در اعتاب مقدّسۀ علیا مزید تأیید و توفیق آن یاران باوفا را از جمال اقدس ابهی مسئلت مینماییم.
[امضا: بیت العدل اعظم]
( توجه : واخوانی این پیام ،در مورد هر یک از کلید واژه های انتخابی بصورت پاورقی های ذیل تحریر شده است.)
1 - القای این نکته که بهائیان در راه بهاالله و تبلیغ وی از تمام دارائی خود حتی ارزشمند ترین موجودی یعنی جانشان هم باید بگذرند .
2 - یعنی بسیاری از مردم ایران ، اجتماع فعلی را عقب مانده می دانند و دنبال جامعه پیشرو هستند و القاء اینکه این پیشروی و رفاه و شکوفائی استعداها و توانایی ها فقط با آموزه ها و روش های بهائیت مقدور خواهد بود.
3 - ضرورت سرمایه گزاری مبلغان بهائی ( در واقع همه بهائیان ، چرا که طبق تعالیم رهبران بهائی ، تبلیغ یکی وظایف اصلی هر بهایی می باشد ) روی جوانان ایرانی
4 - استفاده مکرر از شگرد مظلوم نمایی برای جلب ترحم مردم و تبلیغ فرقه ی ضاله در سایه این تظلم
5 - تعبیر "جهاد اعظم" از تبلیغ آیین بهائی در پوشش جدید ( تلاش برای توسعه اجتماعی و اقتصادی ایران) و تاکید بر وظیفه داشتن و سهیم بودن تمام بهائیان در این مجاهده تا بمقداری که سهم خود را ادا نمایند.
6 - تبیین مدخلی موثر و بی خطر و روشنفکر مابانه تحت عنوان " مشورت و گفتگوی آزاد برای دست یابی به توسعه ی اجتماعی و اقتصادی" بطوری که در ابتدا هیچ شائبه ی تبلیغ اعتقادات باطل در آن نبوده تا مخاطبین از این طریق به تدریج و ناخودآگاه و غیر مستقیم تحت القائات مبلیغین قرار گیرند.
7 - این بیانیه در 21 صفحه و تحت عنوانی فریبنده و مورد پسند جامعه ای رفاه طلب که دچار مشکلات اقتصادی و رفاهی هستند تنظیم شده است، در ظاهر راهکارهای توسعه اقتصادی و اجتماعی را تبیین نموده ولی در عمل مقاله ایست تمام عیار برای تبلیغ فرقه ی ضاله و تعالیم فریبنده ی بهاالله
8 - تاکید بر مشورت و هم اندیشی با دیگر ایرانیان ، تاکید بر تبلیغ تمام ایرانیان غیر بهائی بر این آیین باطل است ، البته تحت پوشش مباحث مربوط به توسعه اقتصادی و اجتماعی
9 - لازم به ذکر است که : بعید نیست در جلسات متعددی از این نشست های باصطلاح مشورتی و گفتگوی آزاد توسعه ی اقتصادی و اجتماعی که بهائیان ایران مامور به تشکیل آن با شرکت سایر ایرانیان بویژه جوانان شده اند ، هیچ نامی از رهبران بهائی برده نشود و هیچ تبلیغ آشکاری صورت نپذیرد ، حوصله ی این گرگان پوستین پوش و جاسوسان رژیم صهیونستی به اندازه ای هست که طعمه ی خود را با این ادبیات ظاهر الصلاح با پای خود به فضای تسلط خویش بکشانند و به شکاری که داوطلبانه خود را خوراک گرگان می کند تبدیل نمایند.
چه باید کرد ؟!
جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با این ترفند جدید فرقه ضاله چه گزینه هایی را پیش رو دارد و کدام را انتخاب خواهد کرد.
1 - هر بحث و نشستی را که در آن سخن از توسعه اجتماعی و اقتصادی است ، ممنوع نماید ؟!
این کار عملا غیر ممکن است از طرفی نقض غرض است ، چرا که تمام تاکید مسئولین نظام بر لزوم اهتمام فرهیخته گان و کارشناسان جامعه به چنین مباحثی است.
2 - بهائیان را شناسایی کند و آنها را از گفتگوی با سایر ایرانیان در مورد توسعه اقتصادی و اجتماعی منع نماید!.
این نیز کاری غیر ممکن است از طرفی
بازداشت بهائیانی که جاسوسی آنها بر بیگانه و اقدام علنی و مخفیانه ی شان در توطئه علیه نظام قطعی بوده ، فریاد مظلوم نمایی شان را بلند کرده وباعث شده صدای طبل جوامع بظاهر مدافع حقوق بشر گوش عالم را کر کند ، چه می شود اگر به این موذی ها در جلسات گفتگوی اقتصادی و اجتماعی " تو " بگویی ؟؟ و صد البته این برخورد ، آرزوی قلبی رهبران بهایی در اسرائیل است که سوژه ی جدیدی برای مظلوم نمایی دست و پا کنند.
3 – بر بهائیان در فعالیت های تبلیغی تنگ بگیرد ، با این امید که عرصه را برخود نا امن دیده و از ایران مهاجرت نمایند.
با توجه به مفاد پیامهای بیت العدل در واجب کردن تبلیغ امر تا حد جانفشانی و نیز حمایت های مالی ، فرهنگی و جهانی از بهائیان داخل ایران بعید است این روش حداقل در کوتاه مدت ، یعنی چند سال آینده جواب دهد ، و در این مدت ،کار از کار گذشته است. از طرفی در عصر ارتباطات و در عالم مجازی ، راه باصطلاح مشورت و گفتگوی آزاد منحصر به جلسات حضوری ضیافت نیست ، امروزه فعالیت بهائیان در تبلیغ امر در فضای مجازی ( سایت ها و وبلاگ ها ، اتاق های گفتگو ، چت روم ها ، فرهنگ نامه ها ، و شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و ...) کم از جلسات تبلیغی حضوری نیست . حال حساب کنیم که این ظرفیت های فضای مجازی به جای تبلیغ مستقیم (که نوعا مردم ایران به لحاظ تدین و شناخت های قبلی که از مفاسد اعتقادی و اخلاقی و ... این فرقه سراغ دارند _ اگر خوشبینانه بگوییم _ کمتر در دام می افتند .) با یک چرخش حساب شده در مباحث اجتماعی و اقتصادی و رفاه عالم انسانی توسط جامعه ی بهائی ، بکار گرفته شوند ، که عملا چنین شده است، این دشمنان دین و مملکت دیگر نیازی به جلسات حضوری ندارند.
4 – کسانی را که در مبارزه ی علمی وفرهنگی فرقه ضاله تجربه ی کافی و دیرین دارند ، آزاد بگذارد و چه بسا (همچون قاطبه ی مراجع عظام که در سال های دور ، از چنین کسانی حمایت کردند بطوری که موفقیت این افراد پس از عنایات امام زمان علیه السلام مدیون این حمایت ها بود ) حمایت کند . تا با تداوم تربیت جوانان شیفته ی امام عصر علیه السلام و تجهیز آنان به علم و مهارت جنگ علمی و فرهنگی با این ستیزه جویان، بتوانند در تمام میادین و صحنه ها دشمن را شناسایی و با حربه ی علم و اندیشه و فرهنگ و توکل به مصاف او روند و ماشین جنگی تبلیغ فرقه ضاله را در تمام شکلهایش همچون سالهای قبل از انقلاب متوقف نمایند.
و این مقدور نخواهد بود جز با تجدید نظر در رفتارهای گذشته ی مراکز امنیتی با این افراد و عمل به فرامین مقام معظم رهبری در امر به جذب حداکثری و استفاده از تمام ظرفیت های فرهنگی و علمی و اعتقادی مردم ایران در پیشبرد اهداف نظام مقدس اسلامی و مقابله با توطئه ی دشمنان داخلی و خارجی.
حال آیا جمهوری اسلامی ایران چنین رویکردی خواهد داشت ؟ باید منتظر تدبیرهای مسئولین نظام بمانیم.
5 – الگو گیری از روش کسانی که سابقه مبارزه ی علمی و فرهنگی موفق با فرقه ی ضاله داشتند ، و اجرای برنامه های تربیتی و ...و تجهیز و سازماندهی افرادی عالم و ماهر برای مبارزه ی فرهنگی با این فرقه در تمام عرصه هایی که این فرقه تک تازی می کند.
این گزینه محتمل ترین انتخاب جمهوری اسلامی می باشد . باید یاد آور شد که در سال های اخیر پس از مشاهده ی عینی توسعه فعالیت بهائیان در ایران و لمس خطرات جدی عقیدتی و سیاسی این فرقه در تهاجم تمام عیار به مردم و نظام ایران ، ودر پی اعلام خطر مراجع عظام ، با تلاش بزرگانی از علمای مشهور و حمایت نهادهای انقلابی و مردمی ، نظیر سپاه و بسیج و سایر نهاد های فرهنگی و اجتماعی کشور ، چنین اقدامی در قالب چند طرح به اجرا در آمد . لیکن برخی طرح ها نتایج مورد نظر را در پی نداشت و طرح های دیگری در حال اجراست که امیدواریم بزودی نتایج موثر آنها را شاهد باشیم .
در علل عدم حصول نتایج مطلوب چنین طرحایی می توان گفت :
– طراحان و مجریان این طرح ها نوعا کارمندان دولت یا نهادهای وابسته به دولت یا نظام بوده و هستند ، چنین افرادی عملا دولتی می اندیشند ، دولتی طراحی می کنند و دولتی اجرا می کنند. از سویی این عزیزان نوعا وظایف و اهداف سیاسی ، اقتصادی و کاری مهمتری دارند و این کار در برنامه ی روزانه ی آنها جزو الویت های بعدی و به نوعی افتخاری می باشد ، نه وظیفه ای شرعی و دینی و ملی و حیاتی ... و این شیوه ، با کاری که باید کاملا مردمی و تاکیدا غیردولتی باشد وتوسط افرادی متشرع و ولایت مدار بدور از بازی های سیاسی و با پشتوانه ی عمیق باور قلبی و اعتقادی طراحی و اجرا شود ، (کسانی که بدون هیچ گونه چشمداشت مادی و سیاسی و... باید کاری مستمر و طاقت فرسا شروع کنند ،که نه تنها منافعی مادی و دنیوی برایشان ندارد بلکه باید بی نام و نشان تلاش کنند و چه بسا تهمت ها بجان بخرند و حتی از آبروی خویش در راه خدمت گزاری به ساحت مقدس مهدوی بگذرند ، ) سازگاری نداشته و نخواهد داشت.
6 – توجه به این موضوع و چاره جویی در این معضل در اولویت های مهم جمهوری اسلامی ایران قرار نگیرد.
هر چند این گزینه در ابتدا بسیار بعید به نظر می رسد ولی اقدامات پیشین در تدبیر و تقابل با تهاجمات گذشته ی این فرقه ضاله ، و تهاجم سایر دشمنان نظام و انقلاب از امریکا و اسرائیل و ... با ایجاد مشکلات عدیده ی اقتصادی و تحریم های روزافزون ، بی بصیرتی برخی مدیران سیاسی عالی رتبه و شکل گیری تنش های داخلی ، الویت پرداختن به مسئله ی انتخابات آتی و ده ها اولویت دیگر ، نگرانی انتخاب ناخواسته ی چنین گزینه ای را حداقل برای چند ماه آینده فزونی می بخشد.
اقدامات عملی جمهوری اسلامی ایران در توقف توطئه های فرقه ضاله طی ماه های آینده ، راهکار انتخابی مسئولین را در برخورد با فرقه ی سیاسی و جاسوسی بهائیت روشن خواهد کرد.
منبع:baharoom
گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html
Google + 0 0Blogger 0Technorati 0
- See more at: http://www.tebyan-zn.ir/News-Article/Religion_Thoughts/Research_religion/deviousness_squad/2013/7/21/117519.html#sthash.nCR7b0zV.dpuf
http://www.tebyan-zn.ir/News-Article/Religion_Thoughts/Research_religion/deviousness_squad/2013/7/21/117519.html
ابزار تهاجم فرهنگی
دشمنان، مفاهیم مورد نظر خود را با تأمل و به تدریج از طریق وسایل و ابزارهای گوناگونی ترویج می کنند که برخی از آنها عبارتند از:
1. آموزش، زبان، ترجمه و اصطلاحات: آموزش به سبک غربی یکی از روشهای استعماری نفوذ در برنامه های آموزشی کشورهای جهان سوم بوده است یکی از کارکردهای پنهان این برنامه های آموزشی که در ظاهر به منظور پیشرفت علمی در این کشورها اجرا شده، زمینه سازی برای پذیرش فرهنگ بیگانه و برتر جلوه دادن آن و انهدام فرهنگ ملی بوده است.[22]
زبان نیز می تواند مهم ترین ابزار نفوذ فرهنگ بیگانه باشد. اگر به جای استفاده لغات خودی، از لغات بیگانه به صورت افسار گسیخته در محاورات رسمی و عمومی رواج یابد نسل جدید ممکن است در آینده از معادل فارسی آن لغات محروم و بی خبر بماند.
در مورد ترجمه نیز می توان گفت که اگرآموخته های فارغ التحصیلان ما عمدتاً از متون ترجمه شده باشد دانش آموختگان امکان تفکر مستقل را از دست می دهند و اصطلاحات بیگانه به تدریج به جای اصطلاحات هماهنگ و مأنوس با فرهنگ خودی می نشیند.
2.تبلیغات: تبلیغات گسترده از طریق تکنولوژی ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی به دلیل ویژگیهایی که برای آن برشمرده اند بسیار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگی قرار می گیرد از جمله: الف)پوشش فراگیر، ب)فرامحیطی بودن، ج)چند حسی بودن، د)قابلیت تطابق داشتن با فهم عوام.[23]
3.شایعه: شایعه در اصطلاح خبر بی اصل و نادرستی است که درمیان مردم بر سر زبان ها بیفتد. شایعه را دولت های بیگانه برای ضربه زدن به پیکر یک ملت و برای تاثیرگزاری دربافت فکری و ذهنی آنان دامن می زنند
4.تحریف واقعیت: یکی از رایج ترین شیوه های مطبوعاتی دست کاری و تحریف واقعیت است و این تحریف یا از نوع لفظی است که تحریف کننده از خود ساز و برگهایی بر پیکره وقایع و حقایق اضافه می کند و چهره روشن حقایق را تاریک و زشت می سازد. به عبارت دیگر لفظ را کم یا زیاد می کند یا ظاهر مطلبی را عوض می نماید. یا از نوع معنوی، در این نوع تحریف جملات را طوری تفسیر و توجیه می نماید تا درست بر خلاف معانی واقعی آنها باشد و گاهی از طریق اغراق و مبالغه واقعیت را تحریف می کنند که در این روش تضادهای درونی جوامع را شدت می بخشند و مسائل کوچک را بزرگ جلوه داده مردم را به نظام حاکم یا به دیگرافراد و گروهها بدبین می نمایند.
5 .ترور شخصیت: اصطلاحی که امروزه برای ترور کردن از طریق وسایل ارتباط جمعی مورد استفاده قرار می گیرد ترور شخصیت است که هدف آن ترور شخصیت های سیاسی و مهم از طریق تهمت زدن و یا به تصویر کشیدن نقاط ضعف آنهاست و این در صورتی است که نتوانند فردی را ترور فیزیکی کنند و یا ترور فیزیکی مصلحت آنان نباشد و با این شیوه باعث شوند رهبران صاحب نفوذ نزد مخاطبان دچار بی منزلتی و تخریب چهره شوند.[24]
6. کتاب ها و نشریات: از جمله مهمترین ابزاری که دشمنان اسلام در تهاجم فرهنگی و جنگ روانی از آن استفاده می کنند تبلیغات گسترده منفی از طریق کتاب ها و نشریات است، اساساً ماهیت جنگ روانی و فرهنگی بهره برداری از تبلیغات و نشریات مبتنی بر دروغ، تهمت، فریبکاری، نیرنگ افکنی و فتنه انگیزی برای نفوذ در عواطف و احساسات و جذب مخاطبان به منظور استفاده از حمایت های آنان در جهت تحقق مقاصد خاص جریان های سیاسی است.
اهداف تهاجم فرهنگی
1.مبارزه با بیداری اسلامی با فشار بر طرفداران اسلام سیاسی و انقلاب اسلامی از طریق اتهام زنی، تروریست خواندن و... .
2.ایجاد اختلاف و شکاف در جهان اسلام با دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی و ایران را تهدید کشورهای منطقه معرفی کردن.
3.عرفی سازی حکومت و ترویج پلورا لیسم دینی.
4.از بین بردن امید مردم نسبت به آینده با سیاه نمائی مسائل داخلی کشور.
5.ایجاد بی اعتمادی در مردم نسبت به رهبران انقلاب و مسئولین با هدف از بین بردن پشتوانه های مردمی نظام اسلامی.
6.ایجاد اختلاف و تعمیق آن در میان جریان های سیاسی.
7.ترویج اندیشه های مادی با هدف سوق دادن مردم به دنیا گرائی و اصالت دادن به لذت جوئی.
8.ترویج اباحه گری و بی بند و باری اخلاقی برای مقابله با فرهنگ مقاومت و شهادت طلبی.
9.ترویج لیبرال دمکراسی غربی با شعار توسعه دمکراسی و تامین آزادی های مدنی.
10.مبارزه با نفوذ معنوی و قدرت نرم جمهوری اسلامی در منطقه خاورمیانه و در میان ملل محروم جهان.[25]
راه های مقابله با تهاجم فرهنگی
در دنیای امروز کشورها نمی توانند دیواری به دور خود بکشند و از برخورد فرهنگ جامعه خود با فرهنگ های بیگانه در امان باشند. اگرفرهنگ جامعه ای توان خود را از دست بدهد و مردم از فرهنگ خود گسسته شوند قدرت درست اندیشیدن از آنها سلب می گردد و در این دریای ارتباطات غرق می شوند. و اگرملتی علاقه مند به حفظ و پاسداری از هویت فرهنگی خود باشد باید سعی کند فرهنگ غیر مادی جامعه خویش را حفظ نماید. البته این به آن معنا نیست که می توان یا باید فرهنگ غیر مادی را کاملاً دست نخورده و ثابت و اصیل نگه داشت زیرا تغییر از خصوصیات فرهنگ است. ولی این تغییر در صورتی به هویت فرهنگی آسیب نمی رساند که جریان عادی و خود به خودی را بپیماید.
برای مقابله و مبارزه با تهاجم فرهنگی راه حلهای زیادی بیان شده است که به برخی از آنها اشاره می گردد.
1.شناخت همه جانبه تهاجم فرهنگی و اهداف دشمن از آن
هم برای مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن و هم برای یورش به فرهنگ مهاجم، شناخت دشمن و اهداف او از تهاجم فرهنگی از الفبای مبارزه و نخستین گام در این زمینه می باشد. چنانچه امام صادق(ع)می فرماید: «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس کسی که عالم وآگاه به زمان خود باشد شبهات بر او هجوم نمی آورند»[26]
2.تقویت بینش دینی و سیاسی مردم
تقویت باورهای دینی و پی ریزی بینشی درست در زمینه تعالیم دینی و سیاست می تواند چون سنگری نفوذناپذیر مردم را در برابر بمب باران فرهنگی دشمن محافظت نماید و سود جویان غرب را ناکام و ناامید سازد و مردم را به جهت گیری صحیح رفتاری رهنمون شود و از کژروی و ناهنجاری ها باز دارد. قرآن کریم در این باره می فرماید: «...یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَانِهِمْ....؛[27] پروردگارشان به سبب ایمانشان هدایتشان می کند».
در این آیه سخن از هدایت انسان در پرتو ایمان به میان آمده است که فرد مؤمن از بسیاری فریبکاری ها و لغزشها نجات می یابد البته در کنار پرورش نهال ایمان در دلهای مؤمنین، آگاه ساختن آنان به مسائل سیاسی روز و تبیین هدف شوم دشمن در یورش فرهنگی نیز ضروری است.
3. اشباع نیازهای طبیعی انسان از راه های مشروع
انسان مجموعه ای درهم پیچیده از غرایز گوناگون است و رها ساختن نامعقول مردم در بهره گیری هرچه بیشتر و به هر شکل ممکن از این نیروهای غریزی و مقدس آنان را از تلاش درسازندگی خویش و جامعه باز می دارد و جلوگیری از ارضای غرایز در حد مشروع، یا ناتوانی دربرآوردن نیازهای طبیعی نیز زمینه را برای روی آوردن به سوی برنامه های مخرب دشمن فراهم می آورد
4.گسترش امر به معروف و نهی از منکر
اگر مردم به این اصل مهم دینی وعقلی آگاهی یابند و خود را مقید و عامل به آن کنند و هر کس در محدوده زندگی خویش با فساد و زشتی ها مبارزه کند و مردم را به نیکی دعوت نماید دشمن هرگز روزنه ای برای نفوذ نخواهد یافت.[28] خداوند متعال در این باره می فرماید: «وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».[29] این آیه بیان می دارد که امر به معروف و نهی از منکر از لوازم و واجبات اجتماع سالم و صالح است.
مقام معظم رهبری در اشاره به اهمیت این موضوع و حقیقت می فرماید: مسأله امر به معروف تکلیف همیشگی مسلمان هاست، جامعه اسلامی به امر به معروف و نهی از منکر زنده می ماند، قوام حکومت اسلامی به امر به معروف و نهی از منکر می باشد.[30]
5.خودسازی متولیان فرهنگی:
در اجرای فرهنگ سازی دینی برای مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن، گام نخست خودسازی متولیان فرهنگی و گام بعدی دیگر سازی است. امام صادق(ع)می فرماید: کونوا دعاة الناس باعمالکم، ولا تکونوا دعاهً بالسنتکم.[31]
6.تلاش برای زدودن فقر اقتصادی
تنگدستی از جمله پلیدترین پدیده های جامعه است حقیقت ناگواری که پیشوایان دین آن را زمینه ساز کفر دانسته اند. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «کادالفقر ان یکون کفراً»[32] و دانشمندان فقر را عاملی برای آغاز انحراف و بزهکاری می دانند.
7. استفاده از فن آوری نوین در عرصه فعالیت های فرهنگی. 8.تقویت رسانه های داخلی و غنی سازی برنامه های فرهنگی آنها با رویکرد تقویت هویت دینی و ملی و خنثی سازی تهاجم فرهنگی دشمن. 9. تقویت مساجد و کانون های فرهنگی. 10. شناخت کامل فرهنگ اسلامی و ملی. 11. مشارکت دادن نوجوانان و جوانان در فعالیت های فرهنگی. 12.بازنگری در منابع درس دانشگاهی به ویژه دروس مرتبط با علوم انسانی.
آنچه در مجموع می توان به آن دست یافت این است که هر چند در گذشته هم مقوله ای به نام «تهاجم فرهنگی» وجود داشت و شاهد شبیخون فرهنگی غربیان به مسلمانان بوده ایم اما امروزه این امر با گسترش تکنولوژی ارتباطات، شدت، سرعت و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است و آمریکا که داعیة سرپرستی جهان را در سر می پروراند و خواستار نظامی تک قطبی است هیچ فرهنگ رقیبی را تحمل نکرده که قطعاً فرهنگ اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست و در راس کشورهای اسلامی، ایران به واسطه انقلاب اسلامی و مخالفت علنی آن با استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا مورد هجوم بیشتری قرار گرفته و خواهد گرفت و در ناتوی فرهنگی به صورت سازماندهی شده و متفاوت از گذشته وارد عمل خواهد شد. بنابراین مدیریت کلان حوزه فرهنگی کشور باید با حساسیت و اعتقاد به ضرورت مقابله با «ناتوی فرهنگی»به دست کسانی باشد که معتقدند می توان در مقابل غول عظیم رسانه ای غرب ایستاد و باور دارند که غربی ها علیرغم پیشرفت در بعد سخت افزاری، در بعد نرم افزاری هنوز هم با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کنند و از این لحاظ بسیار ضربه پذیر و سست می باشند هر چند نباید دشمن را نادیده گرفت و بایستی در این راستا تمام ترفندهای فرهنگ مهاجم تبیین و شناخته شود و متناسب با آن ابزار کافی فراهم گردد و از آنجا که تهاجم فرهنگی فرایندی فرهنگی است باید با تولیدات فرهنگی متناسب با فرهنگ ملی و دینی و به صورت تهاجمی و نه تدافعی با آن مقابله کرد.
سوتیترها
ناتوی فرهنگی در واقع همان تهدید نرم است. در این نوع تهدید، دشمن با به کارگیری ابزار فرهنگی به دنبال سلطه فرهنگی و در نهایت سلطه سیاسی می باشد.
تهدید نرم متکی برقدرت نرم بوده و برای شناخت ماهیت آن آشنایی با قدرت نرم ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد.
مهمترین عوامل و منابع قدرت را می توان؛ قدرت نظامی(تهدید و زور)؛ قدرت اقتصادی(تطمیع و زر)؛ قدرت اطلاعاتی، قدرت سیاسی و قدرت روانی و فرهنگی(دانش)دانست.
تبلیغات گسترده از طریق تکنولوژی ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی به دلیل ویژگیهایی که برای آن برشمرده اند بسیار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگی قرار می گیرد.
از جمله مهمترین ابزاری که دشمنان اسلام در تهاجم فرهنگی و جنگ روانی از آن استفاده می کنند تبلیغات گسترده منفی از طریق کتاب ها و نشریات است.
در دنیای امروز کشورها نمی توانند دیواری به دور خود بکشند و از برخورد فرهنگ جامعه خود با فرهنگ های بیگانه در امان باشند. اگرفرهنگ جامعه ای توان خود را از دست بدهد و مردم از فرهنگ خود گسسته شوند قدرت درست اندیشیدن از آنها سلب می گردد و در این دریای ارتباطات غرق می شوند.
تقویت باورهای دینی و پی ریزی بینشی درست در زمینه تعالیم دینی و سیاست می تواند چون سنگری نفوذناپذیر مردم را در برابر بمب باران فرهنگی دشمن محافظت نماید و سود جویان غرب را ناکام و ناامید سازد و مردم را به جهت گیری صحیح رفتاری رهنمون شود و از کژروی و ناهنجاری ها باز دارد.
هر چند در گذشته هم مقوله ای به نام «تهاجم فرهنگی» وجود داشت و شاهد شبیخون فرهنگی غربیان به مسلمانان بوده ایم اما امروزه این امر با گسترش تکنولوژی ارتباطات، شدت، سرعت و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است.
امروزه با توجه به رشد فکری وآگاهی عمومی ملت های جهان، نفوذ و سلطه و به دست آوردن مستعمرات از راه لشکر کشی های نظامی به آسانی امکان پذیر نیست و در صورت اجرا هزینه های زیادی را برمهاجمان تحمیل می کند به همین سبب بیش از یک قرن است که استعمارگران روش نفوذ در کشورها را تغییر داده اند و از طریق سیاست های فرهنگیتلاش می کنند به اهداف شوم خود برسند.
پی نوشت ها:
[1] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان گردان عاشورا، 22/4/71.
[2] . حمید جاودانی شاهدین، مجله حوزه و دانشگاه، درآمدی بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگی، سال دهم، شماره 35.
[3] . پریچهر ابراهیمی،تأملی بر فرهنگ، تفاوت فرهنگ شرق و غرب.
[4] . محمدعلی یوسفی زاده،مجله حوزه و دانشگاه، انسان موجودی فرهنگی، سال سوم، شماره 9.
[5] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 57، ص 299، ح5.
[6] . آمدی، غررالحکم، باب توبیخ النفس، ح 4815.
[7] . اعراف/96.
[8] . طلاق/ 2-3.
[9] . قلم/ 1-2.
[10] . مرتضیمطهری،تکامل اجتماعی انسان.
[11] . حمید جاودانی شاهدین، پیشین.
[12] . همان.
[13] . بیانات مقام معظم رهبری 21/5/71.
[14] همان، در دیدار با اساتید و دانشجویان دانشگاه سمنان، 18/8/85.
[15] اصغر افتخاری و علی اکبر کمالی، رویکرد دینی در تهاجم فرهنگی.
[16] . زمر/17- 18.
[17] حمید جاودانی شاهدین، پیشین.
[18] . همان.
[19] . اعراف/ 27.
[20] . ناصر مکارم شیرازی و همکاران،تفسیر نمونه.
[21] . علامه طباطبائی،تفسیر المیزان، مترجم سید محمدباقر موسوی همدانی.
[22] . قائم مقامی.
[23] . جاودانی، پیشین.
[24] . وزارت آموزش و پرورش،آموزش پدافند غیرعامل.
[25] . یداله جوانی، ناتوی فرهنگی و راههای مقابله با آن.
[26] . علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد 75، ص 269، ح109.
[27] . یونس/ 9.
[28] . حسین شاهد خطیبی، تهاجم فرهنگی، فصل هفتم، به نقل از سایت لیله القدر.
[29] . آل عمران/ 104.
[30] . مقام معظم رهبری، در دیدار علماء و روحانیون، 7/5/71.
[31] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 5، ص 198، ح19.
[32] . همان، ج 70، ص 246، ح4.
http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/5211/7149/87155?ParentID=83878
استفاده از جذابیت های جنسی
برخی از جریانات انحرافی و فرق ضاله از هر وسیله ای برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود استفاده می کنند و شعارشان این است که هدف وسیله را توجیه می کند.اسلام ناب محمدی و مذهب حقه شیعه به ما این اجازه را نداده است که برای رسیدن به اهداف مشروع از وسایل و ابزار نامشروع استفاده کنیم، حق را زیر پا بگذاریم و حدود الهی را نادیده بگیریم، این محدودیت ها از شاخصه های مهم تبلیغ دین و مذهب ما است.
یکی از روش ها و ابزار تبلیغ و ترویج در فرقه ضاله بهاییت، استفاده از جذابیت های جنسی است؛ این فرقه با استفاده از برنامه های مختلف همچون برگزاری میهمانی های مختلط و ارتباط احساسی و عاطفی برای پیوستن افراد به این فرقه ضاله زمینه سازی می کند.
(پنجشنبه سیزدهم آبان 1389توسط محمد امین)
جذب دانش آموزان
فرقه بهائیت با توجه به دور جدید فعالیت های خود از اعضای خود خواسته است که برنامه ریزی وسیعی را برای جذب دانش آموزان به ویژه در مقطع دبیرستان تحت عناوینی همچون کلاس های تقویتی و اردوهای دانش آموزی دنبال کنند. همچنین گفته می شود تلاش برای راه اندازی مدارس غیر انتفاعی با کاوری از مدارس فوق حرفه ای و بدون بیان گرایش فرقه ای آنان از جمله توصیه های صادر شده می باشد.
دبیر شورای فرهنگی دانشگاه آزاد اصفهان:
بر اساس تحقیقات انجام شده، بیشتر شبکههای فارسی زبان ماهواره، توسط فرقه ضاله بهائیت اداره میشود.
بیشتر شبکه فارسی زبانی که در خارج از کشور در حال فعالیت هستند، توسط فرقه بهائیت و یا وابستگان به این فرقه اداره میشود. برنامههای منتشر شده در این شبکهها در پوشش برنامههای مناسب پخش میشود ولی در نهان دیدگاه خود را به بیننده تزریق میکنند و با این روش افکار و عقاید خود را جایگزین میکنند. بیشتر فیلمهای این شبکهها، به مسائلی نظیر فحشا میپردازند و با نشان دادن صحنههای نامناسب و مستهجن، سعی میکنند تا روابط زن و مرد و دختر و پسر را عادی جلوه دهند که این موضوع بسیار مخرب است.
یکی دیگر از نقاطی که دشمن در آن تحرک زیادی دارد، اینترنت و فضای مجازی بوده که با ایجاد فضای مجازی اجتماعی، مکانی برای ترویج بی بند باری و بیحجابی ایجاد شده است و دشمن با برنامه ریزی حساب شده، از این دریچه وارد شده است. باید با همتی مضاعف و همکاری همه جانبه، فضا را به گونهای آماده کنیم و ظرفیتهای داخلی را افزایش دهیم تا جوانان ما به سمت این گونه شبکهها و مطالب سوق داده نشوند.
(www.tasnimnews.com/Home/Single/302685)
مروری بر انگاره سازی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان
قسمت اول: شبکه من و تو 1
يکشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۲۷
وقتی صاحبنظران علوم اجتماعی غرب که امروز نظریات و فرضیات آنها در غرب مسلمات علمی محسوب وی شود، می بینیم که هر آنچه حاصل مذهب و اندیشه الهی باشد را بدلیل اصالت تجربه، غیر علمی می دانند. حال باید پرسید منظور شبکه manoto از جمله «مفاهیم و نظریههای قدیم تا حد زیادی عملی نیست» در میان ایرانی ها چیست که می خواهد آن را عوض کند؟
عصر امروز: شبکه "من و تو" که از لندن مدیریت می شود، مدتی است که فعالیت خود را در ادامه شبکه های mbc persian و bbc persian و gem tv و pmc و farsi۱ آغاز کرده است . به نظر می رسد بررسی دقیق این شبکه ها و بخصوص manoto در شرایط فعلی هم برای آشنایی مردم عزیزمان و هم مسئولین ضروری باشد. از این رو نویسنده سعی دارد در قالب سلسله مقالاتی به بررسی این شبکه ها از زاویه ای دیگر بپردازد.
گفته می شود شبکه "من و تو" با مدیریت فائقه آتشین یک خواننده زن دوران پهلوی به نام مستعار گوگوش که مدتی پیش با پیوستن به جمع غربی ها سر و صدایی به پا کرده بود راه اندازی شده است. این خواننده که تا سال گذشته ساکن آمریکا بوده است تنها شخصیت مهم غیر سیاسی بود که در اکثر تجمعات خارجی جریان سبز حضور فعال داشته است. البته این شبکه در برنامه نوروزی امسال(سال ۹۰) مدعی شد که این خواننده مدیر شبکه من و تو است.
برخی نیز پشتیبانی این شبکه را به جمعیت بهاییان مقیم لندن نسبت می دهند که این خبر با توجه به بهایی بودن تعداد قابل توجهی از مجریان و تهیه کنندگان این شبکه قابل پذیرش به نظر می رسد. به طور مثال خانم سالومه یا خانم ندا جناب در دادگاه علنی خود در ایران و در بازجویی های نوشته شده توسط خودش به انجام تبلیغات فرقه بهائیت در دانشگاه اعتراف کردند. و یا رها اعتمادی که در قالب انجمن های منتسب به بهاییت تلاش های زیادی برای جمع کردن ایرانی های مقیم انگلستان دارد.
اما قوی ترین فرضیه مطرح شده پشتیبانی همه جانبه سرویس جاسوسی انگلستان از سایت manoto۱,۲ است. چنانکه مسئولین امنیتی اطلاعاتی انگلستان در ارائه گزارش سالانه فعالیتهای فرهنگی سازمان MI5 در مجلس انگلستان عنوان کردند که این سازمان جاسوسی جهت انجام فعالیتهای بشردوستانه و در راستای فعالیتهای فرهنگی، به شبکه های فارسی زبان از جمله من و تو کمک مالی کرده است.
سایت "من و تو" در صفحه معرفی خود بدون اشاره به صاحب امتیاز این شبکه ماهواره ای و اسپانسرش در نکته ای ظریف دلیل پدید آمدنش را اینچنین می نویسد: «جهان از چند دهه گذشته به تدریج وارد عصر ارتباطات نوینی شده است. امروزه، بر پایه باور بسیاری از دانشمندان در حوزه های مختلف علوم اجتماعی، جهان امروزی آنچنان دگرگون شده که فهم و درک آن با مفاهیم و نظریههای قدیم تا حد زیادی عملی نیست. جهانی شدن، عصر اطلاعات، عصر رسانه ها، جامعه اطلاعاتی و جامعه رسانه ای برخی از این مفاهیم اند.» با رجوعی به آرای صاحب نظران علوم اجتماعی غرب که امروز نظریات و فرضیات آنها در غرب مسلمات علمی محسوب وی شود، می بینیم که هر آنچه حاصل مذهب و اندیشه الهی باشد را بدلیل اصالت تجربه، غیر علمی می دانند. حال باید پرسید منظور شما از «مفاهیم و نظریههای قدیم تا حد زیادی عملی نیست» در میان ایرانی ها چیست که می خواهد آن را عوض کند؟
این سایت در ادامه می نویسد: «تلویزیونهای من و تو ۱و۲ در جهت ارتقای نقش و جایگاه رسانه های ایرانی و پارسی زبان در بین رسانه ها و سعی در ارتقای نقش ایرانیان در جامعه جهانی، کار خود را شروع خواهد کرد.» که این مطلب به وضوح به علاقه صاحب امتیازها و سیاست گذاران این شبکه به تسلیم ایرانیان در قبال globalisation (جهانی شدن) و new world order (نظم نوین جهانی) اشاره دارد.
در نگاه اول وقتی مخاطبین به تماشای مستندهای این شبکه مشغول می شوند، یکسری برنامه های آموزنده و پربار را میبینند که هیچگونه مغایرتی با اخلاق و جایگاه خانواده ندارد. ولی تمامی این مستندها مقاصد و تفکرات خود را آرام آرام و با آرامش تمام به خورد مخاطبین خود داده و تماشاگران را همراه و هم عقیده خود می کند.
مقاصد و تفکراتی که درون مایه آن عدم وجود خداست...!!!
به عنوان مثال زمانی که مخاطب در حال تماشای مستند تولید انسان در رحم مادر و تولد نوزاد است، در تمام طول برنامه دیالوگها و سخنان گوینده برنامه طوری تنظیم شده که مخاطب، آن برنامه را کاملاً علمی و واقعی بداند. زمانی که مخاطب چنین برداشتی داشته باشد زمان شلیک اهداف ضد اسلامی است.
"..... دانشمندان معتقد بودند زمانی که نوزاد در رحم مادر است توانایی چنگ زدن و در مشت نگه داشتن چیزی را نباید داشته باشد ولی دیده شده نوزاد در رحم مادر دست خود را مشت میکند. نوزاد میمون و گوریل نیز بلافاصله پس از تولد، موها و پشم های تن مادرش را چنگ میزند.چون ما انسانها گونه ای از میمونها بوده ایم که به مرور زمان تغییر پیدا کرده و تکامل یافته ایم، می توان گفت نوزاد انسان نیز بند ناف را چنگ زده و در دستش مشت می کند......"
متن فوق تکه ای از گفته های گوینده برنامه مستند تولید و تولد نوزاد انسان بود.شاید در نگاه اول مخاطب پی به اهداف گوینده نبرد، ولی اینطور به مخاطب القا می شود که انسان در ابتدا به هیچ وجه به شکل انسان آفریده نشده است...!!!!
در ادامه این مستند گوینده می گوید:
"..... هنوز دانشمندان نمی دانند که انسان چگونه آفریده شده یا بهتر بگوییم چگونه از میمون به انسان تغییر ماهیت داده است..... در بین دانشمندان اختلاف نظری وجود دارد مبنی بر اینکه چگونه و با چه تغییرات شیمیایی و محیطی شعور و درک میمونها تا این اندازه تغییر کند تا روزی موجودی تغییر یافته به نام انسان بتواند معادلات ریاضی را حل نماید...."
و زمانی که برنامه به پایان می رسد مشاهده می کنیم مستند(!!!)پخش شده توسط خود تیم شبکه من و تو ساخته شده است.
همچنین از شبکه من و تو یک، همزمان با ایام محرم سال ۸۹ مجموعه سفرنامه های شخصی انگلیسی زبان پخش میشد. مردی میانسال که با چهره ای کاملاً غربی به عنوان توریست و محقق در ممالک اسلامی در جست جوی واقعیات معماری اسلامی بود.
در یکی از قسمتهای این برنامه که در شهر اصفهان(!!!!!) ضبط و تهیه شده بود، محقق نقاشی های ساختمانها و عمارات باستانی اصفهان را تصویربرداری کرده بود و بر روی آنها صحبت میکرد. ازمیان آن همه معماری اصیل اسلامی و ایرانی موجود در اصفهان، نقاشی هایی با موضوعات میگساری و رقص و آغوش گرفتن را انتخاب کرده بود و چنین توضیح میداد:
"..... در گذشته ایرانیان بسیار روشنفکر و اجتماعی بودند و در تمامی مهمانی هایشون شراب جزیی از سفره هایشون بود(!!!!!) این را می توان از نقاشی های به جا مانده بر روی دیوار های عمارتهای این شهر فهمید. ولی با ورود اسلام به این سرزمین عقاید بسیار پیش پا افتاده و عجیب و غریبی(!!!!!) در بین مردم دهان به دهان پیچید تا اینکه امروزه نمی توان در خانواده های ایرانی رنگی از آرامش و شادمانی های گذشته را دید(!!!!!!)....."
در ادامه با نشان دادن تصاویری که بر اثر گذشت زمان کاملاً مخدوش و مخروب شده و نمی توان به درستی تصویر واقعی آن نقاشی های بر روی دیوار را دید گوینده ادامه میدهد:
"..... در زمان صفویه شاهان و پادشاهان اسلامگرای آن زمان چنان به مردم فشار می آوردند که کمتر کسی جرات ابراز علاقه نسبت به جنس مخالف و بیان کردن تمایلات ج.ن.س.ی را داشت ولی همانهایی که این چنین مردم را نهی میکردند خودشان فاسدان زورگویی بودند که از نقاشی های به جا مانده در بناهای اسلامی(!!!!) می توان دید زنان برهنه و ساقی جزیی جدانشدنی از محافل اینها بوده (!!!!!!).... "
واقعاً چرا این چنین تهمت ها و دروغپردازی هایی را باید این شبکه به مخاطب خود ارائه دهد؟
در قسمتی دیگر از این سفرنامه، گوینده در حال نمایش مسجدی در کشور مغرب است و در مورد اهل تسنن و اهل تشیع این چنین می گوید:
"..... اهل تسنن معتقدند خلفایی به نامهای ابوبکر و عمر و عثمان جانشینان محمد بوده اند و این حق آن سه خلیفه بوده. ولی شیعیان صفوی(!!!!!!!) معتقدند که جانشینی به داماد محمد، شخصی به نام علی باید میرسیده که آن سه خلیفه به صورت غیر قانونی این حق را از علی گرفته اند....... به نظر من و بسیاری از مردم اگر حکومت به علی می رسید اسلام دموکراسی را زیر پا میگذاشت. با انتخاب ابوبکر و عمر و عثمان میتونم بگم این اولین و آخرین باریه که اسلام بر اساس دموکراسی عمل کرده....."
در ادامه برنامه گوینده می گوید:
"..... شخصی مسلمان علی را میکشه و سالها بعد پسر علی به نام حسین برای خونخواهی پدرش قیام میکنه که اونهم ناکام میمونه و به دست مسلمانان دیگری کشته میشه(!!!!!!!!!!)......."
(( از تمامی خوانندگان محترم بخاطر نوشتن مطالب فوق عمیقاً پوزش می طلبم ولی وظیفه خود دانستم که دیگران را از اهداف و ماهیت واقعی این شبکه "من و تو یک – من و تو دو" آگاه کنم. ))
این شبکه برنامه های مختلفی را در قالب آیتم های روتین متفاوت و با هدف گذاری های یکسان اجرا می کند که در قسمت بعدی این گزارش به تفصیل به آنها خواهیم پرداخت.
http://asremrooz.ir/vdcjfaeozuqev.sfu.html
حقایقی تکان دهنده از فعالیت علیه مهدویت در گفت وگو با کارشناسان؛
پشت پرده فعالیت شبکههای ماهوارهای بهایی کیست؟
بهاییت، یکی از فرقههای انحرافی است که با ورود به مساله مهدویت، شکاف عمیقی را در میان مسلمانان ایجاد کرد. این فرقه، که با حمایت استکبار سعی در نفوذ در میان پیروان همه ادیان دارد، فعالیت فرهنگی را در صدر فعالیتهای خود قرار دادهاند.
تولیدات تلویزیونی و راه اندازی شبکههای ماهواره ای از جمله محورهای فعالیت پیروان و مروجان فرقه بهاییت است.
فرقه انحرفی بهاییت در دوران قاجار توسط افرادی شیاد شکل گرفت که از آن شرایط و فضا برای مطرح کردن افکار انحرافی خود سوء استفاده کردند.
وی ادامه میدهد: بنیانگذار این فرقه سید علی محمد شیرازی است که در سال 1235 هجری در شیراز متولد شد. وی در ارتباطی با یکی از شاگردان سید کاظم رشتی دومین پیشوای فرقه شیخیه که نزدیکی ظهور امام عصر(عج) را نوید میداد، آشنا شد و تحت تاثیر تعالیم وی در سال 1260 همزمان با حکومت قاجار در شیراز خود را «باب» نامید. باب به معنای «در» است و منظور دری است که مهدی موعود از آن دستورات خویش را برای مردم صادر میکند، اما این پایان ماجرا نبود و پس از 3 سال خود را پیام آور مهدی (عج) دانست و کتابی به نام «بیان» نوشت.
دکتر موسوی گیلانی اضافه میکند: سید علی محمد باب در این کتاب در مورد اصول آموزش دینی نوشت. او خود را پیام آور جدید میدانست و «بیان» را کتاب مقدر خود میخواند، اما پس از مدتها کشمکش سرانجام اعدام شد.
بهاییت در امتداد فرقه شیخیه شکل گرفت، فرقه ای که معتقد بود واسطه ای میان امام زمان(عج) و مردم است و جالب این که کم کم ادعاها گسترش پیدا کرد و محمد علی بها پایه گذار این فرقه مدعی شد که اسلام از بین رفته و او پس از پیامبر خدا(ص) به رسالت رسیده و ادعای خاتمیت کرد.
استباط این گروه انحرافی چنین بود که برای فهم مسایل اعتقادی رکن اول خداست، رکن دوم پیامبر و رکن سوم امام معصوم و حال که امام در غیبت به سر میبرد رکن چهارمی نیاز است که واسطه ارتباط میان امام معصوم و مردم باشد که پس از نفوذ این تفکر انحرافی افرادی خود را رکن چهارم و باب امام زمان(عج) معرفی و کم کم فرصت را برای ادعای فردی به نام میرزا حسینعلی نوری، ملقب به بهاءا... فراهم کرد.
بهاییت نقطه مقابل اسلام قرار دارد و فتنههای باب و بهاء از جمله تلاش هایی بوده است که با هدف ضربه به اسلام و شیعه پی ریزی شد. این برنامهها از سوی کانونهای استعماری و در مسیر تداوم حیات همواره در کنار دشمنان اسلام بوده است.
یکی از فصول بسیار مهم در کارنامه بهائیت ارتباط با رژیم صهیونیستی و تاسیس شبکههای ماهواره ای از سوی فردی به نام مرداک که یک یهودی اسلام ستیز است، اختصاص دارد، دکتر موسوی گیلانی در این زمینه اظهار میدارد: این ارتباط پیشینه ای بسیار گسترده دارد. چنانکه عبدالبهاء، ارتباطی تنگاتنگ با اعضای خاندان روتچلد، گردانندگان و سرمایه گذاران اصلی در طرح استقرار یهودیان در فلسطین، داشته است. پس از مرگ عباس افندی، شوقی افندی فرزند او و نوه بهاء ریاست تشکیلات را به عهده گرفت و صهیونیستها در بدو تاسیس حکومت خود بلافاصله از جناح شوقی افندی حمایت کردند؛ تا جایی روابط سیاسی این دو سیستم با هم بالا گرفته بود، که بهائیت تنها با نوشتن نامه و درخواست مبلغی معین میتوانست تقاضای خود را بر آورده کند.
وظیفه ما در مواجهه با این فرقه موهوم
در حال حاضر بسیاری از شبکههای تلویزیونی به ترویج بهاییت اختصاص داده شده که در طول شبانه روز برنامههای خود را به مردم القا میکنند.
شبکههای تلویزیونی و رسانه ای ما آنچنان که باید در مواجهه با این برنامههای مخرب قوی نیستند و قطعا ظرافتهای ماهرانه فردی مثل مرداک و تاسیس شبکه فارسی زبان من و تو موجب شده که این شبکه با هزینه اندک مخاطبان میلیونی داشته باشد.
تبلیغات بهاییت گسترده است و صهیونیستها هم به خوبی از این فرقه حمایت میکنند و حتی یکی از اتهامات آنها به ایران نقض حقوق بهاییان در کشور است که به این وسیله موج آفرینی میکنند.
http://qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=132860))
مروری بر انگاره سازی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان
عصر امروز: شبکه "من و تو" که از لندن مدیریت می شود، مدتی است که فعالیت خود را در ادامه شبکه های mbc persian و bbc persian و gem tv و pmc و farsi۱ آغاز کرده است.
برخی پشتیبانی این شبکه را به جمعیت بهاییان مقیم لندن نسبت می دهند که این خبر با توجه به بهایی بودن تعداد قابل توجهی از مجریان و تهیه کنندگان این شبکه قابل پذیرش به نظر می رسد. به طور مثال خانم سالومه یا خانم ندا جناب در دادگاه علنی خود در ایران و در بازجویی های نوشته شده توسط خودش به انجام تبلیغات فرقه بهائیت در دانشگاه اعتراف کردند. و یا رها اعتمادی که در قالب انجمن های منتسب به بهاییت تلاش های زیادی برای جمع کردن ایرانی های مقیم انگلستان دارد.
اما قوی ترین فرضیه مطرح شده پشتیبانی همه جانبه سرویس جاسوسی انگلستان از سایت manoto۱,۲ است. چنانکه مسئولین امنیتی اطلاعاتی انگلستان در ارائه گزارش سالانه فعالیتهای فرهنگی سازمان MI5 در مجلس انگلستان عنوان کردند که این سازمان جاسوسی جهت انجام فعالیتهای بشردوستانه و در راستای فعالیتهای فرهنگی، به شبکه های فارسی زبان از جمله من و تو کمک مالی کرده است.
در نگاه اول وقتی مخاطبین به تماشای مستندهای این شبکه مشغول می شوند، یکسری برنامه های آموزنده و پربار را می بینند که هیچگونه مغایرتی با اخلاق و جایگاه خانواده ندارد. ولی تمامی این مستندها مقاصد و تفکرات خود را آرام آرام و با آرامش تمام به خورد مخاطبین خود داده و تماشاگران را همراه و هم عقیده خود می کند.
مقاصد و تفکراتی که درون مایه آن عدم وجود خداست...!!!
به عنوان مثال زمانی که مخاطب در حال تماشای مستند تولید انسان در رحم مادر و تولد نوزاد است، در تمام طول برنامه دیالوگها و سخنان گوینده برنامه طوری تنظیم شده که مخاطب، آن برنامه را کاملاً علمی و واقعی بداند. زمانی که مخاطب چنین برداشتی داشته باشد زمان شلیک اهداف ضد اسلامی است.
"..... دانشمندان معتقد بودند زمانی که نوزاد در رحم مادر است توانایی چنگ زدن و در مشت نگه داشتن چیزی را نباید داشته باشد ولی دیده شده نوزاد در رحم مادر دست خود را مشت می کند. نوزاد میمون و گوریل نیز بلافاصله پس از تولد، موها و پشم های تن مادرش را چنگ می زند.چون ما انسانها گونه ای از میمونها بوده ایم که به مرور زمان تغییر پیدا کرده و تکامل یافته ایم، می توان گفت نوزاد انسان نیز بند ناف را چنگ زده و در دستش مشت می کند......"
متن فوق تکه ای از گفته های گوینده برنامه مستند تولید و تولد نوزاد انسان بود.شاید در نگاه اول مخاطب پی به اهداف گوینده نبرد، ولی اینطور به مخاطب القا می شود که انسان در ابتدا به هیچ وجه به شکل انسان آفریده نشده است...!!!!
در ادامه این مستند گوینده می گوید:
"..... هنوز دانشمندان نمی دانند که انسان چگونه آفریده شده یا بهتر بگوییم چگونه از میمون به انسان تغییر ماهیت داده است..... در بین دانشمندان اختلاف نظری وجود دارد مبنی بر اینکه چگونه و با چه تغییرات شیمیایی و محیطی شعور و درک میمونها تا این اندازه تغییر کند تا روزی موجودی تغییر یافته به نام انسان بتواند معادلات ریاضی را حل نماید...."
و زمانی که برنامه به پایان می رسد مشاهده می کنیم مستند(!!!)پخش شده توسط خود تیم شبکه من و تو ساخته شده است.
همچنین از شبکه من و تو یک، همزمان با ایام محرم سال ۸۹ مجموعه سفرنامه های شخصی انگلیسی زبان پخش می شد. مردی میانسال که با چهره ای کاملاً غربی به عنوان توریست و محقق در ممالک اسلامی در جست جوی واقعیات معماری اسلامی بود.
در یکی از قسمتهای این برنامه که در شهر اصفهان(!!!!!) ضبط و تهیه شده بود، محقق نقاشی های ساختمانها و عمارات باستانی اصفهان را تصویربرداری کرده بود و بر روی آنها صحبت می کرد. ازمیان آن همه معماری اصیل اسلامی و ایرانی موجود در اصفهان، نقاشی هایی با موضوعات میگساری و رقص و آغوش گرفتن را انتخاب کرده بود و چنین توضیح می داد:
"..... در گذشته ایرانیان بسیار روشنفکر و اجتماعی بودند و در تمامی مهمانی هایشون شراب جزیی از سفره هایشون بود(!!!!!) این را می توان از نقاشی های به جا مانده بر روی دیوار های عمارتهای این شهر فهمید. ولی با ورود اسلام به این سرزمین عقاید بسیار پیش پا افتاده و عجیب و غریبی(!!!!!) در بین مردم دهان به دهان پیچید تا اینکه امروزه نمی توان در خانواده های ایرانی رنگی از آرامش و شادمانی های گذشته را دید(!!!!!!)....."
در ادامه با نشان دادن تصاویری که بر اثر گذشت زمان کاملاً مخدوش و مخروب شده و نمی توان به درستی تصویر واقعی آن نقاشی های بر روی دیوار را دید گوینده ادامه می دهد:
"..... در زمان صفویه شاهان و پادشاهان اسلامگرای آن زمان چنان به مردم فشار می آوردند که کمتر کسی جرات ابراز علاقه نسبت به جنس مخالف و بیان کردن تمایلات ج.ن.س.ی را داشت ولی همانهایی که این چنین مردم را نهی می کردند خودشان فاسدان زورگویی بودند که از نقاشی های به جا مانده در بناهای اسلامی(!!!!) می توان دید زنان برهنه و ساقی جزیی جدانشدنی از محافل اینها بوده (!!!!!!).... "
در قسمتی دیگر از این سفرنامه، گوینده در حال نمایش مسجدی در کشور مغرب است و در مورد اهل تسنن و اهل تشیع این چنین می گوید:
"..... اهل تسنن معتقدند خلفایی به نامهای ابوبکر و عمر و عثمان جانشینان محمد بوده اند و این حق آن سه خلیفه بوده. ولی شیعیان صفوی(!!!!!!!) معتقدند که جانشینی به داماد محمد، شخصی به نام علی باید می رسیده که آن سه خلیفه به صورت غیر قانونی این حق را از علی گرفته اند....... به نظر من و بسیاری از مردم اگر حکومت به علی می رسید اسلام دموکراسی را زیر پا می گذاشت. با انتخاب ابوبکر و عمر و عثمان می تونم بگم این اولین و آخرین باریه که اسلام بر اساس دموکراسی عمل کرده....."
در ادامه برنامه گوینده می گوید:
"..... شخصی مسلمان علی را می کشه و سالها بعد پسر علی به نام حسین برای خونخواهی پدرش قیام می کنه که اونهم ناکام می مونه و به دست مسلمانان دیگری کشته می شه(!!!!!!!!!!)......."
http://www.sokhane-ashena.com/maghaleh/90/2/145.php
سیف الدین سلیمي