پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۰ | 11:50 | سیف الدین سلیمی -
خطا در جمله نویسی
جمله، كوچكترين واحد پيامرساني، نيز در نوشتار دانشپژوهان با انواع آسيبها دست به گريبان است. آوردن يک جمله طولاني با انواع حال، تمييز، متممها و قيود متنوع عيب است و رواني بيان را از بين ميبرد. جا به جايي بيمورد اجزاي جمله، ابهامآور است و شيوايي و رسايي را مخدوش ميکند. در چينش اجزاي جمله نيز واقعا لغزشهايي وجود دارد. بايد عنايت داشته باشيم كه ترتيب معمولي اركان و اجزاي جمله به اين شرح است: «نهاد و وابستههاي آن+ مفعول و وابستههاي آن+ متمم و وابستههاي آن+ وابستههاي فعل (مثلا قيد)+ فعل». مثال: علي، ابرمرد تاريخ، گل هستياش را در ظلمت شب مظلومانه به خاك سپرد (بر بال قلم، ص65). يك لغزش بسيار مهم اين است كه چند جمله متعدد را با واو، بر هم عطف ميكنند. آنها فكر ميكنند اگر بين جملهها واو نياورند، جملهها از هم فرار ميكنند! يک دانشآموز دوم ابتدايي، 45 جمله را در يک نوشتار بر هم عطف کرده بود.[1] مربيان از شباهتهايي که بين دانشآموختگان و بچههاي ابتدايي وجود دارد، شگفتزده ميشوند. حتي جملات کوتاه را نيز نبايد به صورت زنجيروار بر هم عطف کرد. همچنين، بسيار مشاهده شد كه جمله با «.كه» شروع شده است؛ غافل از اينکه بعد از نقطه، نبايد از «كه» يا «واو» استفاده کنيم. بعد از بررسي علائم، که کوچکترين جزء زبان هستند، اکنون ميتوانيم غلطنويسي را در واژهگزيني بررسي کنيم.
خطا در واژه گزينی
يكي از غلطهاي رايج در زمينه واژهگزينی اين است که در حد افراط، از واژگان عربي استفاده ميشود. يكي از اصول واژهگزيني به ما ميگويد: «به طور كلي تا زماني كه الفاظ فارسي خوب و جاافتاده داريد، از زبانهاي ديگر وام نگيريد.» گرتهبرداري، از مصاديق پذيرش تهاجم فرهنگي در محدودة زبان است.[2] البته، نبايد فكر كنيم كه بايد برخي از واژگان عربي الاصل (مانند علم) را در نوشتههايمان به «دانش» تبديل كنيم. همچنين، به كاربردن «لذا» بسيار شايع شده است؛ با اينكه عبارتهايي مانند «از اين رو، بنابراين، به همين جهت» معادلهاي خوبي براي آن هستند. در برخی نوشتارها، الفاظ فارسي تنويندار شدند! الفاظي مانند ناچاراً، گاهاً، زباناً، دوماً، خواهشاً و چهرتاً، بدون ترديد غلط محسوب میشوند.[3] خطاهاي واژهيابي به همين جا ختم نميشود.
خطا در وصل و فصل
وصل نويسي افراطي نيز نوعي ديگر از خطاها در مبحث واژگان است. بايد بدانيم كه ما در نگارش، «براي فصل كردن آمديم». حرف ربط «بـه» را به اشتباه، نبايد به بسياري از كلمات بعد از آن وصل كنيم. «بدنيا، بخاطر، بدست» و مانند آنها غلط است. «تر» و «ترين» را نيز نبايد متصل نوشت. کلماتي مانند «فيلسوف بنام»، «کار بسزا» به سبب اينکه «بـ» پيشوند است، نه «حرف ربط»، صفت محسوب ميشوند و غلط نيستند. بارها ديده شد كه حرف «را» به اسمهاي اشاره «اين» و «آن» وصل شده بود. از اين رو، «اينرا» و «آنرا» غلط است. «اينست» و «آنست» نيز خطاست. در زمينه وصل و فصل، آنچه در كتاب دستور خط فارسي مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسي آمده است، بايد الگو قرار داده شود.
خطا در استفاده از وجه وصفی فعل
جمله هايي كه به وجه وصفي افعال ختم ميشوند نيز برای برخی دانشپژوهان به يكي از معضلات نگارشي تبديل شده است. در كاربرد وجه وصفي، بايد هم ميانهرو باشيم و هم شروط كاربرد آن را رعايت كنيم. ما نميتوانيم در يك جمله از دو يا چند وجه وصفي استفاده كنيم. علاوه بر آن، بعد از وجه وصفي، بايد يك ويرگول بگذاريم و واو نياوريم. يک مثال درست: «زينب وضو گرفته، مانند يک عارف به نماز ايستاد». اکنون يك مثال نيز براي كاربرد غلط وجه وصفي ذکر ميکنيم: «دانشپژوهان شيوهنامه را مطالعه كرده، آزمايش قلم را انجام داده، آن را به مربي داده، مربي آن را غلطگيري كرده، به آنها برگشت داده، تصميم گرفتند خطاها را تکرار نکنند.» وجود اين جملات در يك بند، آن را از شيوايي و فصاحت مياندازد.[4]
روش بندچينی
خطاي ديگر برخي افراد مبتدي و حتي غيرمبتدي در بندچيني است. آنها نميدانند که بايد در ابتداي بند، جمله موضوعي (topic sentence) بياورند. جمله موضوعي به منزله اعلام برنامه در يک مراسم است و مانند يك قرارداد بين نويسنده و خواننده است. وحدت موضوعي و انسجام هر بند را با وفاداري و حرکت در جهت جمله موضوعي بايد حفظ کنيم. خوانندگان، به ويژه خوانندگان امروزي، با پراکندهگويي ميانه خوبي ندارند. هر نوشتاري يک موضوع دارد. از لحاظ مهندسي پيام، بايد در ذهن خود بتوانيم اين موضوع عام را به موضوعها و پيامهاي ريزتري تجزيه کرده، در هر بند به يکي از آن قطعات بپردازيم. مجموع جملههاي موضوعي در ابتداي بندها، بايد مدعا يا تز اصلي نوشتار را كه در مقدمه آمده است، نشان دهند.[5] ساختار دروني هر بند، نيز از چند جمله مرتبط به هم تشكيل ميشود.[6] جملاتی که بعد از جمله موضوعي ذکر میشوند، پشتيبان نام دارند. جملات پشتيبان، ميتوانند اثبات، انکار، بسط يا شرح جمله موضوعي باشند. در بندهای استدلالی، پشتيبان اصلي (ادله) را بايد جلوتر از پشتببان فرعي (شواهد و مؤيدات) ذکر کنيم. علاوه بر اينها، بايد سعی کنيم در انتهای هر بند، يك جمله رابط بياوريم تا زمينه را براي بند بعدي به صورت طبيعي و منطقی آماده كنيم. به هر حال، خواننده نبايد احساس کند بين بندها گسست و طفره وجود دارد.
خطا در کوتاه نويسی
حشوهاي زايد در قلم، تقريبا به يک درد بيدرمان تبديل شده است و مانند علفهايي هرز مزرعة قلم را احاطه کردهاند. تقريبا در تمام اجزاي نوشتارها حشو ديده ميشود. موارد حشو عبارتاند از: افراط در علائم نگارشي، تعدد عطف بين دو يا چند صفت به بهانه عطف تفسيري، عبارتهايي که به صورت تکيهکلام و از روی عادت به کار میروند، تکرار لفظي و معنوي و افزودن بندهاي لغو و بيمصرف. اين عيب بيش از همه در گفتار به چشم ميخورد. آوردن حشو در چکيده پاياننامه و مقاله مانند گناه کبيره است. خلط منبر و دفتر، اين حشوها را به نوشتار سرايت داده است. اگر بخواهيم در اين نوشتار مختصر، مثالهايي براي برخي از حشوها بياوريم، ميترسيم به حشو مبتلا شويم؛ زيرا يافتن مصاديق اين پديده، کاري آسان است.
نتيجه بحث
بدين ترتيب، با يك بررسي اوليه در نوشتار بسياري از دانشپژوهان درمييابيم كه آنها در نگارش كوچكترين جزء زبان (علائم نگارشي) تا بزرگترين واحد پيامرساني (بند) با انواع لغزشها و انحرافات قلمي مواجهاند و شگفتآورتر اين است كه هنوز نميدانند درست نمينويسند. بسياري از آنها نميدانند که بايد از فرهنگستان زبان و ادب فارسی پيروی کنند. فرهنگستان، به عنوان مؤسسه رسمي و ملي کشور، در مورد حفظ و ارتقای زبان فارسی برنامهريزی میکند. خطاهايي که در نوشتار بزرگان غيرمتخصص در زبان، ديده ميشود نبايد براي مبتديان بدآموزي داشته باشد و عاقلانه نيست براي توجيه خطاها، آنها را شاهد بياوريم. رجوع به متخصص، يک امر عقلي است و هر عاقلي آن را قبول دارد. برخي از خطانويسان ميگويند: «ما به محتوا ميانديشيم! ويراستار نيز بايد ناني بخورد!». این توجیه، حاکی از عدم مسئولیتپذیری است و برای کسانی مناسب است که حال ندارند زبان ملی و رسمی جامعة خود را یاد بگیرند. واضح است که با قلم بد، هيچ تضمينی برای انتقال صحيح پيام وجود ندارد. نگارنده بر اين عقيده است كه در اين موارد، سخن گهربار حضرت علی- عليه السلام- را بايد يادآور شد که فرموده است: «الناس اعداء ما جهلوا». مشکل اصلي غلطنويسان اين است که از روند بهسازي قلم تصور درستي ندارند. آنها نميدانند که اگر همت کنند با نظارت مربيان خطاشناس، ميتوانند در ظرف چند ساعت و چند تمرين کوتاه، به قلم آبرومندانهاي دست يابند. مربيان در اين نوع کارگاههاي آموزشي، به آسيبشناسي ميپردازند و با ترکيبي از آموزش و آزمايش، اعتماد به نفس در عرصه نگارش را براي متربيان به ارمغان ميآورند.
قسمت دوم
چند توصیه آموزشی دیگریک- وجه وصفی و شرایط آن و فرق آن با حذف باقرینه
بسیاری از افراد وجه وصفی فعلی را اشتباه به کار میبرند وجه وصفی مانند «رفته» گاهی در نقش فعل قرار میگیرد و به آن «وجه وصفی فعل» گفته میشود و بعد از آن، باید یکی از افعال معمولی بیاید. مثلا مینویسیم: «ما به مسجد رفته، دو رکعت نماز خواندیم» یعنی ما دو تا کار انجام دادیم: به مسجد رفتیم و دو رکعت نماز نیز خواندیم. اگر فعل دوم را به شکلی تغییر دهیم، وجه وصفی فعلی خودش را از لحاظ معنا و صیغه با همان شکل فعل دوم تغییر میدهد ولی در عین حال، همین ریخت و قیافه را به صورت «رفته» حفظ میکند. بنا بر این، شما در مثال قبلی به جای «خواندیم» هر فعل ماضی یا مضارع با هر صیغهای میتوانید بیاورید و «رفته» به همین صورت میماند. به طور کلی استفاده از وجه وصفی به عنوان فعل ضرورتی ندارد؛ ولی در صورت استفاده، باید چند شرط را رعایت کنیم: بعد از آن، ویرگول بگذاریم و واو نیاوریم.فاعل برای وجه وصفی فعلی و فعل معمولی یکسان باشد؛ یعنی فاعل آن دو متنوع و مختلف نباشد.در هر جمله بیش از یک بار جایز نیست. نمیتوانیم دو بار یا بیشتر پشت سر هم وجه وصفی بیاوریم.
اکنون با توجه و تمرین بیشتر در جملات زیر مهارت خود را تثبیت کنید:در این فاصله یک دوره کامل تفسیر المیزان را مطالعه کرده و در کلاسهای مختلف تحت عنوان کلاس تفسیر بیان شد. علی غفلت کرده، پایش آسیب دید.او درخواست همکاری خود را به اداره تسلیم کرده، رئیس نامه او را امضا کرد. خطاها را پیدا کرده، با دقت کافی در رفع آنها کوشا باشید.خطاها را پیدا کرده و رفع کنید. خطاها را پیدا و رفع کنید. آمران به معروف و ناهیان از منکر باید در عمل خود اخلاص داشته و پایبند به احکام الهی باشند. تمام پدران و مادران در طول تاریخ، فرزندان خود را به کارهایی واداشته و از کارهایی نهی کردهاند. اسلام هر سه ویژگی نام برده را کنار هم جمع میکند.کار خود را از پایگاههای بسیج شروع و سپس در سطح مساجد و مدارس و دانشگاهها گسترش دادم. شغل پدرش کارگر و بسیار زحمتکش بود. مطالب بیان شده، بررسی شدند.
در جمله اول و دوم و سوم، از لحاظ قانون وجه وصفی، غلط رخ داده است؛ زیرا فاعل فعل وجه وصفی و فعل معمولی یکی نیست. همان کسی که مطالعه کرده است، بیان نشد؛ یعنی مطالعه کننده و بیان شونده یکی نیست. همچنین، فاعل غفلت، علی است اما فاعل آسیب دیدن در این جمله از لحاظ دستوری «پا» است. در جمله سوم، تسلیم کننده و امضا کننده نیز دو تا هستند.
جمله چهارم درست است؛ زیرا هم فاعل یکی است و هم بعد از وجه وصفی، ویرگول آمده است. بر خلاف آن، در جمله پنجم که بعد از وجه وصفی واو دیده میشود، نادرست است.
جمله ششم، اصلا وجه وصفی در آن نیامده است و در اصل «پیدا کنید و رفع کنید» بوده است و بار اول به خاطر قرینه لفظی حذف شده است. جمله هفتم و هشتم نیز از باب حذف با قرینه لفظیاند و مشکلی ندارند.
در جمله نهم، «نام برده» اصلا وجه وصفی فعل نیست؛ چون فقط «جمع میکند» فعل این جمله است.
به نظر شما چرا جملههای دهم و یازدهم غلطاند؟ آیا شما نیز قبول دارید که در جمله دوازدهم، نه وجه وصفی فعل داریم و نه حذف با قرینه؟
مثالهای دیگر بعد از وجه وصفی واو را ترک کرده، ویرگول بگذارید. (درست)بعد از وجه وصفی واو را ترک و ویرگول بگذارید. (غلط)آنها توصیههای مربی را جدی گرفته، وجه وصفی را به اندازه کافی تمرین کردند. (درست)طلاب در کاربرد وجه وصفی غفلت کرده، بعد از آن واو میآورند. (درست) برخی مسئولان معنای «کارگاه» را اشتباه گرفته، 50 نفر را در یک کارگاه جمع کرده بودند. (درست یا غلط؟)دانشپژوهان جزوه را دریافت کرده، با دقت آن را چند بار مطالعه کردند. (درست یا غلط؟)دو- توصیههایی در باره جملهسازیاز جملات معترضه بسيار کم استفاده کرده، آنها را به جملات اصلي تبديل کنيم.بین جملهها از عبارتهای انتقالی مناسب استفاده کنیم تا به خوبی به هم پیوند داشته باشند. برخی از عبارتهای انتقالی به این شرح است: البته، با وجود این، در نتیجه، این مطلب، این نکته، این امر، به همین علت، بنا بر این، در این صورت، در غیر این صورت، او، وی، آن شخص، آنها، اینها، برای نمونه، مثلا، هر چند، با این حال، همچنین، بدین ترتیب، به هر حال، و ... . با عطف جملات متعدد به وسيله حرف عطف واو و مانند آن، يك زنجيره درست نكنيم. کسانی که تعدد عطف میآورند یا جملات خود را با «که»، «واو» و یا بدون مسندالیه شروع میکنند، در استفاده از عبارات انتقالی مهارت کافی ندارند. بدون مسندالیه بودن، یکی از ویژگیهای بیان گفتاری است که در آن به انواع قرینه اکتفا میشود. مثال: انسان باید قلم خود را اصلاح کند. تمرین و ممارست کند. قلم بد به جایی نمیرسد. آبروی نویسنده را ضایع میکند. [چنانکه میبینید، جمله دوم و چهارم بدون مسندالیه آمدند).با آوردن جملههاي طولاني و پايه و پيروهاي طولاني و قيد و حال و جملات معترضه و مانند آنها، روان و واضحنويسي را از دست ندهيم.بعد از فعل هیچ چیزی نیاورید. تتمه و تکمله را به جمله جدیدی تبدیل کنید و یا در جمله قبلی، قبل از فعل بیاورید. مثال: او در مؤسسه قبول شد؛ البته در واحد غیرحضوری. (نادرست)سه- تنظیم فواصل در نگارش کلمات قبل از علائم نگارشی (نقطه، نقطهویرگول، دو نقطه، علامت سؤال، علامت تعجب) فاصله نگذارید؛ بلکه بعد از آنها، فاصله بگذارید. اگر قبل از علائم فاصله بگذارید، گاهی میبینید که آن علامت به اول سطر بعدی رفته است و این اشتباه است. در آخر سطر، میتوان علائم نگارشی داشت، نه در اول سطر. پرانتز و گیومه و قلاب، مطلب درون خود را بدون هیچ فاصله در بر میگیرند. از این رو، بعد از بازکردن پرانتز و گیومه یا قلاب، بدون هیچ فاصلهای مطلب خود را بنویسید و بعد از تمام شدن مطلب، بدون هیچ فاصلهای آنها را ببندید.در ماشیننویسی کلماتی از قبیل موارد زیر باید بین آنها یکسوم فاصله قرار دهیم: زحمتکش، بیحجاب، میروم، علمیام، دانشپژوه، کتابها، خانهای دیدم، خانة من، پایاننامه، بیدین و مانند آنها. برای این کار باید بعد از تایپ کلمه اول، در حالی که کلید shift و کلید Ctrl را با هم نگه داشتهاید کلید عدد 2 یا 3 را بزنید و سپس، قسمت دوم را بنویسید. در بین کلمات مستقل، فاصله کامل را فراموش نکنیم. در غیر این صورت، مثلا «قانون و زن» نوشته و خوانده میشود: «قانون وزن» و «فصل نو از زندگی» نوشته و خوانده میشود «فصل نوازندگی». چهار- مهارتهای بندچینی
بند يا پاراگراف (paragraph) به عنوان واحد پيامرساني براي خواننده است. هر بند به منزله لقمههاي خواركي است كه به او تقديم ميكنيد. بنابراين، بندچيني يعني پيامها را ابتدا در ذهن تقطيع كنيم و سپس در كتابت يا گفتار با رعايت چينش منطقي و پيوستگي معاني، به همان تقطيع عمل كنيم. واضح است كه نگارش متنهاي پيوسته و طولاني براي مخاطب نيز خسته كننده است. متن بندچيني شده، به خواننده نيز كمك خواهد كرد تا در دريافت پيامهاي نويسنده به يك نظم ذهني مناسب عمل نند. بندچيني، بيانگر احترام به وقت مخاطب است. رعايت نظم و انضباط در انتقال پيامها در گرو بندچيني صحيح است. علاوه بر اينها، صداقت نويسنده در تفكيك سخن خودش از سخنان منقول از ديگران نيز مشخص ميگردد.برخی از الگوهاي ساختاري بند
چه جملاتي بايد در يك بند قرار گيرند؟ مسير حركت در يك بند ميتواند به يكي از حالتهاي زير باشد:
1)از پر ارزش یا اهم به مهم یا كمارزش؛ 2) از مهم به اهم؛ 3) از كلان به خرد یا از کل به جزء؛ 4) از جزء به کل؛ 5) از روند پرسش ـ روش ـ پاسخ؛ 6) از انگيزه (قصد) به انگيخته (مقصد)؛ 7) ترتیب مکانی؛ 8) ترتیب زمانی؛ 9) از کلی به جزئی؛ 10) از جزئی به کلی؛ 11) از مدعا به ادله و شواهد.
مهارت شروع بندشايسته است كه مهمترين جمله را اول هر بند بياوريم. به جملههاي اصلي يك بند، سرفراز، سرآمد يا جمله گويا گفته ميشود. در بقيه بند به تأييد، رد، مستدلسازي، شرح و ... در مورد همان هسته بپردازيم. بقيه بند را بدنه يا وابسته به هسته مينامند. در ابتداي بند، «و» و «كه» و مانند آنها نياوريد. اين حروف بر عدم استقلال لفظي دلالت ميكند. هر بند از لحاظ لفظي، مستقل است. با اين حال، هر بند به منزلة یک قطعه پيام از يك پيام بزرگتر است. پيشنهاد مي شود حتي وقتي كه به صورت دستنوشته مقاله مينويسيد، اولين سطر بند را با فاصله انداختن از حاشيه راست، از بقيه سطرها عقبتر بنویسید.
چند مثال برای بندچینی
از انگیزه به انگیخته
مدتهاست که به غلطنویسی بسیاری از دانشپژوهان پی بردم و در فکر این بودم که برای آنها کاری انجام دهم. طبیعی است که یک مربی نمیتواند پاسخگوی همة آنها باشد. از این رو، تصمیم گرفتم یک جزوه کاربردی آماده کنم تا آنها با مطالعه آن بتوانند قلم خود را به سرعت ارتقا دهند. اکنون این جزوه آماده است و اکنون نوبت آنهاست که با همت کافی آن را مطالعه و تمرین را شروع کنند.
از روند پرسش- روش – پاسخ
چگونه میتوانیم قلم خود را تقویت کنیم؟ برای دستیابی به راهکار مناسب ابتدا باید بینیم قلم ما چه وضعیتی دارد. برای این کار باید یک آزمایش قلم بنویسیم و به اهل فن نشان دهیم. سپس، اگر به خطاهای قلمی مبتلا باشیم، قبل از هر چیز باید خطاها را شناسایی و در اسرع وقت رفع کنیم. بعد از این مرحله، میتوانیم با مطالعه آثار خوب و قلمهای روان، چشم و ذهن خود را به زیبانویسی عادت دهیم.
از اهم به مهم
خطاشناسی در زبان، اولین و مهمترین کاری است که هر ایرانی فرهنگدوست باید برای آن وقت بگذارد. دلیلی ندارد که به دست خودمان زبان خود را تضعیف کنیم. ما بعد از شناخت انواع خطاها و لغزشهای نوشتاری باید تمرین کنیم تا بتوانیم آنها را برای همیشه ترک کنیم. آنگاه نوبت به زیبانویسی میرسد. برای این کار باید به مطالعه آثار بیغلط بپردازیم تا روز به روز قلم ما اصلاح شده، بر زیبایی آن افزوده گردد.
از مهم به اهم
خطاهای چاپی در مرحله حروفچینی رخ میدهند. اگر زیاد باشند نشان میدهند که محقق در مرحله آخر، کار خود را به خوبی بازبینی نکرده است. باید سعی کنیم جملهها و بندهای نوشتار نیز از نظم و روانی مناسبی برخوردار باشد. همچنین در انتخاب عنوان و تدوین مقدمه مناسب غفلت نکنیم. متأسفانه در برخی از تحقیقها دیده میشود که محقق اصلا مسئله را نفهمیده است و اگر به آن پی برده است نتوانسته آن را به خوبی تبیین کند. طرح مسئله شرایط و قواعد خاصی دارد که اکنون در صدد بیان آن نیستیم.
از کل به جزء
مثال اول: مقاله شما واقعاً برای من جالب بود. عنوانی که انتخاب کردید، جدید و گویا بود و به راحتی میتواند به مسئله شما در مقاله اشاره داشته باشد. هر کسی با شنیدن «هنر خطاننوشتن» میفهمد که نگرانی شما از غلطنویسی چه قدر است و میخواهید راهکارهایی برای ترک خطا پیدا کنید. در همان ابتدای مقاله یک چکیده بسیار گویا و جامعی قرار داده بودید که خواننده را از مطالعه مقاله تقریباًً بینیاز میکند. در مقدمه مقاله تمام عناصر لازم را به صورت بسیار موجز و بدون اینکه در عناوین فرعی افراط کنید، آورده بودید. متن مقاله نیز از انسجام خوبی برخودار بود؛ جملات موضوعی و رابط در تمام بندها دیده میشد و اگر یک بند از مقاله حذف میشد، گویا دیوار مستحکمی سوارخ شده است. نتیجهگیری درست شما نشان میدهد که توصیه مربیان را کاملا درک کردهاید؛ بحث را با عبارتپردازی بسیار جدید و بدون هیچ ادعای جدید جمع کردید. منابع، بر اساس نام خانوادگی مؤلفان، الفبایی بودند اما میبایست قرآن و نهج البلاغه را در شمارههای اول و دوم قرار میدادید.
مثال دوم: برای تشکیل هر کارگاه سه شرط باید محقق شود. تا این سه شرط نباشد، کارگاه، «کارگاه» نیست. شرط اول آن است که تعداد افراد باید کم باشد. ازدحام جمعیت در برخی کارگاههای ما، آن را به یک کلاس یا حتی یک جلسه معمولی سخنرانی تبدیل میکند! شرط دوم آن است که محتوای بحث برای مخاطبان بسیار آشنا باشد؛ به طوری که بیان مفصل مطالب برای آنها تکراری باشد. وقتی که مخاطبان ما دو گوش دیگر قرض میگیرند و مباحث را برای اولین بار میشنوند، چگونه میتوان تمرینهای عملی جدی انجام داد؟ از این رو، بهتر است محتوای بحث را به صورت جزوه یا کتاب، قبلا در اختیار شرکت کنندگان قرار دهیم. شرط سوم کارگاه آن است که به تفاوتهای فردی توجه شود. فرد نباید در جمع گم شود. تشکیل گروه نباید موجب شود که برخی افراد ضعیف به برکت افراد قویتر تکالیف را انجام دهند ولی به طور مستقل نتوانند انجام دهند. از این رو، در کارگاهها، باید کار فردی و گروهی هر دو انجام شود.
از جزء به کل
متأسفانه حتی برخی از دانشآموختگان ما در تدوین بندچینی مهارت کافی ندارند. آنها حتی در پیوند برخی جملات مشکل دارند. واژهگزینیها نیز یا خارجیاند یا عربی افراطی و یا بر خلاف قواعد زبان. علاوه بر اینها، افراط و تفریطهای فراوانی در استفاده از علائم دیده میشود. به هر حال، در کل نوشتار آنها خطاهای فاحشی دیده میشود.
از کلی به جزئی
انسان در زندگی بدون دوست نمیتواند زندگی کند. بعضیها با خدا دوست میشوند و برخی دیگر فقط خود را در حد پرستش دوست میدارند. بعضیها یک گام پیشرفت میکنند و پی میبرند باید چیزی بیرون از خود را دوست بدارند...
از جزئی به کلی
[لطفا این بند را شما بنویسید]
از مدعا به ادله و شواهد
باید بدانیم که درستنویسی بر زیبانویسی مقدم است. تمام گونههای نوشتاری با واژه و جمله و بندها سر و کار دارند. این اجزای زبان، هر کدام به صورت مفرد یا جمله از قواعدی پیروی میکنند. مطالبی که بر خلاف قواعد دستوری تدوین شوند، قابل زیباسازی نیستند؛ چنانکه با دقت در فرآیند ساختن یک خانه، میبینیم سفتکاری بر سفیدکاری و نقاشی آن مقدم است.
از مکانی به مکان دیگر (ترتیب مکانی)
مهارتهای نویسندگی در جاهای متعددی کار برد دارد. یک زیبانویس بهتر میتواند در عرصه تبلیغ، ارزشها و آموزههای دین را معرفی کند. پژوهشگران نیز در حوزه تولید فکر ناچارند حاصل تحقیق خود را برای استفاده مخاطبان گزارش دهند و به تدوین در بیاورند. مهارت نویسندگی به آنها این امکان را میدهد که یافتههای خوب را در قالبهای خوبی بریزند و اهل علم از روی رغبت مطالب آنها را بخوانند. همچنین، مدرسان اهل قلم به راحتی میتوانند محتوای دروس خود را به صورت جزوه ارائه دهند و در استفاده از فرصت کلاس صرفهجویی کنند. به طور کلی در تمام داد و ستدهای اجتماعی یک قلم خوب میتواند برای خود توفیقاتی را حاصل کند.
از زمانی به زمان دیگر (ترتیب زمانی)
برای بهتر شدن قلم نباید عجله کرد. ابتدا خوب است توصیف کنیم. در توصیف باید چشم بینا، گوش شنوا داشته باشیم. خاطرهنویسی نیز یکی از انواع توصیف شمرده میشود. در توصیف، نیز امور محسوس را باید مقدم کنیم. عوارض بدقلمی واقعا غوغا میکند. امور نامرئی و نامحسوس را همه نمیتوانند به سادگی توصیف کنند؛ مثلا توصیف ظاهر قلم آسان است اما توصیف باطن و کارکرد قلم، کار آسانی نیست. بعد از توصیف، میتوان به تبیین پرداخت و علل و عوامل پدیدهها را توصیف کرد. پنج: مهارت استفاده از حروفبرخی تازهکاران «را»ی نشانه مفعول را گاهی دو باره تکرار میکنند؛ به احتمال زیاد، این نویسندگان نوشته خود را بازخوانی نمیکنند یا قدری حافظهشان ضعیف است. مثال: نکاتی را که دیروز در مورد نویسندگی برای شما بیان شده است را به خوبی یاد بگیرید. بعضی افراد، واو و که و تا را گاهی خلط میکنند.
مثال درست: حسین رفت و علی آمد. حسین و علی درس خواندند.
درست: کتابی که خریدی، گم شد.
نادرست: یک کتاب به او هدیه دادم که پذیرفت.
تصحیح: یک کتاب به او هدیه دادم و پذیرفت.
مثال برای غلط: در فراخوان مقاله، پژوهشی با عنوان «تأثیر ایمان در دستیابی به آرامش» ارائه کرد که برتر شد.
تصحیح: ... ارائه کرد و برتر شد. شش- حشو ننویسیم:
مثالهایی برای حشو زاید: تلاش و کوشش، پرسش و سؤال، تحقیق و پژوهش، حد و حدود، حق و حقوق، علم و دانش، طلاق و جدایی، مدخل ورودی، صبر و شکیبایی، راضی و خشنود، راضی و خرسند، شیوه و روش، از خداوند طلب یاری میجویم.
جملهای که با «از آنجا که» و مانند آن شروع میشود، ما را از «بنا بر این» و مانند آن، بینیاز میکند. به جمله زیر توجه کنید: از آنجا که نیمی از افراد جامعه را زنان تشکیل میدهند و به فرموده امام خمینی ره: «مردان از دامن زن به معراج میرسند»، بنابراین نقش زنان سرنوشتساز است. (نادرست)هفت- فصل و وصلفصل و وصلها از يك قواعدي پيروي ميكنند؛ هر چند كه استثناهايي دارند و در بين ادبا در مورد آنها وحدت نظريه وجود ندارد. فرهنگستان ادب فارسي با تدوين كتابي به نام «دستور خط فارسي» تا حدي اين مشكل را رفع كرده است.[7] نكته مهم اين است كه از نظر فصل و وصل بايد در سراسر نوشتار وحدت رويه داشت.به هر حال، اين كلمات نبايد وصل نوشته شوند: رسولخدا (ص)، اهلبيت عليهم السلام، آنحضرت، وليعصر، ميرفتم، ميآيد، ميشود، حضرتعالي، جنابعالي، حقتعالي، انشاء الله،آنرا، اينرا.[8]نکات متفرقه دیگر: از عربی – یا از هر زبان دیگر- گرتهبرداری نکنیم؛ از قبیل تطابق موصوف و صفت مانند ایرادات وارده، موفقیتهای حاصله، گزارشات واصله، امور محوله. پیش و پس از بدل، ویرگول (،) مناسب است. مثال: «معجزه جاودانه اسلام، قرآن، بزرگترین عامل تربیت انسان است.» همچینین، قبل و بعد از جمله معترضه، دو خط تیره میگذاریم. مثال: «قرآن – که یکی از مهمترین معجزات الهی است- بزرگترین عامل تربیت انسان است.»در تقطیع پایان سطر، نمیتوان هر گونه عمل کرد؛ مثلا نمیتوان در پایان یک سطر «مو» بنویسیم و «فقیت» را به ابتدای سطر بعد ببریم. دیدن این خطا در نوشتار برخی دانشپژوهان اسباب خنده را فراهم میکند. مثال برای ابهام: «زنان مبادا اجازه دهند این ارثیه (حجاب) با ارزش حضرت زهرا (س) را دشمنان از بین ببرند. وقتی این کار صورت گیرد، آنها به هدف اصلی خود خواهند رسید.». در این مثال، مرجع «این» دوم و «آنها» با صراحت معلوم نیست. در کلمه «بایستاد» که همزه مکسور است، الف تبدیل به یاء نمیشود. کلمه «بیفتاد» که قبل از آمدن «بـ»، همزه مضموم بود، درست است. «بیفکند» نیز درست است و در اصل «بافکند» بوده است.مثال برای ابهام: هر گاه لازم باشد از استاد یاری بخواهند تا... [اگر دستنویس باشد و فاصلهها رعایت نشود، ابهام رخ میدهد). یک غلط معنایی: او ورود خود را به حوزه از عنایات خاص حضرت حقتعالی میداند که با هیچ زبانی خود را شکرگزار این عنایات نمیداند. تتابع اضافات غلط است. مثال: پایینترین سطح هرم عوامل بیفایده بودن برخی کارگاههای نویسندگی این است که ...(نادرست). هیچ کدام، هیچ یک، هر یک، هر کس، مفرد است و فعل آنها هم باید مفرد باشد. برخی کتب دستوری نوشتهاند که (کدام) در عبارت «هیچ کدام» غلط است. بین مسند و فعل ربطی فاصله ایجاد نکنیم. مثال:
او مشغول به تحصیل در سطح 3 است. (غلط)
این کار باعث ..... میشود. (غلط)
آنها مجبور .........شدند. (غلط)
ما موفق ....... گردیدیم. (غلط)بین اجزای فعل مرکب فاصله قرار ندهید. افعال مرکب مانند: انتظار داشتن، رفتار کردن، تشویق کردن، انتقاد کردن، گرایش داشتن.در موارد جایز الوجهین باید وحدت رویه داشته باشیم؛ مثلا در علامت جمع با «ها».
تمرینات
آیا جملات زیر مشکلی دارند؟کسانی که کار به سزا نکنند، به سزای اعمال خود میرسند.او به جای من درس داد و این، جا به جایی خیلی بجا بود. قالب محققان کار خود را در غالب مقاله منتشر میکنند.تمام سعی خود را کرد تا آنرا بدست آورد.تصمیم به شرکت در کنکور سراسری گرفت.او علاقمند به تدریس نیز می باشد. او همچنین به تدریس صرف و نحو مقدماتی در خارج حوزه مشغول است. بند زیر را اصلاح کنید: پدر و مادر باید بدانند که با ایجاد یک تعامل درست و منطقی بین مسئولیتهاو وظایف امور خانه و خانواده می توانند به نوجوانان خویش کمک بنمایند که با برقراری یک پل ارتباطی؛ این فاصله هر روز بیشتر نشود.
*****
غلط یا مرجوح
درست یا ارجح و اصلاح پیشنهادی
توضیح
آنرا، اینرا
آن را، این را
آنها رفتن و با چشم خود دیدن
آنها رفتند و با چشم خود دیدند
خلط سومین شخص جمع با مصدر
آنها غذا را خوردن
آنها غذا را خوردند
خلط سوم شخص جمع با مصدر
ابن سینا فیلسوف به نام ایران است
ابن سینا فیلسوف بنام ایران است
«بنام» در این جمله، صفت شده است و «بـ» پیشوند است.
اذیت ناک
آزار دهنده
اکثراً
بیشتر آنها
«اکثر» در عربی تنوین نمیگیرد، چه رسد به فارسی.
اگر رفتار کودکان را میبینم
اگر رفتار کودکان را ببینم،
امثال ذالک
مانند آن
امور محوله، گزارشات واصله
کارهای واگذار شده، گزارشهای رسیده
تطابق تذکیر و تأنیث در زبان عربی است، نه فارسی
امورات، عیوبها، مشاغلها، کتبها
امور، عیوب، مشاغل، کتب
جمع را دوباره جمع نبندیم
اموریست
اموری است
امیدوارم ترسم را از نویسندگی از دست بدهم
امیدوارم از ترس نویسندگی رهایی یابم
«از دست دادن» برای چیزهای خوبی که دوست نداریم از ما جدا شود، استفاده میشود.
انشاء الله
ان شاء الله
این نکته را انشاء الله رعایت کنید!
اوطاق
اتاق
ايام هاي انقلاب
ايام
جمع را دو باره جمع نبنديم
این جا، آن جا، این که، آن که، آن چه
اینجا، آنجا، آنکه، اینکه، آنچه
طبق فرهنگستان
اینجانب
این جانب
باریتعالی
باری تعالی
باید گفت که
-
زاید است و چیزی نبایدگفت!
بایستی بشود
باید بشود
بدنیا، بطوریکه، بدست، بخاطر
به دنیا، به طوری که، به دست، به خاطر
بررسي و مورد بحث قرارميدهيم
بررسي مي كنيم
بزرگتر، خوبتر، کوچکتر
بزرگتر، خوبتر، کوچکتر
مگر در مورد بيشتر، كمتر و بهتر
بصورت، بعلاوه، بوجود آمدن
به صورت، به علاوه، به وجود آمدن
بعنوان، بطور
به عنوان، به طور
بلاخره
بالاخره
بنام خدا
به نام خدا
بنام به معني«برجسته و مهم» استثناست
بوجود آمد
به وجود آمد
بوروکراسی
کاغذ بازی یا ...
به خاطر تنبلي قلمم هنوز خوب نشد
به علت/ به سبب تنبلي قلمم هنوز خوب نشد
به طوري كه
به گونهاي كه
به عینه
بعینه
رسم الخط عربی برای عربی
به نحو احسنت
به نحو احسن
بهران
بحران
بحران قلم!
بهمراه
به همراه
بيان گر
بيانگر
پدرم من را به مسجد برد
پدرم مرا به مسجد برد
پی .... بردن
پی بردن
فعل مرکب
تأثیرگزار
تأثیر گذار
گذار به معنای گذاشتن؛ (وَضَعَ)
تکنولوژی
فناوری
تلاش گر
تلاشگر
جهت دفاع از دین
برای دفاع از دین
جهت مطالعه چند كتاب خريدم
براي مطالعه چند كتاب خريدم
چنانچه حضرت علي فرمود
چنانكه حضرت علي فرمود
چنانچه یعنی اگر [لطفا چنانچه را با چنانکه خلط نکنید!]
چند کتابها
چند کتاب
حسب ضرورت
به خاطر ضرورت، براساس نیاز
خسته گی
خستگی
خواهران محترمه
خواهران محترم
در حاليكه
در حالي كه
در خصوص
در بارۀ، در زمینۀ، در مورد
در رابطه با
در باره
In relation to گرتهبرداري
دوستم حسین آمد.
دوستم، حسین، آمد.
اطراف بدل ویرگول بگذاریم
دیروز بایستی توجه کنم
دیروز بایستی توجه می کردم
«بايد» براي آينده و «بايستي» براي گذشته
دین داری
دینداری
راجع به
در باره، در مورد، در زمینه
راه کارها
راهکارها
رشته الهیات مرا اغنا نکرد. از این رو، به حوزه آمدم.
رشته الهیات مرا اقناع نکرد. از این رو، به حوزه آمدم.
روبرو، لابلای
رو به رو، لا به لای
روی کرد
رویکرد
زندگیم، علمیم، داییم
زندگیام، علمیام، داییام، دبیر عربیاش
سال 1425قمری
1425ق.
سایرین
دیگران
سعود به قلّه
صعود
سقوط قلم!
سیستم
سامانه، نظام، دستگاه
شروع کردن به تشکیل جهاد
جهاد را تشکیل دادند
شیفت
نوبت
علیرغم
با وجود / بر خلاف
عمدةً
عمدتاً
فراقت از جنگ
فراغت از جنگ
به علت عدم آشنایی با علم صرف عربی
فرزندان منصوب به او
فرزندان منسوب به او
فعالیتام زیاد است
فعالیتم زیاد است
فلانی با قرآن اجین است
فلانی با قرآن عجین است
قابل توضیح است که جامعه
جامعه
بقیه زاید است
قالب مردم خطا می کنند
غالب مردم خطا می کنند
به علت عدم آشنایی با عربی
قلم داد کرد
قلمداد کرد
قم خواستگاه انقلاب است
قم خاستگاه انقلاب است
خاستگاه: محل پیدایش
کتاب او از کثیفی برخوردار است
کتاب او کثیف است
برخوردار بودن را در امور خوب که دوست داریم چنین باشند استفاده کنیم. مانند او از علم برخوردار است.
کسانیکه
کسانی که
كار او به جاست
كار او بجاست
«بجا» در اينجا صفت است و «بـ» پیشوند است.
گاهاً
گاهی، برخی وقتها
گنجشگ
گنجشک
گواهینامه، اینجانب
گواهینامه، اینجانب
لذا
بنابراین/ از این رو/ به همین جهت/ پس
لشگر
لشکر
مثمر ثمر، مفید فایده
باثمر، مفید
مجبور به ........ شدم
مجبور شدم که
بین مسند و فعل ربطی، فاصله نیندازید.
مخصوصا
به ویژه
مدارس انتفائی
مدارس انتفاعی
از ماده نفع
مدخل ورودی
ورودی
حشو زاید است.
مرا آورد به شهر یزد
مرا به شهر یزد آورد
مراسمات
مراسم
جمع را دو باره جمع نبندیم
مسؤولان
مسئولان
طبق فرهنگستان علیه السلام!
معاونین، مسئولین
معاونان، مسئولان
معلماش
معلمش
من را
مرا
منجمله
من جمله، به ویژه، از جمله
منصوب به خانواده
منسوب به خانواده
! عدم آشنایی با عربی
مورد اجرا قرار گرفت
اجرا شد
مورد تأكيد قرار دادند
تأكيد كردند
میباشد
است
این یکی از غلطهای رایج میباشد!
میتوان
میتوان
نقد به جا، کار به موقع، کار به سزا
نقد بجا، کار بموقع، کار بسزا
«بـ» پیشوند است.
نمی باشد
نیست
ورود به مدرسه پیدا کردم
به مدرسه رفتم
اگر این جور بنویسی، خروج پیدا میکنی!
وضعیت درسیش، دبیر عربیش
وضعیت درسیاش، دبیر عربیاش
همچنان
همچنان
همهای مردم
همه مردم
هنگامیکه
هنگامی که
هیچکدام، هیچیک، هیچوقت، هیچگاه، هیچگونه
هیچ کدام، هیچ یک، هیچ وقت، هیچگاه، هیچگونه
یک سری
چند، یک دسته، يك سلسله یا ...
فرانسوی است برادر یا خواهر من!
تهیه کننده: حسن اسلامپور کریمی
Eslampur88@gmail.com
1/2/94
[1] - معمولا با آوردن بسياری از عبارات انتقالي، از حروف عطف بينياز ميشويم و ميتوانيم نقطه بگذاريم. برخی از اين عبارات انتقالي عبارتاند از: بنابراين، سپس، به همين علت، با اين حال، با وجود اين، اين مطلب، اين نکته.
[2] - گرتهبرداري، به واژهگزيني منحصر نميشود و ممکن است در جمله و دستور زبان نيز واقع شود.
[3] - نبايد کلمة « اکثراً» را که در عربي تنوين نميپذيرد، در فارسي، با تنوين استفاده کنيم.
[4] - در جمله «علي ميوه را شسته و با حرص و ولع آن را خورده است»، فعل «است» را به سبب قرينه لفظي حذف کرديم و ذکر واو در اين موارد اشکالي ندارد. اين موارد، با بحث وجه وصفي فرق ميکند.
[5] - اين مدعا يا تز اصلي، بايد با عنوان يا موضوع نوشتار هماهنگ باشد.
[6] - در چينش جملات درون هر بند بايد يکي از الگوهاي ذيل را رعايت کنيم: 1- ترتيب مکاني؛ 2- ترتيب زماني؛ 3- از کلان به خرد يا از کل به جزء؛ 4- از خرد به کلان يا از جزء به کل؛ 5- از کلي به جزئي و مصاديق؛ 6- از جزئي و مصاديق به کلي؛ 7- پرسش، روش و پاسخ؛ 8- از انگيزه به انگيخته؛ 9- از اهم و پرارزش به کم اهميت و کم ارزش؛ 10- برعکس حالت نهم و ... .
[7]. كلماتي مانند آنكه، اينكه، آنجا، اينجا و آنچه و چنانچه، طبق فرهنگستان وصل نوشته ميشوند و «ها»ي جمع، به هر دو وجه (فصل و وصل) جايز دانسته شد. براي اطلاعات كاملتر در باره فصل و وصل و ضوابط مربوط به آن، به همان منبع (دستور خط فارسي) مراجعه كنيد.
[8] - به جدولهای فصل و وصل در انتهای جزوه توجه فرمایید.
سیف الدین سلیمي