبود امکانات برای یادگیری زندگی میکنند، اغلب عملکرد یادگیری پایینتری دارند. برای این عوامل نیز تغییرات فیزیولوژیک را شناسایی کردهاند.
انواع حافظه (حسی، کوتاه مدت، بلندمدت)
با همكاري هدا اشرفی
حافظه ی حسی: اطلاعات یک محرک، بدون تغییر وارد حافظهی حسی میشوند. در حافظهی حسی نسخهی دقیقی از اطلاعات حسی ذخیره میشود. البته حواس دیداری و شنیداری بیشترین مقدار اطلاعات محیطی را به ما میرسانند. حافظهی حسی منطبق با حس بینایی را مخزن تصویری و حافظهی حسی منطبق با حس شنوایی را مخزن پژواکی مینامند. ما در هر لحظه اطلاعاتی بسیار فراتر از آنچه بتوانیم به یاد آوریم و دریافت میکنیم. بااینحال تنها اطلاعاتی که مورد توجه ما قرار میگیرند وارد حافظهی کوتاه مدت میشوند و بقیهی اطلاعات از حافظهی حسی حذف یا فراموش میشوند. پس نخستین عامل مهم در یادگیری، توجه یا دقت است!
حافظهی کوتاه مدت: همانطور که قبلا" گفته شد، اطلاعات درصورتی که مورد توجه قرار گیرند وارد حافظه کوتاه مدت میشوند و اطلاعات وارد شده به این حافظه رمز گردانی میشوند. یعنی به صورت الگوهای تصویری، صوتی و معنایی در می آیند.
الگوی تصویری مربوط به تصویر ذهنی محرک، الگوی صوتی مربوط به صدا و تلفظ محرک و الگوی معنایی مربوط به معنی محرک می باشد.
البته رمزهای مربوط به دیگر حواس هم در حافظه ی کوتاه مدت قرار دارند مثل لامسه و بویایی.
مدت زمان باقی ماندن اطلاعات در حافظه ی کوتاه مدت، 30 ثانیه می باشد.
تکرار و مرور ذهنی به ما این امکان را می دهد که اطلاعات وارد شده به حافظه ی کوتاه مدت را برای مدت بیشتری حفظ کنیم. البته این راهبرد (تکرار) صرفا" برای مطالبی مفید است که میخواهیم آنها را در همان لحظه استفاده و سپس فراموش کنیم. اگر قصد یادگیری داشته باشیم علاوه بر تکرار و مرور ذهنی می بایست مطلب جدید را با سایر اطلاعات ذخیره شده در حافظه ی دراز مدت تداعی کنیم. دراین حالت مرور ذهنی فقط برای برقراری ارتباط بین مطالب جدید و قدیمی است.
اطلاعات واردشده به حافظه ی کوتاه مدت مربوط به دو منبع است:
1) حافظه ی حسی
2) حافظه ی بلند مدت
غالبا" اطلاعات به طور همزمان از این دو منبع وارد حافظه ی کوتاه مدت میشود.
بعنوان مثال برای دیدن یک پرنده، حافظهی حسی تصویر ذهنی پرنده را به حافظهی کوتاه مدت میفرستد و در همین حال فرد به دنبال اطلاعات مربوط به پرنده در حافظهی بلندمدت میگردد تا آن پرنده را شناسایی کند، در این میان ممکن است اطلاعات دیگری مانند تجارب ما در رابطه با آن پرنده به ذهن (حافظه ی کوتاه مدت) بیایند و هوشیار و آگاهانه شوند.
چرا به حافظه ی کوتاه مدت حافظه ی هوشیار می گویند ؟
چون در هر لحظه امکان آگاهی ما از محتوای آن وجود دارد.
رابطه ی حافظه ی کوتاه مدت و حافظه ی بلند مدت در چیست ؟
اطلاعات موجود در حافظه ی بلندمدت برای تبدیل به پاسخ باید حتما" از حافظه ی کوتاه مدت عبور کنند.
چرا به حافظه ی کوتاه مدت، حافظه ی فعال می گویند ؟
زیرا حافظه ی کوتاه مدت با اطلاعاتی که در ذهن به طور فعال وجود دارند و در حال فعالیت برای انتقال به حافظه ی بلند مدت هستند سروکار دارد.
مهم ترین فایده ی حافظه ی کوتاه مدت این است که با وجود آن می توانیم اطلاعات را فقط برای مدت زمانی که نیاز داریم در ذهن حفظ کنیم. درهرلحظه اطلاعات زیادی وارد حافظه ی کوتاه مدت و اطلاعات زیادی از آن خارج میشوند، در این صورت فراموش شدن اطلاعات از حافظه ی کوتاه مدت مفید است چون بدون این فراموشی، ذهن با انبوهی از اطلاعات غیر ضروری انباشته میشد و ما به تمام اطلاعاتی که وارد حافظه ی کوتاه مدت میشوند نیاز نداریم.
گنجایش حافظه ی کوتاه مدت، 2-7 و 2+7 یعنی 5 یا 9 ماده ی اطلاعاتی است.
علت فراموشی اطلاعات از حافظه ی کوتاه مدت:
1) پدیده ی جانشینی: گنجایش حافظه ی کوتاه مدت کم است و به سرعت پر میشود. حال برای وارد شدن اطلاعات جدید، اطلاعات قبلی حذف میشوند و بدین صورت این امکان فراهم می شود.
2) فرآیند ردیاد یا رد حافظه: در این فرایند اطلاعات به مرور زمان و با عدم تکرار از یاد می روند.
حافظه ی بلند مدت:
اقسام حافظه ی بلند مدت:
1) حافظه ی رویدادی: منظور از حافظه ی رویدادی خاطرات ما از تجارب شخصی خودمان است. به سخن دیگر حافظه ی رویدادی شامل اتفاقاتی است که در زندگی ما رخ داده و به زمان و مکان خاصی وابسته اند.
2) حافظه ی معنایی: در حافظه ی معنایی چنان که از نامش بر می آید، معانی ذخیره می شوند. اطلاعات موجود در حافظه ی معنایی عموما" بصورت گزاره و طرح واره ذخیره میشوند. گزاره کوچکترین واحد اطلاعاتی است و برای معرفی واحدهای کوچک معنی مناسب است و برای مجموعه های بزرگ دانش از طرح واره استفاده می شود.
3) حافظه ی روندی: حافظه ی مربوط به چگونگی انجام امور به ویژه فعالیت های فیزیکی و یا جسمانی مانند بازیهای ورزشی را حافظه ی روندی یا روشی می نامند.
گنجایش حافظه ی بلندمدت: حافظه ی بلندمدت حفظ اطلاعات از چند دقیقه پس از یادگیری تا تمامی طول عمر شخص را شامل میشود و برای گنجایش آن نیز هیچ محدودیتی وجود ندارد به سخن دیگر، این حافظه میتواند تمامی اطلاعات دریافتی را برای همیشه نگهداری کند.
بزرگترین محدودیت حافظه ی بلند مدت ماهیت غیر فعال آن است. به همین سبب غیرفعال بودن اطلاعات موجود در حافظه ی بلند مدت است که بازیابی آنها مستلزم کوشش زیاد و گاه همراه با دردسر است.
علت فراموشی اطلاعات از حافظه ی بلند مدت:
1) واپس زدن: ما بعضی وقت ها، به طور عمد، بعضی اطلاعات یا خاطراتی را که نمی خواهیم به یاد آوریم وا پس می زنیم، و به همین دلیل آنها را فراموش میکنیم .
2) تداخل: گاهی اطلاعات یاد گرفته شده با هم تداخل میکنند و همین امر سبب بیاد نیامدن آنها میشود. هرگاه اطلاعات تازه یاد گرفته شده با اطلاعات قبلا" آموخته شده تداخل میکنند، بازداری پس گستر و هرگاه اطلاعات قبلا" آموخته شده سبب میشوند که ما نتوانیم اطلاعات تازه یاد گرفته شده را به یاد آوریم بازداری پیش گستر نام دارد.
3) مشکلات بازیابی: آنچه به حافظه ی بلندمدت سپرده میشود هرگز از بین نمیرود و علت اینکه ما مطالب از قبل آموخته شده را نمیتوانیم به یاد بیاوریم این است که در بازیابی آنها ناتوانیم، وگرنه مطالب در حافظه ی ما موجود هستند و اگر نشانه یا سرنخ های بازیابی لازم را پیدا کنیم میتوانیم اطلاعات فراموش شده را به یاد آوریم.
آنچه خواندید خلاصه مطالبی بود برگرفته از کتاب،
روانشناسی پرورشی (روانشناسی یادگیری و آموزش)
دکتر علی اکبر سیف
مقدمه ای بر نظریه های یادگیری
دکتر بی.آر.هرگنهان- دکترمتیو اچ. السون
ترجمه و افزوده ها از: دکتر علی اکبر سیف
رمزگرداني در يكي ديگر از شاهكارهاي خالق
حافظه به گروهي از فرآيندهاي رواني و مغزي اطلاق ميشود كه با استفاده از آنها، فرد تجارب و ادراكهاي مختلف را ذخيره و آنها را يادآوري ميكند. فرآيند حافظه سه مرحله دارد كه به رمزگرداني، اندوزش و بازيابي موسومند. در مرحله اول يعني رمز گرداني، اطلاعات فيزيكي به نوعي رمزِ قابل قبول براي حافظه تبديل ميشوند. (مانند رمزهاي ديداري، شنيداري، گفتاري و معنايي). اندوزش عبارت است از نگهداري اطلاعات رمزگرداني شده و بازيابي، فرآيندي است كه به كمك آن، اطلاعات، هنگام نياز از حافظه فرا خوانده ميشوند. از سوي ديگر حافظه انسان به دو نوع كوتاه مدت(Short-Term Memory) و بلند مدت(Long-Term Memory) تقسيم ميشود. در برخي منابع، به نوع سوم حافظه يعني حافظه حسي (Sensory Memory) نيز اشاره شده است. برخي افراد داراي حافظه تصويري اند. از نظر واژه شناسي، حافظه تصويري همان (تصوير سازي پسين)است. يعني تصويري که پس از حذف تصوير واقعي در ذهن ساخته ميشود. بر اين اساس، هر فردي پس از آن که به يک عکس يا يک صفحه از يک کتاب نگاه کرد، ميتواند آنچه را که ديده است، به صورت تصوري توصيف کند. در واقع،آن فرد ميتواند عکس يا مطالب کتاب را به طور ذهني بررسي و اطلاعات جديدي دريافت کند. برخي افراد ميتوانند کار را با خلاصههاي درسي انجام دهند. تصوير سازي يا تصوير سازي ذهني،بيش از بزرگسالان، در بين کودکان رايج است. کساني که به آسيب مغزي دچار شدهاند هم ميتوانند به پس تصوير سازي ذهني بپردازند. اين توانايي، روشن کننده کار کرد غير طبيعي مغز است. در عين حال ممکن است افراد متبحر وسالم هم داراي چنين خصيصهاي باشند. حدود 10 درصد از کودکان در نقطه اوج بلوغ داراي حافظه تصويرياند و در حدود دو درصد از بزرگسالان اين توانايي را دارند. از اين روست که خواندن داستانهاي کودکانه در سالهاي پيش از دبستان نقش مهمي در توسعه حافظه، زبان و تواناييهاي حرکتي کودک ايفا ميکند. يک محقق آمريکايي در تحقيقات خود نشان داد که خواندن داستانهاي کودکانه در سالهاي پيش از دبستان نقش مهمي در توسعه حافظه، زبان و توانايهاي حرکتي کودک ايفا ميکند و خواندن اين داستانها حتي از واکسيناسيون کودکان مهمتر است. تيم تحقيقاتي پروفسور بري زاکرمن از دپارتمان کودکان دانشگاه بوستن در تحقيقات خود نشان دادند که خواندن داستانهاي کودکانه نقش مهمي در توسعه حافظه، زبان و تواناييهاي حرکتي کودکان دارد.به گفته اين محققان، والديني که براي کودکان خود با صداي بلند داستانهاي شبانه ميخوانند و با کودکان درباره موضوع کتاب بحث ميکنند تحريکات چند حسي فرزندان خود را برميانگيزند. اين حواس شامل حواس بينايي، شنوايي، لامسه و حرکتي است.به علاوه والدين با خواندن داستان از يک زبان پيچيده تر و سازگارتر با ارتباطات گفتاري استفاده ميکنند. همين مسئله به غني تر شدن مخزن واژگاني کودک کمک ميکند.همچنين حافظه با خواندن کتاب بيشتر تمرين ميکند و هر بار که با خواندن کتاب تحريک ميشود توانايي قضاوت را توسعه ميدهد.به گفته اين محقق، کتابي که براي کودکان خوانده ميشود بايد تصوير داشته باشد. تصوير ميتواند به تقويت حواس کودک بيافزايد.
اساس زيستي مراحل حافظه در مراحل مختلف حافظه، ساختارهاي متعددي در مغز دخالت دارند. تحقيقات نشان ميدهد، در جريان خواندن مطالب يا همان مرحله رمزگرداني، بيشتر نيمكره چپ مغز دخيل است و در جريان فراخواني و يادآوري اطلاعات، بيشتر نيمكره راست مغز فعال ميشود. همچنين بخشي از مغز كه به «هايپوكمپ» موسوم است، فقط در حافظه بلند مدت نقش دارد اما تاثيري در حافظه كوتاه مدت ندارد. اين در حالي است كه فرآيندهاي مربوط به حافظه كوتاه مدت در مناطق پيشاني قشر مغز رخ ميدهند.
مراحل اصلي حافظه بسته به اينكه اندوزش مطالب براي چند ثانيه (يعني حافظه كوتاه مدت) يا براي مدت طولانيتري (يعني حافظه بلند مدت) مورد نظر باشد، شيوه كار مغز متفاوت است. بهطور كلي مرحله رمز گرداني در حافظه كوتاه مدت بهصورت رمز صوتي، ديداري و يا شنيداري است، اما در حافظه بلند مدت، اطلاعات به صورت رمز معنايي ذخيره ميشوند. براي مثال اگر حرف «ب» در حافظه كوتاه مدت به صورت رمز صوتي ذخيره شده باشد، هنگام يادآوري،ممكن است حرفي كه از نظر صوتي به آن نزديك است يادآوري شود مانند حرف «پ» يا «ف». اما در حافظه بلند مدت، چون رمزگرداني به شكل معنايي صورت ميگيرد، هنگام يادآوري ممكن است داده هم معناي آن بازيابي شود ؛ براي مثال اگر فردي در حافظه بلند مدت خود، كلمه «آفتاب» را ذخيره كرده باشد، ممكن است در مرحله بازيابي، كلمه «خورشيد» را يادآوري كند. در مرحله بازيابي اطلاعات نيز تفاوتهايي ميان انواع حافظه وجود دارد. براي بازيابي دادههاي ذخيره شده در حافظه، مغز بايد فرايند جستوجو را انجام دهد. اين فرآيند در حافظه كوتاه مدت بسيار سريع است، اما در حافظه بلند مدت به عوامل مختلفي از جمله نوع طبقه بندي مطالب در حافظه و مدت زمان سپري شده از اندوزش اطلاعات تا بازيابي آنها، بستگي دارد. يكي ديگر از تفاوتهاي انواع حافظه، ميزان گنجايش آنهاست. بررسيها نشان ميدهد، گنجايش حافظه كوتاه مدت محدود، يعني بين 5 تا 9 داده و بهطور متوسط، 7 داده است؛ در حالي كه گنجايش حافظه بلندمدت، نامحدود است. اين يافتهها، دانشمندان را قادر ساخته است، راههايي براي تقويت حافظه، انتقال صحيح دادهها از حافظه كوتاهمدت به بلند مدت و چگونگي يادآوري مناسب آنها ارائه كنند. شکل گيري حافظه انسان پژوهشگران دانشكده پزشكي دانشگاه جان هاپکينز به نحوه شكل گيري حافظه انسان پي برده اند.آنها توانستند، فعاليتهاي سلولهاي عصبي مغز را در لحظه شكل گيري حافظه ثبت كنند. به گفته متخصصان، يك پروتئين در شكل گيري حافظه، نقش اصلي دارد.بنا بر گزارشي از ساينس ديلي پژوهشگران براي اولين بار توانستند محل دقيق ذخيره حافظه و چگونگي بازسازي آن توسط مغز را شناسايي كنند. آنها در اين تحقيق، فعاليت صدها سلول عصبي را كه در حال بازسازي حافظه در مبتلايان به صرع بودند، ثبت كردند و براي انجام اين كار از الكترودهاي مشابه كه در مغز بيماران كار گذاشته شده بود، استفاده كردند. محققان در مطالعات خود مولكولي به نام EEF2K را شناسايي كردند كه نقش حياتي در اين زمينه دارد.اين آزمايشها به دو پيامد مهم از توانايهاي ذهن و حافظه انساني منتج ميشود: يکي اينکه قطعههاي گيجگاهي و به خصوص هيپوکامپ در نگهداري يادها يا خاطرههاي ادراکي و زباني نقش بسيار مهميدارند و ديگر اينکه بسياري از خاطرههاي ما در قالب الگوهاي زبان به ياد سپرده و فراخوانده ميشوند و شناخت چگونگي پيوند حافظه و زبان بحثي گسترده وجامع در حوزه روان شناسي زبان است که فرا تر از اين مبحث است.
تواناييهاي حافظه انسان حافظه انسان توانايي دارد عکسهاي واضحي را از تجربههاي گذشته در ذهن مجسم کند که اين تجربيات ممکن است حتي به بيش از 100 سال برسد اما اخيرا تحقيقات کوچک و شگفتآوري در زمينه فرآيندهاي شناختي وجود دارد که با توجه به اين فرآيند شرکت کنندگان ميتوانند حوادث آينده را به طور روشن و واضح ببينند. محققان دانشگاه واشنگتن از تکنيکهاي تصويري مغزهاي پيشرفته استفاده کردند تا خيال بافي و يادآوري تجربيات را در گذشته نشان دهند. مطالعات به روشني نشان ميدهد که شبکه عصبي که در جلوي غشاي مغز است قابل تجزيه نيست. غشاي جلويي مغزي نقش ويژهاي را در اجرا کردن و حمل کردن عملهاي گوناگون از قبيل پيشبيني، برنامهريزي و بازبيني دارد طي آزمايشها شرکت کنندگان نياز نداشتند تا جزئيات را کشف يا توضيح دهند. اصل تصويرهاي ذهني به وسيله پيامهاي ارسالي ذهني استخراج ميشود. شبکههاي عصبي با پيامهاي مستقيم که مغز دريافت ميکند ارتباط مستقيم دارد و مجموعهاي از فرآيندها وجود دارد که توانايي دارد تا خيال بافي در آينده را تصوير ساز کند. بخشي از مغز،که درگير در کار فرا گيري است، در حدود دوتا دوازده ميليون سلول دارد. تا به حال پر استعداد ترين افراد فقط 15 درصد از ظرفيت سلولهاي مغزي واقع در بخش ياد گيري را به کار گرفتهاند. پس ميتوان گفت که هنوز حد ياد گيري مشخص نيست. مسئله فراموشي مربوط به ظرفيت مغز نيست. بعضي سلولهاي مغزي هر روز ميميرند و سلولهاي جديدي هم جايگزين آنها نميشود با اين همه، مشکلات ياد گيري افراد مسن نتيجه بيماري، انگيزه ضعيف و تغييرات جسمي است.به غير از مسئله سالمندي که سبب تنزل کار آيي مغز ميشود، شواهد و مدارک زيادي نشان ميدهد که توانايهاي مغزي انسان در اثر کاربري افزايش مييابد و در صورت عدم استفاده، سلولهاي مغز هم مانند ماهيچهها، تحليل ميروند. همزمان با بلوغ انسان،ماده چربي سفيد رنگي بنام ميلين اطراف بافت سلولي رشد ميکند. افزايش ميلين ضروري است و به ياد گيري کمک زيادي ميکند.کار و تمرين زياد در کنار تغذيه مناسب به تکوين مغز کمک ميکند.
سیف الدین سلیمي