دیدگاه فقهای امامیه در باب سقط جنین
از منظر فقهای امامیه، اصل اولی در باب سقط جنین به استناد کتاب، سنت، عقل و اجماع، حرمت است. به جز مواردی که به عنوان ثانوی، مجاز شناخته شده است.
1. قرآن و سقط جنین
آیات متعددی از قرآن کریم در بحث از حرمت سقط جنین مورد استناد قرار گرفته اند. از جمله:
1.1. دسته اول: آیاتی که به طور کلی حرمت قتل نفس را بیان مي دارند
نظیر آیه 32 سوره مائده «انه من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعاً...»؛ «از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل، يا به كيفر فسادى در زمين بكشد، چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد.»
آیه 151 سوره انعام «و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق...»؛ «و نَفْسى را كه خدا حرام گردانيده، جز بحق مكشيد.»
آیه 29 سوره نساء «و لا تقتلوا انفسکم ...»؛ «و خودتان را مكشيد.»
و آیه 68 سوره فرقان «و لا یقتلون النفس التی حرم الله الا بالحق و لا یزنون...»؛ «و كسى كه خدا خونش را حرام كرده است جز به حق نمىكُشند.»
برخی بر مبنای این آیات، سقط جنین را یکی از مصادیق «قتل نفس» دانسته اند.
1.2. دسته دوم: آیاتی که کشتن اولاد را حرام اعلام مي كنند
نظیر آیه 151 سوره انعام: «وَ لَا تَقتُلُوا اَولَادَکُم مِن إملاقٍ ....»؛ «و فرزندانتان را از ترس تنگدستى نكشيد.»
آیه 29 سوره الاسراء: «وَ لَا تَقتُلُوا اَولَادَکُم خَشیَـَة إملَاقٍ نَّحنُ نَرزُقُهُم...»؛ «فرزندان خود را از بيم تنگدستى نكشيد. اين ما هستيم كه آنان و شما را روزى مى دهيم.»
اما آیا این گونه آیات را می توان در بحث سقط جنین، مورد استناد قرار داد؟
آن چه به طور کلی از آيات 14 ـ 12 سوره مؤمنون استفاده می شود، اين است كه جنين آن هنگام به انسان دارای نفس تبديل مى شود كه خداوند خلقتى ديگر را برای او ایجاد می کند؛ خلقتى كه او را به موجودى متمايز از ديگر حيوانات تبديل کرده و مناسب نام و عنوان «انسان» می سازد؛ « ثم انشأناه خلقاً آخر».
در قرآن کریم پیرامون خلقت آدم آمده است: «فَاذا سَوَّيته و نَفَختُ فيه من روحى فَقَعُوا له ساجدين»؛ «آن هنگام كه او را آراستم و از روح خويش در او دميدم، در مقابلش به سجده بیفتید.»(11)
طبق این آیه، حضرت آدم، حتى پس از آن كه جسمش کامل شد، هنوز شايستگى آن را نيافته بود كه ملائك بر او سجده كنند؛ اما پس از آن كه خداوند از روح خويش در او دميد، به خليفه و جانشين خداوند در ميان مخلوقات تبديل شد و مورد تكريم الهى قرار گرفت. بنابراین جنين نيز فقط بعد از دميده شدن روح است كه عنوان نفس محترمه مى گيرد.
به نظر می رسد نمی توان حرمت سقط جنین را در همه مراحل رشد و نمو آن، از آیاتی استخراج کرد که از قتل نفس منع می کند، زیرا جنین، در پنج مرحله اولیه، فاقد روح یا نفس انسانی بوده و از مرحله ششم که انشاء خلق جدید است، واجد نفس انسانی می شود؛ بنابراین صرفاً سقط جنینی که روح در او دمیده شده و موجودی زنده است، مشمول آیات مزبور بوده و در حکم قتل نفس خواهد بود.
و اما در مورد آیاتی که در آنها از «قتل اولاد» منع شده، باید گفت: اولاد یا ولد، ظهور در فرزندی دارد که به دنیا آمده و متولد شده است، نه جنینی که هنوز جامه ولادت نپوشیده است.
نکته دیگر این که شأن نزول این گونه آیات نیز حاکی از آن است که اعراب جاهلی، پس از تولد فرزندشان، اگر دختر بود، او را زنده به گور می کردند و این دسته از آیات، در این باره نازل شده است.(12) از این رو به نظر می رسد آیات دسته دوم دلالتی بر حرمت سقط جنین ندارند.
2. روایات
در روایات بسیاری مسئله حرمت سقط جنین به طور خاص مطرح شده که در آنها سقط در هر مرحله ای از مراحل جنینی ممنوع و حرام است.
برخی از این روایات از باب نمونه ذکر می شود:
أ) اسحاق بن عمار می گوید از امام کاظم(ع) سؤال کردم: آیا زنی که از ادامه حاملگی خود می ترسد، می تواند دارویی استعمال کند تا جنین خود را سقط نماید؟ حضرت پاسخ دادند: جایز نیست. اسحاق بن عمار می گوید: به حضرت عرض کردم، اگر حمل آن زن در مرحله نطفه باشد، چطور؟ حضرت فرمود: منشأ خلقت انسان همان نطفه است(یعنی تفاوتی ندارد).(13)
در این روایت، اسحاق بن عمار شبهه ای را مطرح می کند مبنی بر اینکه مدت کمی از حاملگی زن می گذرد و جنین در اولین مرحله از مراحل رشد است، امام در پاسخ، سقط نطفه را ممنوع و حرام اعلام می نماید. از این که اسحاق در مورد زنی سؤال می کند که از ادامه حاملگی خوف دارد و امام سقط را نهی می فرماید، معلوم می شود حتی در فرض شک، از باب احتیاط در دماء، سقط جنین جایز نیست.(14)
ب) زیاد بن عیسی، ابوعبیده از امام باقر(ع) درباره مجازات زن حامله ای که بدون اطلاع شوهرش عمداً و با علم و آگاهی، دارویی استعمال می کند و بچه اش را سقط می نماید؛ سؤال می کند، امام می فرماید: اگر جنین استخوانش شکل گرفته و بر آن گوشت روییده باشد، باید دیه کامل به پدر جنین(شوهرش) بپردازد و اگر جنین هنگام سقط، در مرحله علقه یا مضغه باشد، باید 40 دینار(مثقال طلا) یا قیمت برده ای را به عنوان دیه به پدر جنین بدهد.(15)
این روایت مشتمل بر مراحل علقه و مضغه نیز هست که یقیناً قبل از دمیده شدن روح در جنین است. بنابراین طبق روایت فوق سقط جنین عمدی قبل از دمیده شدن روح که شامل مرحله علقه و مضغه نیز می شود، حرام است.
علاوه بر روایات فوق روایات زیادی که به حد تواتر یا نزدیک به آن می رسند، حکم وضعی سقط جنین، یعنی وجوب دیه را خواه قبل از دمیده شدن روح و خواه بعد از آن بیان می دارند که به دلالت التزامی بر حرمت سقط جنین دلالت می کنند.(16) زیرا دیه برای جبران خسارت حاصل از سقط جنین عمدی جنایی است و سقط عمدی حتی قبل از دمیده شدن روح به جز در مواردی که اجازه آن از سوی شارع مقدس صادر شده، ممنوع و حرام است.(17)
3. عقل
دلیل دیگری که در حرمت سقط بدان استناد شده، عقل است؛ عقل حکم به حرمت ظلم می کند و سقط جنین را ظلم فاحش، بلکه از بدترین ظلم ها می شمارد؛ زیرا اقدام به آن در واقع تجاوز به کسی است که قدرت دفاع از خود را ندارد و این گونه تجاوز از نظر عقلی حرام و ممنوع است.(18)
4. اجماع
فقهای امامیه به اجماع، دیه را برای جبران خسارت ناشی از جنایت بر غیر، واجب و لازم دانسته اند. وجوب پرداخت دیه، به دلالت التزامی بر حرمت سقط جنین حکم می کند؛ زیرا دیه، جبران کننده خسارت حاصل از جنایت است و سقط عمدی، بدون اذن شارع، قطعاً حرام است؛ به عبارت دیگر، با توجه به این که اصل در وجوب دیه، این است که به سبب جنایت باشد، و جنایت عمدی نیز قطعاً حرام است، پس اسقاط عمدی جنین در هریک از مراحل رشد، حرام خواهد بود.(19)
البته ممکن است به این دلیل خدشه وارد شود که تلازمی بین لزوم پرداخت دیه و حرمت وجود ندارد. برای مثال، اگر شخصی در خواب با غلطیدن روی کودکی، موجب مرگ وی شود، با این که پرداخت دیه لازم است، ولی گناهکار نیست. در جواب گفته می شود، اگرچه وجود تلازم بین لزوم پرداخت دیه با حرمت، محل بحث و مناقشه است؛ ولی مدعای ما، اقدام عمدی بدون اذن شارع است؛ یعنی کشتن عمدی انسان و سقط عمدی جنین در هریک از مراحل رشد، مدنظر است.
بنابراین با توجه به ادله چهارگانه فوق نسبت به حرمت سقط جنین، خواه قبل از دمیده شدن روح و خواه بعد از آن، به حکم اولی هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد؛ گرچه در برخی موارد به حکم ثانوی حرمت آن برداشته می شود.
اینک موارد جواز سقط جنین قبل و بعد از دمیده شدن روح از دیدگاه فقها مورد بررسی قرار می گیرد:
موارد جواز سقط جنین قبل از دمیده شدن روح
1. حفظ جان مادر
فقهای امامیه اتفاق نظر دارند که هرگاه حیات مادر متوقف بر سقط جنینی باشد که روح در آن دمیده نشده و به حد انسان کاملی که بر او لفظ انسان یا نفس محترمه صدق کند، نرسیده باشد، سقط آن جایز است؛ زیرا حفظ حیات مادر از نظر شارع مهم تر است. به علاوه حالت اضطرار مادر برای حفظ جان خود موجب رفع حرمت سقط می شود.(20)
برخی از فقها خوف خطر جانی مادر که ناشی از ادامه بارداری باشد را نیز مجوز سقط جنین می دانند؛ زیرا عقلا در مواردی که غالباً حصول یقین ممکن نباشد، وجود خوف را راه رسیدن به واقع قرار می دهند.(21)
بنابراین می توان گفت: در صورتی که ادامه بارداری با علم یا خوف خطر جانی برای مادر توأم باشد، به طوری که یا باید مادر که نفس محترمه ای است، تلف شود یا برای نجات جان مادر، جنینی که هنوز روح در آن دمیده نشده سقط گردد؛ مسئله از قبیل دوران امر بین اهم و مهم خواهد بود که علمای علم اصول برای رفع این تزاحم قائل به ترجیح امر اهم شده اند.(22)
2. حفظ سلامت مادر
در صورتی که ادامه بارداری باعث بیماری شدید، نقص عضو یا تشدید بیماری مادر شود و از طرفی درمان مادر منجر به سقط جنین شود، برخی از فقها قائل به جواز سقط جنین به منظور مداوا و حفظ سلامت مادر شده اند. برای نمونه اگر مادر مبتلا به بیماری سرطان باشد و برای درمان نیاز به شیمی درمانی دارد که لازمه اش سقط جنین است، می توان مادر را مداوا نمود؛ زیرا حفظ جان مادر به دلیل اهمیت بالاتر رجحان دارد. به علاوه عدم مداوای مادر موجب عسر و حرج یا ورود ضرر به مادر می شود که به استناد 2 قاعده «لاحرج» و «لاضرر» حکم اولیه حرمت سقط جنین برداشته می شود.(23)
برخی از فقها ضرر یا درد غیر قابل تحمل، قبل از دمیده شدن روح را نیز مجوز سقط جنین می دانند.(24)
3. جنین ناقص الخلقه
از دیگر موارد جواز سقط جنین، یقین به وجود نقص عضو در جنین است؛ به طوری که موجب گرفتاری پدر و مادر و مایه عسر و حرج شدید شود.(25)
برخی از فقها معتقدند: اگر نقص عضو جنین به گونه ای باشد که صورت انسانی نداشته باشد، می توان آن را سقط نمود؛ زیرا دلیلی بر عدم جواز اتلاف جنین غیر انسان وجود ندارد.(26)
4. جنین ناشی از زنای به عنف
بارداری در اثر تجاوز جنسی قطعاً فشار روحی زیادی به مادر تحمیل می کند. به طوری که هم در دوران حمل و هم بعد از تولد کودک نامشروع، مادر دچار عسر و حرج شدید می شود. لذا بعید نیست در این مورد نیز بتوان قائل به جواز سقط جنین شد.(27)
موارد جواز سقط جنین بعد از دمیده شدن روح
پس از دمیده شدن روح، جنین مانند زن باردار، انسان کامل محسوب می شود. در زمینه سقط جنین در این مرحله نیز دیدگاه های مختلفی وجود دارد که در ذیل مورد بررسی قرار می گیرد.
1. حفظ جان مادر
زمانی که روح در جنین دمیده شده باشد، اگر وضعیت به گونه ای باشد که ادامه بارداری برای زن خطر جانی داشته باشد، برخی قائل به جواز سقط جنین شده اند؛ زیرا مسئله از باب تزاحم فرض می شود و برای جان مادر اهمیت بیشتری قائل شده، از این رو حفظ آن را ترجیح می دهند.(28) زیرا مادر، انسان بالفعل است؛ اما جنین دارای استعداد بالقوه انسانی است. بنابراین می توان ادعا کرد که نجات وی از نجات جان جنین مهم تر است و همین مقدار ترجیح، برای حفظ جان مادر کافی است. همچنین ثبوت قصاص در جنایت بر مادر و ثبوت دیه در جنایت بر جنین، خود دلیل اهمیت جان مادر و رجحان حفظ جان وی است.(29)
در چنین مواردی غالباً امر دایر بین مرگ مادر و جنین، هر دو یا تنها جنین است. بنابراین بعید نیست که در این حالت سقط جنین جایز باشد؛ زیرا با اسقاط آن، مادر زنده می ماند، حال آنکه اگر مادر بمیرد، جنین در شکم وی هم خواهد مرد؛ چراکه حیات وی وابسته به حیات مادر است.(29)
2. حفظ سلامت مادر
برخی از فقها معتقدند وقتی ادامه بارداری سلامت مادر را تهدید کند، سقط جنین جایز می شود؛ زیرا در این حالت چون مادر از باب وظیفه و تکلیف اقدام به مداوای خود می کند، در واقع ضرر و حرج را از خود دفع می نماید؛ اگرچه در نتیجه استعمال دارو، جنین سقط گردد. آیت الله مکارم شیرازی نیز در پاسخ به استفتایی در مورد زنی که در ماه هفتم حاملگی تصادف می کند و نیاز به عمل جراحی فوری دارد به طوری که با بیهوش کردن او جنین وی سقط می شود، می فرماید: اگر جان مادر در خطر است و راه منحصر به عمل جراحی، بیهوشی باشد، مانعی ندارد.(30)
تأملی در دلائل جواز سقط جنین
دلائلی که برای جواز سقط جنین قبل از دمیده شدن روح بیان شد، قابل دفاع است؛ اما دلایلی که برای سقط جنین بعد از دمیده شدن روح بیان گردید، به نظر برخی مخدوش می آید.
برخی در پاسخ به فقهایی که جواز سقط جنین بعد از دمیده شدن روح را از باب تزاحم دانسته و جان مادر را ترجیح داده اند، معتقدند: اگر بپذیریم که مسئله از باب تزاحم است، اهمیت جان مادر نسبت به جنین باید مورد بحث قرار گیرد؛ زیرا دلیلی بر اهمیت جان مادر نسبت به جنین وجود ندارد. همچنین مشهور فقها تفاوتی بین مجازات جنایت بر مادر و جنین قائل نشده اند، بلکه در هر دو مورد حکم به قصاص داده اند.(31)
همچنین در پاسخ به دلیل اضطرار مادر، برخی معتقدند اضطرار در صورتی موجب حلیت محرمات می شود که به قتل منتهی نگردد، بنابراین اگر باعث قتل دیگری شود، جایز نیست.(32)
پی نوشت
1. لسان العرب، ج13، ص93.
2. عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ص473/ جرّ، خلیل، فرهنگ عربی به فارسی لاروس، ج1، ص772
3. شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج10، ص288
4. جرّ، خلیل، فرهنگ عربی به فارسی لاروس، ج2، ص1197
5. نجفی، محمد حسن، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج4، ص110
6. همان، ج2، ص: 400
7. المفردات فی غریب القرآن
8. لسان العرب، ج10،ص 268.
9. همان، ج8، 451.مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج14، ص209
10. سوره ص، آیه ی 72
11. موسوی همدانی، سید محمدباقر، ترجمه تفسیر المیزان، ج7، ص516
12. حر عاملی، محمدبنالحسن، وسائل الشیعه، ج29، ح1، ص25
13. مکارم شیرازی، ناصر، بحوث فقیهة هامة، ص288.
14. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج26، ح1، ص31
15. همان، ج29، باب19
16. مکارم شیرازی، بحوث فقیهة هامة، ص286
17. همان
18. همان
19. صانعی، یوسف، فقه الثقلین فی شرح تحریرالوسیلة، ص114
20. مکارم شیرازی، ناصر؛ بحوث فقیهة هامة، ص292
21. مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، ج2، ص193
22. محسنی، محمدآصف، الفقه و المسائل الطبیعة، ص75
23. لنکرانی، فاضل، ج1، ص548
24. مکارم شیرازی، ناصر؛ بحوث فقیهة هامة، ص453/ خامنه ای، سید علی، رساله اجوبة الاستفتائات، ص64
25. محسنی، محمدآصف، الفقه و المسائل الطبیعة، ص76
26. خامنه ای، سید علی، رساله اجوبه الاستفتائات، ص77
27. حسینی شیرازی، محمد، الفقه کتاب الواجبات، ج2، ص82
28. مکارم شیرازی، ناصر؛ بحوث فقیهة هامة، ص294
29. همان، ص295
30. همان، ص459
31. خویی، سید ابوالقاسم، مبانی تکلمه المنهاج، ج2، ص417/ 33-نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج43، ص381
32. طوسی، محمدبنالحسن، تهذیب الاحکام، ج6، ح335، ص176
گرفته شده از:
http://mehrkhane.com/fa/news/699
سیف الدین سلیمي